چگونه کودک و نوجوان را با مسجد مأنوس کنیم؟

کودک باید احساس کند مسجد ادامه طبیعی خانه است، نه فضایی بیگانه و پراضطراب.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مسجد، در منطق قرآن و سیره نبوی، فقط محل عبادت فردی نیست؛ قلب تپنده تربیت، هویت‌بخشی و جامعه‌سازی دینی است. اما پرسش اساسی اینجاست: چرا بسیاری از کودکان و نوجوانان، به‌جای احساس آرامش و تعلق، تجربه‌ای تلخ یا خنثی از مسجد دارند؟ چگونه می‌توان مسجد را از یک «فضای رسمیِ بزرگسالانه» به یک «پناهگاه امنِ تربیتی» برای نسل نو تبدیل کرد؟

در گفت‌وگوی تفصیلی با دکتر محمدرضا علی‌آبادی، یکی از کارشناسان  علوم دینی و قرآنی، به واکاوی علمی، تربیتی و قرآنی راه‌های انس کودکان و نوجوانان با مسجد پرداخته‌ایم.

 

پرسش: از نگاه قرآن و تربیت اسلامی، «انس با مسجد» در کودکی چه جایگاهی دارد و چرا این مرحله تا این اندازه تعیین‌کننده است؟

پاسخ:

در منطق قرآن، تربیت دینی یک فرایند تدریجی، عاطفی و مبتنی بر محبت پیشینی است، نه نتیجه دستور و اجبار. مسجد هم دقیقاً در همین چارچوب معنا پیدا می‌کند. وقتی قرآن از آبادکنندگان مسجد سخن می‌گوید، می‌فرماید: «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ…» (توبه، ۱۸)

«عمران مسجد» در تفسیرهای معتبر، فقط به ساخت فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه حضور زنده، پیوسته و عاشقانه انسان‌ها را هم شامل است، حضوری که باید از کودکی پایه‌گذاری شود.

کودک در سال‌های اول زندگی، دین را نه از راه استدلال، بلکه از طریق تجربه زیسته می‌شناسد. اگر مسجد برای او با خاطره طرد، تذکر تند، سکوت تحمیلی یا بی‌توجهی همراه شود، ناخودآگاه تصویر خدا، دین و عبادت نیز در ذهنش مخدوش می‌شود. برعکس اگر مسجد محل امنیت روانی، دیده شدن و شادی کنترل‌شده باشد، کودک خدا را دوست‌داشتنی تجربه می‌کند.

از منظر روان‌شناسی دینی، هر چه پیوند عاطفی اولیه قوی‌تر باشد، در نوجوانی و بزرگسالی به هویت پایدار دینی تبدیل می‌شود. به همین دلیل، پیامبر اکرم(ص) نه‌تنها حضور کودکان در مسجد را منع نمی‌کردند، بلکه رفتار خود را با حضور آنان تنظیم می‌کردند تا آنجا که سجده را طولانی می‌کردند تا کودکی که بر پشت ایشان نشسته، آزار نبیند. این پیام یک اصل تربیتی عمیق دارد: مسجد باید خود را با کودک تطبیق دهد، نه کودک با سختی‌های ما از مسجد فراری داده شود.

 

پرسش: بسیاری معتقدند کودک آداب مسجد را بلد نیست و به همین دلیل حضورش مزاحمت ایجاد می‌کند. این نگاه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پاسخ:

این گزاره در ظاهر منطقی، اما در باطن یک خطای تربیتی جدی است. کودک بلد نیست چون هنوز آموزش ندیده. و آموزش، بدون حضور ممکن نیست. ما نمی‌توانیم از کودکی که تازه وارد فضای مسجد شده، انتظار رفتار یک فرد بالغ و سال‌ها مأنوس با عبادت را داشته باشیم.

قرآن کریم در سوره نحل می‌فرماید:  «وَاللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا» انسان با «ندانستن» آغاز می‌کند و در فرایند تدریجی آموزش، به دانایی می‌رسد. مسجد باید یکی از مهم‌ترین بسترهای این آموزش تدریجی باشد، نه مکانی که کودک بابت نابلدی تنبیه روانی شود.

از سوی دیگر آداب مسجد، بیش از آنکه با تذکر زبانی منتقل شود، با الگوسازی رفتاری شکل می‌گیرد. کودکی که بزرگترها را آرام، مهربان، خوش‌اخلاق و اهل تعامل می‌بیند، ناخودآگاه همان رفتار را تقلید می‌کند. اما اگر اولین مواجهه او با مسجد، اخم، تشر یا بیرون‌کردن باشد، پیام پنهان این است: «تو اینجا جایی نداری.»

در واقع ما باید بپذیریم که صدای کودک، حرکت کودک و حتی شیطنت کنترل‌شده او بخشی از «حیات مسجد» است؛ همان حیاتی که اگر نباشد، مسجد به مکانی خاموش و بی‌نسل تبدیل می‌شود.

 

پرسش: خانواده‌ها در مأنوس‌کردن کودک با مسجد چه نقشی دارند و چه خطاهایی بیشتر از سوی والدین رخ می‌دهد؟

پاسخ:

خانواده، اولین واسطه عاطفی میان کودک و مسجد است. کودک معمولاً مسجد را نه به‌عنوان یک نهاد دینی، بلکه به‌عنوان «جایی که با پدر یا مادر می‌رود» می‌شناسد. اگر این همراهی با آرامش، لبخند و احترام همراه باشد، مسجد به خاطره‌ای شیرین تبدیل می‌شود.

یکی از خطاهای رایج والدین، استفاده ابزاری از مسجد است. یعنی کودک فقط زمانی به مسجد برده می‌شود که والدین قصد نماز دارند و انتظار دارند کودک کاملاً ساکت، بی‌تحرک و نامرئی باشد. این انتظار با واقعیت روان کودک در تضاد است و او را دچار تنش می‌کند.

خطای دیگر، تهدید یا اجبار است. مانند اینکه «اگر نیایی مسجد، خدا ناراحت می‌شود». این نوع بیان، خدا را در ذهن کودک به موجودی خشمگین و تنبیه‌گر تبدیل می‌کند. در حالی که قرآن، خدا را با «رحمانیت» معرفی می‌کند: «الرَّحْمٰنُ؛ عَلَّمَ الْقُرْآنَ»  تعلیم دین، از رحمت آغاز می‌شود، نه از ترس.

والدین موفق، مسجد را به عنوان بخشی از «سبک زندگی مشترک» معرفی می‌کنند؛ با گفت‌وگو، توضیح ساده، و حتی بازی و روایت. کودک باید احساس کند مسجد ادامه طبیعی خانه است، نه فضایی بیگانه و پراضطراب.

 

پرسش: نقش امام جماعت و خادمان مسجد در جذب یا دفع کودکان و نوجوانان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

پاسخ:

امام جماعت، ستون عاطفی مسجد است. لحن، نگاه و نوع مواجهه او اثر تربیتی عمیقی دارد حتی گاهی بسیار بیشتر از خطبه‌ها و سخنرانی‌ها. کودکی که یک‌بار با لبخند، نوازش یا توجه امام جماعت مواجه شود، مسجد را «امن» تجربه می‌کند.

در سیره پیامبر(ص)، امام جماعت موظف بود حال ضعیف‌ترین مأموم را در نظر بگیرد؛ چه رسد به کودک. کوتاه خواندن نماز به‌خاطر حضور کودک، یک اصل نبوی است، نه یک استثناء. این یعنی مدیریت مسجد باید «انسان‌محور» باشد، نه صرفاً آیین‌محور.

خادمان مسجد هم نقش مهمی دارند. برخوردهای خشک و انتظامی، اگرچه با نیت حفظ نظم انجام می‌شود، اما در ذهن کودک به معنای طرد است. نظم، باید با توضیح، صبر و آموزش تدریجی ایجاد شود. مسجدی که نیروهای آن آموزش تربیت کودک ندیده‌اند، ناخواسته تبدیل به فضای دفع‌کننده می‌شود. در مقابل مسجدی که کادر آن سواد تربیتی دارد، حتی بدون امکانات خاص، جذاب و زنده خواهد بود.

 

پرسش: برای نوجوانان که دوره پرسشگری و استقلال‌طلبی است، مسجد چه تغییری باید بکند؟

پاسخ:

نوجوان، دیگر صرفاً به دنبال حضور فیزیکی نیست. او به معنا، گفت‌وگو و به رسمیت شناخته‌شدن نیاز دارد. اگر مسجد همچنان با ادبیات کودکانه یا دستوری با او سخن بگوید، طبیعی است که فاصله بگیرد.

قرآن، نوجوانان مؤمن را با عنوان «فِتْیَهٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ» (کهف، ۱۳) معرفی می‌کند. جوانانی که ایمانشان آگاهانه و انتخابی است. این آیه نشان می‌دهد که ایمان نوجوان، نیازمند فضا برای انتخاب، پرسش و حتی تردید است.

مسجد باید امکان گفت‌وگوهای آزاد اما هدایت‌شده را فراهم کند؛ حلقه‌های پرسش و پاسخ، فعالیت‌های اجتماعی، مسئولیت‌سپاری واقعی و نه صوری. نوجوان اگر در مسجد نقش نداشته باشد، رابطه هم برقرار نمی‌کند. مسجد موفق، نوجوان را نه مخاطب منفعل، بلکه عضو فعال جامعه ایمانی می‌بیند که می‌تواند اثرگذار باشد، ایده بدهد و شنیده شود.

 

پرسش: اگر بخواهید یک جمع‌بندی راهبردی ارائه دهید، کلید طلایی مأنوس‌کردن کودک و نوجوان با مسجد چیست؟

پاسخ:

کلید طلایی، یک واژه است: «محبت آگاهانه». محبتی که بر پایه شناخت روان کودک و نوجوان، فهم قرآنی از تربیت و الگوی نبوی در رفتار شکل گرفته باشد. مسجد باید از «محل انجام تکلیف» به «فضای تجربه ایمان» تبدیل شود. این تغییر با بخشنامه و شعار رخ نمی‌دهد؛ با تغییر نگاه، آموزش نیروها، و صبر تربیتی محقق می‌شود.

هر کودک و نوجوانی که امروز با خاطره خوش از مسجد بیرون می‌رود، سرمایه اجتماعی دین در فرداست و هر خاطره تلخ، یک فرصت از دست رفته تربیتی است.