چگونه از روزهای محرم مراقبت کنیم؟

کتاب المراقبات، تألیف مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ،  کتاب المراقبات که به منظور مراقبت از اوقات شریف و قابل‌استفاده در طول سال نوشته شده است، همراه نکات مفید دیگر و تذکرات اخلاقی مؤلف که از ضمیر روشن و پاک او برمی‌خیزد، حلاوتی به کام خواننده می‌چشاند که در سایر کتب، کمتر تجربه می‌کند. مرحوم مؤلف، پس از مقدمه‌اى، در دوازده فصل به هر کدام از ماه‌های قمری (از محرم تا ذی‌حجه) می‌پردازد و در خاتمه با تذکراتی اخلاقی کتاب را به پایان می‌برد.

دهه اول محرم

حزن و اندوه

سزاوار است حال دوستان آل محمد – که رحمت خدا بر آنان باد – بحکم دوستى و وفا و ایمان به خداوند بلند مرتبه و بزرگ و رسول کریم، در دهه اول محرم تغییر نموده و در دل و سیماى خود، آثار اندوه و درد این مصیبتهاى بزرگ و دردناک را آشکار نمایند. باید مقدارى از لذائذ زندگى را که از خوردن و نوشیدن و حتى خوابیدن و گفتن بدست مى آید ترک نموده و مانند کسى باشند که پدر یا فرزند خود را از دست داده است. نباید احترام خود و نزدیکانشان باشد و لازم است که خدا و پیامبر و امامش – رحمت خداوند بر آنان باد – را بیش از خود، فرزندان و نزدیکانش دوست داشته باشد.

خداوند متعال مى فرماید: ((بگو اگر پدران و پسران خود را بیش از خدا و رسولش و جهاد در راه او دوست دارید، منتظر باشید تا خداوند مطلب مورد نظر خود را انجام داده (و شما پشیمان و زیانکار شوید)))[۱].

یکى از فرزندان کوچکم در دهه اول محرم فقط نان خالى و بدون خورش ‍ مى خورد. و تا جائى که مى دانم کسى به او نگفته بود که این کار را انجام دهد و گمان مى کنم سرچشمه این کار دوستى باطنى او بود.

حال اگر کسى نتواند در تمام دهه اول این کار را انجام بدهد، باید در روز تاسوعا، عاشورا و شب یازدهم نان خالى بخورد. و در روز عاشورا، تا عصر خوردن، آشامیدن و حتى سخن گفتن – مگر آن که لازم باشد – و دیدار با برادران دینى را ترک کرده و آن روز را روز گریه و اندوه خود قرار دهد. و نیز در دهه اول، هر روز امام حسین (علیه السلام) را با زیارت عاشورا زیارت نماید. و اگر مى تواند مراسم عزادارى آن حضرت را در منزل خود با نیتى خالص برپا نماید، باید همین کار را بکند. و اگر نمى تواند، در مساجد یا منازل دوستانش به برپایى این مراسم کمک کرده و این مطلب را از مردم بپوشاند تا به اخلاص نزدیک شده و از خودنمایى دور شود. و هر روز مقدارى از اوقات خود را در مکانهاى عمومى به عزادارى بپردازد.

مواسات با امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت – رحمت خدا بر آنان باد – نیز باید بخاطر صدمات ظاهرى که به آن حضرت وارد شد، باشد. ولى از این مطلب هم نباید غافل شد که صدمات ظاهرى که بر آن حضرت (علیه السلام) وارد شد، در مورد هیچکدام از پیامبران و جانشینان آنان و حتى در مورد هیچیک از جهانیان شنیده نشده است؛ بخصوص تشنگى حضرت (علیه السلام) که در احادیث قدسى و غیر قدسى چیزهایى درباره آن آمده است که انسان توان تصور آن را نیز ندارد. همچنین مصیبتهایى مانند شهید شدن اهلبیت و اسارت حرمش، گویا او با محبوبش پیمان بسته بود بخاطر خوشنودى او کشته شدن را با انواع آن از قبیل سر بریدن، کشتن از زیر گلو، کشتن با شکنجه و با گرسنگى و تشنگى و اندوه و غیر اینها، تحمل کند. ولى با این همه شادمانى و نشاطى بجهت آشکار شدن نورهاى زیبایى و عظمت خداوند و شوق دیدار با او و رسیدن به ذات مقدسش به او مى رسید که آن سختیها را آسان مى نمود.

بلکه سختى آن را به لذت تبدیل مى نمود. یکى از یاران او در این رابطه مى گوید: هر چه شرایط بر امام (علیه السلام) سخت تر مى گردید، سیماى او برافروخته تر و خوشحال تر مى شد[۲]. ولى بهر حال درد و اندوه سختیها و مصیبتهایى که بر جسد مبارک حضرت (علیه السلام) و بر دل اهل بیت محترم او وارد شد و هتک حرمت ظاهرى او انسان را مى کشد.

بنابراین دوستانش باید کارهایى را که مناسب این مصیبت بزرگ است، بخاطر مواسات با آن حضرت (علیه السلام) در این مصیبت، انجام دهند؛ بگونه اى که گویا این مصیبت بر خود، عزیزان و فرزندان یا خویشان آنان وارده شده است. زیرا امام (علیه السلام) بفرموده جدش (صلى الله علیه و آله و سلم) سزاوارتر از آنان نسبت به خودشان مى باشد و باین جهت که او این مصیبتها را پذیرفت و وجود شریف خود را فداى پیروان خود نمود تا آنها را از عذاب دردناک رهایى بخشد. فرزندان و عزیزان خود را یتیم نموده، به اسارت حرم و زنان، و زینب و سکینه – که سلام خدا بر آنان باد – رضایت داده و اصغر و اکبر و برادران و دودمان خود را سر برید، تا پیروانش را از گمراهى و پیروى گمراه کنندگانى که هلاکت شده و دیگران را به هلاکت مى کشانند نجات داده و بدین وسیله آنان را از گناهان بزرگ و آتش رهایى بخشد؛ پیروانش را از تشنگى روز قیامت رهانیده و از نوشیدنیى که ظرف آن با مشک مهر شده است، به آنها بنوشاند. بنابراین بحکم وفا و مواسات که از صفات عالى انسانى است، لازم است که همان چیزى را که امام (علیه السلام) به آنان عنایت کرده است، آنان نیز به امام (علیه السلام) تقدیم نموده و همانگونه که امام (علیه السلام) خود را فداى آنها نمود آنان نیز خود را فداى او نمایند. و حتى اگر چنین کارى را نیز انجام بدهند باز هم بخوبى با او مواسات ننموده اند. زیرا وجود شریف او قابل مقایسه با دیگران نیست. باین جهت که او مانند پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم) و سلم، علت آفرینش تمام موجودات و آقا و سرور تمام مخلوقات و پیامبران و فرشتگان نزدیک به خداوند بوده و محبوب خداوند و محبوبِ محبوبِ اوست.

نیز با گفتارى صادقانه و با زبان حال بگوید: آقاى من! کاش بجاى تو تمام این بلاها بر سر من آمده و فداى تو مى شدم! کاش خویشان و فرزندان من بجاى خویشان و فرزندان تو کشته و اسیر مى شدند! کاش تیر حرمله – که لعنت خدا بر او باد – سر شیرخوار مرا مى برید! کاش فرزندم، على بجاى فرزند تو قطعه قطعه مى شد! کاش جگر من از شدت تشنگى تکه تکه مى شد! کاش از شدت تشنگى دنیا بر چشمم تیره و تار مى شد! کاش من درد این جراحتها را تحمل مى نمودم! کاش آن تیر به گلوى من مى نشست! و جان مرا مى گرفت! کاش خانواده و خواهران و دختران من در ذلت اسارت افتاده و آنها را مانند کنیزان در شهرها گردانده ولى خویشان تو در خوارى و ذلت نمى افتادند! کاش وارد آتش شده و شکنجه مى شدم ولى این مصیبتها به شما وارد نمى شد.

اگر این سخنان را صادقانه بگویى، تو را پذیرفته و بخاطر مواسات راستین با بزرگوارترین سادات تو را در جایگاه راستگویان با آنان همنشین مى گرداند. ولى جدا از فریبکارى با این سخنان بپرهیز زیرا ممکن است وقتى مى گویى: حاضرم این بلاها را بجاى امام (علیه السلام) تحمل نمایم، حال و دل تو بمقدار کمتر از یک صدم آن را هم تصدیق نکرده و در موقع امتحان جز مقدار کمى از این ادعاها قبول نشود. و در این صورت بجاى این که به جایگاه صدق و درجه صدیقین برسى به ذلت دروغ و پایینترین درجات منافقین مى رسى. پس اگر مى بینى که نمى توانى این گونه با امام (علیه السلام) مواسات نمایى، ادعاهاى دروغ را از خود دور کرده و خود را خوار نکن و فقط بگو: کاش با تو بوده، در مقابل تو کشته شده و به سعادت بزرگى مى رسیدم. و اگر مى بینى باین مقدار هم معتقد نیستى، مرض دل خود را که همان دوستى این دنیاى پست و میل و اعتماد به زندگى آن و فریب خوردن به زیباییهاى آن است، معالجه کرده و این فرمایش خداوند متعال را بخوان: ((اى یهود! اگر گمان مى کنید فقط شما دوستان خدایید و اگر راست مى گویید، آرزوى مرگ کنید.))[۳]

و در آخر روز عاشورا زیارت تسلیت را بخواند، و روز عاشورا را با توسلى کامل به حمایت کننده و پناه آن روز که از معصومین (علیهم السلام) مى باشند بپایان رسانیده و در توسل، اصلاح حال و پذیرش ‍ عزادارى را خواسته و از کوتاهى خود معذرت بخواهد.

دعاى اول ماه

یکى از اعمال مهم، دعاى اول ماه است. و بجهت اینکه اول این ماه اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهاى قبل از وقت نیز تاءثیر خاصى در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد، این دعا تاءثیر زیادى در سلامتى و دورى از آفات دینى و دنیایى آن سال و بهبودى حال و بدست آوردن نیکیها دارد. و دعایى که براى اول ماه در اقبال روایت شده دعاى بسیار مفیدى براى مطالب مذکور است [۴].

نماز شب اول ماه

بهتر است در شب اول، بعضى از نمازهایى را که در این شب وارد شده بمقدار حال و توانایى خود خوانده – حداقل دو رکعت نمازى را که شامل حمد و یازده بار ((قل هو الله احد)) است -، بعد از آن دعایى را که پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله و سلم) بعد از این نماز خوانده است و در کتاب اقبال نقل شده بخواند و فرداى آن روز را روزه بگیرد. در روایت آمده است:

کسى که چنین عملى را انجام دهد، مانند کسى است که بمدت یک سال کارهاى خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.[۵]

روزه روز سوم

در روایت آمده است: حضرت یوسف (علیه السلام) در این روز از چاه خارج شد. و اگر کسى این روز را روزه بگیرد، خداوند مشکل او را برطرف نموده و سختیها را بر او آسان مى نماید.[۶]

روزه تمام ماه

روایت شده: مستحب است تمام ماه را روزه بگیرد.

تاسوعا و عاشورا

روزه

و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روایت مخصوص داریم اما احتیاط این است که روز عاشورا را روزه نگیرد[۷] ولى از خوردن و آشامیدن تا عصر خوددارى نماید و آنگاه چیزى بخورد یا بیاشامد بجهت این که امام حسین (علیه السلام) و یاران حضرت در عصر از غصه هاى این دنیاى پست رهایى یافتند و در هنگام عصر سعادتمند شده و به مطلوب خود که عبارت بود از دیدار خداوند بزرگ، رسیدند. و شاید بهمین جهت است که دوستان عزادار آن حضرت (علیه السلام) در عصر این روز غم و غصه آنها کاهش پیدا کرده و از بین مى رود.

نکته ای در اعمال شب و روز عاشورا

در سایر اعمال شب و روز عاشورا، از قبیل نمازها و دعاهاى آن – غیر از زیارتها و نمازهاى آن – اشکالهایى وجود دارد. و ممکن است این اعمال ساخته و پرداخته مخالفین شیعه باشد. مواردى مانند استحباب سرمه کشیدن و غیر آن؛ و حتى اگر از معصومین (علیهم السلام) نیز روایت شده باشد، باز هم انجام مراسم عزادارى و صلوات فرستادن بر امام (علیه السلام) و اصحاب او و لعنت نمودن کشندگان آنها بهتر از انجام چیزهایى است که در آن روایات وارد شده است. زیرا در روایت بر این اعمال نیز تاءکید شده است.

زیارت امام حسین و یاران ایشان

از چیزهایى که عقل آنها را همراه با زیارت آن حضرت (علیه السلام) لازم مى داند، زیارت اهل بیت و یاران شهید اوست؛ بخصوص با زیارتهایى که وارد شده است [۸].

رعایت اخلاص

آنچه در این باب و غیر آن اهمیت دارد، این است که این کارها را بخاطر رسم و عادت انجام نداده و سعى کنیم این کارها را با نیتى خالص و براى رضاى خدا انجام داده و در خلوص خود نیز صادق باشیم. زیرا کار کوچکى که با نیت خالصانه صادقانه همراه باشد بهتر از کارهاى زیادى است که خلوص و صداقت در آن نباشد؛ حتى اگر چندین هزار برابر باشد. و این مطلب بخوبى از عبادتهاى حضرت آدم (علیه السلام) و شیطان فهمیده مى شود، زیرا عبادتهاى چندین هزار ساله شیطان او را از جاودانگى در آتش نجات نداد ولى یک توبه حضرت آدم (علیه السلام) باعث بخشش خطا و برگزیدن او شد. صدق در اخلاص تنها با لطف خاص خداوند در بندگانش به وجود مى آید. و اگر بنده فقط سعى خود را بکار گیرد و بفهمد که نمى تواند به آن دست یابد و در پى آن از خداوند کمک خواسته و این آیه ام من یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء[۹]؛ اى کسى که جواب مضطر را مى دهى و مشکلات او را حل مى کنى. شامل حال او شود، درهاى عنایت پروردگار کریم بر او گشوده مى شود. زیرا او کریم و بخشنده است. بخشش به بندگان مضطرى را که درب او را مى کوبند دوست دارد.

در هنگام انجام اعمال نیز باید مواظب باشد که ریاء و دوستى ستایش ‍ مردم در نیت او وارد نشود. و براى اینکه بفهمد ریاء در نیتش وارد شده یا نه، مى تواند بجاى اینکه مثلا در خانه خود عزادارى را برپا کند در منزل دوست خود این کار را انجام دهد بطورى که مردم ندانند او مجلس را برگزار کرده است. آنگاه ببیند حال قلب او از این کار تغییر پیدا مى کند و حال او در سنگین بودن مخارج عزادارى و کمى آن یا خوشحالى او از شکوه مجلس یا سادگى آن متفاوت است، در صورتى که مردم بدانند که او برپا کننده مجلس عزا مى باشد یا ندانند. و اگر در تمام این مسائل تفاوتى ندید، ببیند که آیا دوست دارد ((سخنران)) یا ((روضه خوانى)) را که براى عزادارى دعوت مى کند از کسانى باشد که معروف بوده و در مجالس اعیان و اشراف به ذکر مصایب امام (علیه السلام) مى پردازند یا نه؛ بخصوص در صورتیکه مصایبى را که غیر معروفین از امام (علیه السلام) نقل مى کنند از منابع معتبر بوده و از این جهت از لحاظ شرعى بهتر باشد. و یا ببیند آیا براى او فرق مى کند که اهل مجلس او از فقرا یا ثروتمندان باشند. و اگر در این ملاکهایى که براى تشخیص ریاء ذکر نمودیم تاءمل کند مى بیند که راه براى ورود ریاء در عزاداریش بسیار وسیع مى باشد و براى بستن این راه باید عمل خود را از دیگران بپوشاند و آن را مخفى نماید؛ بدین شکل که مجلس عزادارى را در منزل دوستش منعقد نماید و بگونه اى عمل کند که کسى نداند مجلس ‍ را او برگزار نموده است. و تلاش کند عمل خود را از هر جهت صحیح انجام دهد به این ترتیب که کسى را براى خواندن مصیبت دعوت کند که باتقوا و در خواندن مصیبت راستگو باشد. و نیز در احترام به شرکت کنندگان فقیر و غنى براى او فرقى نکرده و براى احترام گذاشتن به آنان امتیازات دینى را رعایت کند نه امتیازات دنیوى را. زیرا صحت اعمال اسرار زیادى دارد که در قبول و افزایش پاداش آنها مؤ ثر است.

کنار قبر حضرت بودن درشب عاشورا

از جمله چیزهایى که تاءکید شده این است که شب عاشورا تا صبح پیش قبر امام حسین (علیه السلام) بماند. شیخ صدوق و شیخ طوسى از معصوم (علیه السلام) روایت نموده اند که:

(کسى که در شب عاشورا، امام حسین (علیه السلام) را زیارت نماید و تا صبح در کنار قبر او بماند خداوند در روز قیامت او را برمى انگیزد در حالیکه آغشته بخون امام حسین (علیه السلام) بوده یا خداوند را در روز قیامت دیدار مى کند در حالیکه آغشته بخون خود مى باشد.))[۱۰]

بیست و یکم محرم

از شیخ مفید (رحمه الله علیه) روایت شده که شب بیست و یکم محرم شب زفاف سرور تمام زنان جهان حضرت زهرا (سلام الله علیها) است و بهمین جهت روزه روز آن مستحب مى باشد.[۱۱]

در استحباب روزه این روز علماء اختلاف دارند که آیا مستحب مى باشد یا نه. ولى کسى که مى داند خداوند چه نعمت بزرگى در این شب شریف به دوستان خود و عموم مسلمین عنایت نموده و مى داند تمام خیراتى را که در عالم گسترده شده از برکت وجود دوازده امام (علیهم السلام) و ارشادات و اعمال و نورهاى مزار شریفشان مى باشد، بخصوص برکت انوار امام قائم که خداوند متعال بواسطه او عنایات دینى و دنیایى خود را بر متدینین این امت و بقیه امتها تمام نموده، و مى داند بوسیله او نور عدل الهى آشکار شده و هیچ دین باطلى در روى زمین باقى نخواهد ماند؛ و نیز منشاء تمام این نعمتها در همین شب است، باید در این روز با روزه یا سایر عبادتها و طاعات از بخشنده نعمتها سپاسگزارى نماید. و کسى که چنین روزهایى را بزرگ مى دارد، امید است از کسانى باشد که خداوند در این آیه ((رعایت شعائر الهى برخاسته از تقواى دل است.))[۱۲] با تقواى دل از آنان یاد کرده است. و باید بدانیم رعایت این امور بظاهر جزئى تاءثیر و پاداش مراقبتهاى انسان را افزایش مى دهد.

پایان ماه

با پایان این ماه حرام، انسان نیز از حمایتهاى الهى بیرون مى رود.

بهمین جهت بندگان حقوقى پیدا مى کنند. یکى از این حقوق این است که بنده مى تواند با واسطه پناه آن روز که از معصومین (علیهم السلام) است با خداوند، مناجات نماید. در این مناجات ابتدا به عدم شایستگى خود براى این امنیت الهى اعتراف نموده و بگوید: بخاطر بدى کردار و اندیشه، سزاوار خوارى و عذاب دردناک تو بودم. اکنون که با لطف خود مرا در این ماه در پناه و حمایت و امان خود قرار دادى بعد از این ماه نیز، هیچگاه ما را از حمایت خود خارج مفرما. بخاطر کوتاهى در سپاسگزارى تو آنگونه که سزاوارى، و عدم رعایت ادب و احترامت ما را مجازات نکن. مانند همیشه ما را مشمول عفو بى مانند خودت قرار بده تا گناهان ما تبدیل به چندین برابر اعمال شایسته گردیده و به مقام بالایى برسیم. و در پایان مناجات خود را با گفتن ((ان شاء الله)) و صلوات فرستادن به اتمام برساند.

مراقبتى را که براى آخر ماه محرم گفتیم با مراقبت پایان اعمال در آخر هر ماه فرق مى کند. زیرا در آخر ماه محرم مراقبات مخصوصى از قبیل محاسبه، استغفار و دعا براى اصلاح حال وجود دارد که در فصل محاسبه کتابهاى اخلاقى بیان شده است.

پی نوشت:

۱. سوره توبه. آیه ۲۴.

۲. روى الصدوق فی معانی الأخبار: ۲۸۸، باب معنى الموت باسناده إلى الحسین بن علی الناصری عن أبیه عن أبی جعفر الثانی عن آبائه علیهم السّلام أنّه قال:«لما اشتد الأمر بالحسین بن علی علیهما الصلاه و السلام نظر إلیه من کان معه فإذا هو بخلافهم لانّهم کلما اشتد الأمر تغیرت ألوانهم، و ارتعدت فرائصهم، و وجلت قلوبهم، و کان الحسین علیه السّلام و بعض من معه من خواصه تشرق ألوانهم، و تهدأ جوارحهم، و تسکن نفوسهم.

و قال بعضهم: انظروا لا یبالی بالموت فقال لهم الحسین علیه السّلام صبرا بنی الکرام، فما الموت إلا قنطره تعبر بکم عن البؤس و الضراء إلى الجنان الواسعه و النعیم الدائمیه، فأیکم یکره أن ینتقل من سجن إلى قصر، و ما هی لأعدائکم إلا کمن ینتقل من قصر إلى سجن و عذاب، إن أبی علیه السّلام حدثنی عن رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله إن الدنیا سجن المؤمن و جنه الکافر و الموت جسر هؤلاء إلى جنانهم و جسر هؤلاء إلى جحیمهم ما کذبت و لا کذبت»

۳. جمعه، آیه ۶.

۴. اقبال الاعمال (ط – الحدیثه)، ج‌۳، ص: ۴۱

۵. الإقبال بالأعمال الحسنه (ط – الحدیثه)، ج‌۳، ص: ۴۱

۶. بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‌۹۵، ص: ۳۳۵

۷. إقبال الأعمال: ۳ – ۵۰.

ورد النهی أکیدا عن صوم الیوم التاسع و العاشر، بل عن صوم الیومین الحادی عشر و الثانی عشر أیضا، فإنّ بنی أمیه – لعنهم اللّه – صاموا تلک الأیام فرحا و تعییدا و شماته بالعتره النبویه الطاهره، و شکرا على قتلهم و سبیهم و هتکهم حرم الرسول صلّى اللّه علیه و آله، فمن فعل فعلهم حشره اللّه یوم القیامه مع یزید و ابن زیاد و بقیه بنی أمیه و أعداء اللّه و رسوله صلّى اللّه علیه و آله.

و قد وردت فی ذلک أحادیث کثیره، منها: ما رواه الکلینی فی الکافی: ۴ – ۱۴۶ ح ۵ باسناده إلى -جعفر بن عیسى قال:سألت الرضا علیه السّلام عن صوم یوم عاشوراء، و ما یقول الناس فیه؟ فقال:«عن صوم ابن مرجانه تسألنی؟ ذلک یوم صامه الأدعیاء من آل زیاد لقتل الحسین علیه السّلام. و هو یوم یتشاءم به آل محمد، و یتشاءم به أهل الإسلام، الیوم الذی یتشاءم به أهل الإسلام لا یصام و لا یتبرک به و یوم الاثنین و یوم الخمیس – إلى أن قال: – و یوم عاشوراء قتل الحسین علیه السّلام و تبرّک به ابن مرجانه، و تشاءم به آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله فمن صامهما أو تبرّک بهما لقی اللّه تبارک و تعالى ممسوخ القلب، و کان محشره مع الذین سنّوا صومهما و التبرک بهما».

و رواه فی التهذیب: ۴ – ۳۰۱ ح ۹۱۱ مثله، و الاستبصار: ۲ – ۱۳۵ ح ۴۴۲، عنهما الوسائل: ۱۰ – ۴۶۰ ح ۳.

و قد رویت أحادیث کثیره غیرها فمن أراد التفصیل فلیراجع وسائل الشیعه: ۱۰ – ۴۵۹، باب ۲۱ باب عدم جواز الصوم التاسع و العاشر من المحرّم على وجه التبرّک.

۸. إقبال الأعمال: ۳ – ۷۳ – ۸۰

۹. النمل: ۶۲.

۱۰. بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج‌۹۵، ص: ۳۴۰

۱۱. إقبال الأعمال ۳ – ۹۲

۱۲. حج، آیه ۳۲.