شکاف میان فلسفه و علوم انسانی از ژرف‌ترین خلأهای نظام اندیشگی است

مبلغ/ حجت الاسلام عبداللهی دبیر علمی همایش «ملی بنیادهای فلسفی علوم انسانی و اجتماعی مبانی انسان‌شناختی» شکاف میان فلسفه و علوم انسانی را از ژرف‌ترین خلأهای نظام اندیشگی عنوان کرد.

به گزارش «مبلغ»، حجت الاسلام مهدی عبداللهی دبیر علمی همایش «ملی بنیادهای فلسفی علوم انسانی و اجتماعی؛ مبانی انسان‌شناختی» در گفتگو با مهر گفت: «علوم انسانی» علومی است که موضوع تحقیق آنها ابعاد وجودی و کنش‌های مختلف انسانی (بما هو انسان) است. مقصود از کنش‌های انسانی آن دسته از فعالیت‌های انسانی است که متضمن روابط افراد بشر یا یک‌دیگر و روابط این افراد با اشیا، و نیز آثار، نهادها و مناسبات ناشی از این رفتارهاست. این علوم از سویی، ابعاد مختلف وجودی انسانی از قبیل وجوه فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و غیره را توصیف می‌کنند و از جانبی دیگر، برای گذار از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب در هر یک از ابعاد یادشده راهبرد و برنامه ارائه می‌کنند.

دبیر علمی همایش ملی بنیادهای فلسفی علوم انسانی و اجتماعی افزود: علوم انسانی منبع تولید نرم‌افزار اداره و تدبیر فرد و جامعه انسانی است. رجوع به متن و عینیت زندگی بشر امروزی نیز نشان‌گر آن است که در حال حاضر نیز در تمام جهان، و حتی جهان اسلام و از جمله کشور ما، این علوم انسانی است که ذهن و زبان زندگی مردم را مهندسی کرده، به آن‌ها معنا و جهت می‌بخشد.

حجت الاسلام عبداللهی تاکید کرد: از سوی دیگر، علوم انسانی موجود در دو ساحت نظر و پیامدهای عملی از آسیب‌های فراوانی رنج می‌برند. با نگاهی گذرا به هر یک از شاخه‌های علوم انسانی آشکار می‌شود که دیدگاه‌های متعارض و مکاتب و جریان‌های ناهم‌سازی در قلمرو این علوم مدعی ارائه دیدگاه‌های معتبرند در حالی که با عنایت به تنافی و تهافت میان این نگرش‌ها هرگز نمی‌توان تمامی این نظریات را موجه و قابل دفاع و منطبق بر واقعیات انسانی دانست.

وی با اشاره به اینکه جایگاه علوم انسانی انکار ناشدنی است، ادامه داد: این علوم با وجود نتایج مثبتشان که در جای خود انکار ناشدنی است، نه‌تنها در حل مشکلات و بحران‌های فردی و جمعی انسان‌ها توفیق کامل نداشته‌اند، بلکه خود مشکلات مادی همچون استعمار، جنگ‌های جهانی و مسائل زیست‌محیطی و نیز بحران‌های معنوی همچون بحران هویت، ازهم‌پاشیدگی خانوادگی و بی‌معنایی زندگی برای فرد و جامعه به ارمغان آورده‌اند. اینجاست که سخن از ضرورت تحول (پیرایش، تکمیل یا تأسیس) در علوم انسانی حتی از سوی برخی اندیشمندان غربی پای به صحنه می‌گذارد.

دبیر علمی این همایش اضافه کرد: بر پایه نگرش علم‌شناختی مقبول، نظام طبقه‌بندی طولی بر دانش‌های بشری حاکم است، به وجهی که پژوهش در مسائل بسیاری از علوم مبتنی بر گزاره‌هایی است که اعتبار آن‌ها را باید خارج از آن علم و در دانشی فرادست‌تر جستجو کرد. این گزاره‌ها به اصطلاح «مبادی علوم» شمرده می‌شوند.

وی با تاکید بر نظریه «انسان بما هو انسان» تصریح کرد: بنیادی‌ترین مبادی علوم را باید در میان گزاره‌ها و شاخه‌های مختلف علوم فلسفی جستجو کرد که از قضا میان خود این شاخه‌ها نیز سلسله مراتب دانشی برقرار است. بنیادی‌ترین گزاره‌های معرفتی در دانش معرفت‌شناسی بررسی می‌شوند که اصل معرفت انسانی از حیث واقع‌نمایی را بررسی می‌کند. در مرتبه دوم نوبت به هستی‌شناسی عقلی می‌رسد که به‌دنبال دست‌یابی به نگرشی کلی به هستی و شناخت اوصاف و احکام کلی وجود است. پس از این دو مرحله، می‌توان دانشی شکل داد که موضوع پژوهش آن انسان باشد و با حل مسائل آن به مجموعه‌ای با عنوان انسان‌شناسی دست یافت که نظر به «انسان بما هو انسان» دارد.

حجت الاسلام عبداللهی افزود: با وجود این وابستگی بنیادین علوم انسانی به دانش‌های فلسفی، روح حاکم بر فعالیت‌های علمی مراکز آموزشی و پژوهشی در قلمرو فلسفه (اسلامی و غرب) و رشته‌های متعدد علوم انسانی، فقدان ارتباط دانشی میان این دو قلمرو است. فیلسوف سر در گریبان تفلسف خویش دارد و اندیشمند علوم انسانی به خارج از چارچوب دانش خود نظر ندارد. این شکاف میان فلسفه و علوم انسانی از ژرف‌ترین خلأهای نظام اندیشگی و علمی کشور است.

وی افزود: در نقطه مقابل، تلاش علمی برای پر کردن این خلأ هم به امتدادبخشی فلسفه اسلامی در عرصه‌های عینی و انضمامی می‌انجامد، هم زمینه‌های تحول در علوم انسانی را فراهم می‌آورد. از این روی، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران در نظر دارد همایش ملی «بنیادهای فلسفی علوم انسانی و اجتماعی؛ مبانی انسان‌شناختی» را برگزار کند که در خلال این همایش مناسبات مسائل انسان‌شناختی با دیدگاه‌ها و جریان‌های رشته‌های گوناگون علوم انسانی واکاوی خواهند شد.