بعل؛ از خدای طوفان کنعانی تا نماد قدرت در سیاست معاصر

نام بعل در دهه‌های اخیر بیش از آنکه به‌مثابه یک موضوع باستان‌شناختی مطرح شود، به صورت یک نماد فرهنگی و سیاسی در گفتمان عمومی ظاهر شده است. بعل در اصل عنوانی سامی به معنای سرور یا مالک بود که در شام باستان بر خدای طوفان و باران اطلاق می‌شد. اما سرنوشت تاریخی او نشان می‌دهد که چگونه یک خدای محلی کشاورزی می‌تواند در طی قرن‌ها به نمادی از قدرت، رقابت هویتی و حتی نقد نظام‌های سلطه تبدیل شود.

این یادداشت چند موضوع را بررسی می‌کند: ریشه تاریخی بعل، تحول معنایی آن در سنت‌های ابراهیمی، کارکرد سیاسی و نمادین آن در جهان معاصر، تصاویر مجسمه بعل و قربانی برای آن.

بعل در بافت تاریخی شام باستان

کاوش‌های شهر اوگاریت در سواحل سوریه امروز، به‌ویژه الواح میخی موسوم به «چرخه بعل»، تصویری نسبتاً دقیق از جایگاه او ارائه می‌دهد. بعل حدّد خدای رعد و باران بود؛ نیرویی که در اقلیم مدیترانه‌ای، مرز میان قحطی و رونق را تعیین می‌کرد.

 

ویژگی‌های اصلی اسطوره بعل

  • فرمانروای ابر و باران
  • پیروز بر یَم، نماد آشوب دریایی
  • درگیر نبرد چرخه‌ای با موت، نماد خشکسالی و مرگ
  • ضامن باروری زمین و ثبات اقتصادی جامعه

در این چارچوب، بعل تجسم «قدرت حیات‌بخش طبیعت» بود. دین در این دوره، به‌طور مستقیم با اقتصاد کشاورزی پیوند داشت. هرچه باران بیشتر، اقتدار بعل بیشتر.

 

از خدای محلی تا مسئله توحید

 

در متون عهد عتیق، بعل به عنوان رقیب الهیاتی یهوه معرفی می‌شود. تقابل پیامبران بنی‌اسرائیل با پرستش بعل، صرفاً جدال اعتقادی نبود؛ بلکه نزاعی هویتی و سیاسی نیز محسوب می‌شد. انتخاب میان یهوه و بعل، انتخاب میان دو نظام اجتماعی متفاوت بود.در قرآن کریم نیز در سوره صافات، دعوت قوم الیاس از بعل به‌عنوان نمونه‌ای از انحراف توحیدی ذکر شده است. الهیات اسلامی بعل را مصداق شرک تاریخی می‌داند و از آن برای تبیین مرز میان توحید و بت‌پرستی بهره می‌گیرد. در این مرحله، بعل از یک «خدای باران» به یک «نماد انحراف» تبدیل می‌شود. این تغییر معنایی اهمیت سیاسی دارد، زیرا هر جامعه توحیدی برای تثبیت هویت خود، نیازمند تعریف مرز با دیگری است.

بعل و ساختار قدرت در جهان باستان

دین در جوامع باستانی ابزار مشروعیت سیاسی بود. پادشاهانی که خود را نماینده بعل معرفی می‌کردند، در واقع اقتدار طبیعی را به اقتدار سیاسی پیوند می‌زدند. اگر باران می‌بارید، نشانه رضایت بعل و در نتیجه تأیید حاکم تلقی می‌شد. در این الگو، بعل سه کارکرد سیاسی داشت: نخست مشروعیت‌بخشی به سلطنت، سپس ایجاد انسجام آیینی در جامعه و در آخر توجیه نظم سلسله‌مراتبی قدرت. به همین دلیل، حذف بعل از عرصۀ عمومی در جوامع توحیدی، صرفاً حذف یک بت نبود؛ بلکه بازسازی کامل نظام اقتدار بود. در جهان معاصر، بعل دیگر موضوع عبادت نیست؛ بلکه به یک نماد فرهنگی تبدیل شده است. در برخی روایت‌های انتقادی، نام بعل به‌عنوان استعاره‌ای برای قدرت فاسد، سرمایه‌داری افسارگسیخته یا شبکه‌های پنهان قدرت به کار می‌رود.

چرا یک خدای طوفان باستانی چنین ظرفیت نمادینی پیدا کرده است؟

چند عامل را می‌توان برشمرد: تصویر او با رعد و آذرخش، یادآور قدرت مهارنشدنی است. سابقۀ تاریخی او در تقابل با پیامبران، بار اخلاقی منفی ایجاد کرده است. واژۀ بعل به معنای مالک، با مفاهیم سلطه و تملک هم‌پوشانی معنایی دارد. در نتیجه، بعل در تخیل سیاسی معاصر به نماد «قدرتی که خود را مالک جهان می‌پندارد» تبدیل شده است.

خوانش جامعه‌شناختی

از منظر جامعه‌شناسی دین، هرگاه بی‌اعتمادی عمومی نسبت به نخبگان افزایش می‌یابد، جامعه به سراغ زبان اسطوره‌ای می‌رود. اسطوره‌ها ابزار فشرده‌سازی مفاهیم پیچیدۀ قدرت هستند. به جای تحلیل چندلایۀ ساختار اقتصادی، نام یک نماد کهن جایگزین می‌شود. در این فرایند، بعل دیگر شخصیت تاریخی نیست؛ بلکه برچسبی برای نقد قدرت است. این تحول نشان می‌دهد که اسطوره‌ها هرگز کاملاً از صحنۀ تاریخ حذف نمی‌شوند؛ بلکه شکل کارکردی آن‌ها تغییر می‌کند. بعل را می‌توان در سه مرحلۀ تاریخی فهمید: نخست در عصر باستان: خدای طوفان و ضامن حیات کشاورزی. دوم در سنت‌های توحیدی: نماد شرک و انحراف اعتقادی و دیگر در سیاست معاصر: استعاره‌ای از قدرت مهارنشده. اهمیت بعل نه در بازگشت آیینی او، بلکه در بازتولید نمادین اوست. هرجا مسئلهٔ قدرت، مالکیت و سلطه مطرح باشد، امکان احیای اسطوره‌های کهن وجود دارد.

 

مطالعۀ بعل به ما نشان می‌دهد که چگونه دین، سیاست و تخیل جمعی در طول تاریخ به یکدیگر گره خورده‌اند. خدای طوفان کنعانی، اگرچه دیگر پرستش نمی‌شود، اما همچنان در زبان نمادین سیاست حضور دارد؛ نه به عنوان موجودی قدسی، بلکه به عنوان آینه‌ای برای فهم نسبت انسان با قدرت. از بعل به‌عنوان یک خدای واحد و با چهرۀ ثابت، مجسمۀ مشخص و استانداردی وجود نداشته است؛ چون بعل عنوانی عام به معنای سرور بوده و در مناطق مختلف شام باستان به صورت‌های متفاوت تجسم یافته است. با این حال، آثار باستان‌شناسی متعددی وجود دارد که پژوهشگران آن‌ها را به بعل حدّد، خدای طوفان کنعانی، نسبت می‌دهند.

نمونه‌های شناخته‌شدۀ باستان‌شناختی

۱. پیکرۀ مفرغی اوگاریت

در محوطۀ باستانی اوگاریت در سوریه، پیکره‌ای مفرغی متعلق به هزارۀ دوم پیش از میلاد کشف شده که مردی ایستاده را با دست برافراشته و شیئی شبیه آذرخش نشان می‌دهد. بسیاری از پژوهشگران این اثر را تجسم بعل حدّد می‌دانند.

۲. نقش‌برجسته‌های کنعانی

در برخی نقش‌برجسته‌ها، خدایی با شاخ یا کلاه‌خود شاخ‌دار و نماد رعد دیده می‌شود که به سنت خدایان طوفان منطقه تعلق دارد و با بعل همسان‌انگاری می‌شود.

۳. معبد بعل در بعلبک

در شهر  بعلبک آثار عظیم معابد رومی باقی مانده است. هرچند ساختار کنونی مربوط به دورۀ روم است، اما این مکان پیش‌تر مرکز پرستش بعل در سنت‌های محلی بوده است. در جهان باستان، خدایان محلی معمولاً در قالب‌های متنوع و بدون یک الگوی واحد تصویری ساخته می‌شدند. بنابراین: یک مجسمۀ رسمی جهانی از بعل وجود ندارد بلکه چندین پیکره و نقش وجود دارد که بر اساس متن‌های اوگاریتی و تطبیق نمادها به بعل نسبت داده می‌شود . در برخی متون عهد عتیق و نیز در یافته‌های باستان‌شناختی کارتاژ و فنیقیه، گزارش‌هایی از قربانی‌کردن و سوزاندن نذورات وجود دارد. در برخی منابع، حتی ادعای قربانی‌کردن کودک مطرح شده است؛ هرچند میان پژوهشگران دربارۀ گستره و ماهیت این پدیده اختلاف نظر جدی وجود دارد. نکتۀ مهم این است که این قربانی‌ها به خدایانی مانند بعل یا بعل حمّون نسبت داده شده‌اند.