سید ضیاء مرتضوی: رابطه دیالکتیک بین شور و شعور برقرار است

مبلغ/ حجت الاسلام مرتضوی می گوید : نوعی ارتباط دیالکتیکی میان این شور و شعور برقرار است که هر یک بر دیگری اثر می‌گذارند؛ هر یک می‌توانند زمینه دیگری باشند و در نتیجه آن شدت بگیرند…

به گزارش «مبلغ»- متن زیر گزیده مصاحبه تفصیلی نشریه پیرامون، با جناب حجت الاسلام و المسلمین سید ضیاء مرتضوی در محرم سال ۱۴۰۰ است که به دلیل اهمیت آن در ادامه بازنشر شده است:

نسبت میان شور و شعور در عزای بر اهل‌بیت چگونه باید باشد؟

نسبت میان شور و شعور در رابطه با مناسک دینی و خصوصا عزاداری بر ائمه و امام حسین(ع)، یک رابطه طولی است. یعنی رتبه شور پس از شعور است. ولی تصور نکنید که این رابطه همیشه مستلزم تقدم شعور و تأخر شور است. نوعی ارتباط دیالکتیکی میان این دو برقرار است که هر یک بر دیگری اثر می‌گذارند؛ هر یک می‌توانند زمینه دیگری باشند و در نتیجه آن شدت بگیرند…

امروزه هیئات دستخوش نوعی هیجان بی بنیان شده‌اند. با توجه به اصرار شما بر حفظ این شور، چه راه‌حلی جهت ترمیم آن پیشنهاد می‌کنید؟

خب این نکته باید ابتدا  آسیب شناسی شود. گاهی می‌بینیم که نوعی توهم باطل در ذهن شیعیان امروز شکل گرفته است که اگر ما تنها گریه کنیم، دیگر رستگار خواهیم بود و هیچ تلاش اضافه‌ای لازم نداریم. این باور را باید با فرهنگ‌سازی تغییر داد. گاهی تصور می‌شود که این حالت هیجان نوعی  دهن کجی و عناد ورزیدن است. گویی می‌خواهند در برابر جریانی که به اعتدال اصرار دارد، مقاومت کنند.

اطلاق و عموم روایاتی که همه گناهان را به ‌واسطه  اشک بر سید الشهدا آمرزیده محسوب می‌کنند را چگونه تحلیل می‌کنید؟ ▫️به نظر من آنچه در این روایات آمده است مراد جدی معصومان است؛ نه مبالغه است و نه شوخی. خداوند در این روایات بابی مستقل را در چهارچوب مسلّمات شرعی گشوده است…

احتمالات جمع: – اول، افراد فاسد و کسانی که نسبت به معاصی بی‌مبالات‌اند،‌ به اصطلاح طلبگی، تخصّصا از موضوع روایات فضیلت اشک و عزای بر اهل‌بیت بیرون‌اند. – دوم، این روایات هر چند دلالت عامّی دارند، اما به واسطه  مسلّمات شریعت در مورد گناهکاران تخصیص می‌خورند. – سوم، اطلاق این روایات در مورد  تأثیر گریه در مورد چنین اشخاصی تقیید می‌خورد؛ مانند ادلّه توبه که در مورد حق الناس دلالتی ندارد.

با توجه به همین نکته است که فهم عرفی انسان مقصود از اشک در این روایات را اشکی می‌داند که باعث تحول فرد شود.

تعمیم شور عزاداری برای سیدالشهدا به سایر ائمه معصومین و حتی سایر اولیاء دین چگونه است؟

اصل  مطلوبیت حزن و عزا برای همه  اهل_بیت (ع) یا حتی برای یک شیعه در آن تردید نیست. بر اساس روایات، مطلق اشک بر مظلومیت و ستم‌هایی که بر اهل بیت وارد شده است مطلوب است و پاداش‌های عظیمی به آن اختصاص یافته است.

من با حفظ این ملاحظه عرض می‌کنم که هر چند چنین فضائلی برای حزن بر  مظلومیت سایر امامان در تراث روایی ما وجود دارد، ولی به هیچ روی روا نمی‌دانم که  عزای اباعبدالله را با همان کمیت و کیفیت به سایر امامان  تسرّی دهیم. ماجرای مصیبت امام حسین کاملا متمایز از دیگران است. در مورد هیچ یک از ائمه ما بیاناتی که مربوط به اشک و زیارت و تربت امام حسین است را نداریم.

آیا می‌توان گونه‌های جدید شور در مراسمات شهادت و میلاد ائمه اطهار نظیر دهه فاطمیه، محسنیه، و مانند را مصداق تعظیم شعائر محسوب کرد و دامنه آن‌ها را مدام تعمیم داد؟ ▫️ من در  حسن_فاعلی و نیّت خیر بسیاری از افرادی که چنین مناسبت‌هایی را تعظیم می‌کنند، تردیدی ندارم اما به همان دلیلی که  خصوصیت عزای امام حسین ع را ثابت کردیم من چنین اموری را نمی‌توانم بپذیرم.

این امور باعث می‌شود که شأن عزای امام حسین که به یک معنی نماد مظلومیت اهل بیت است، پایین بیاید. در ثانی، بسیاری از این مناسبت‌ها مانند دهه کرامت بر اساس نقل‌هایی شروع و خاتمه می‌یابد که جعلی است.

توسعه این امور که با استحسانات و سلیقه‌های شخصی افراد صورت می‌گیرد، افزون بر لوث شدن خود اصل موضوعی که مربوط به این مناسبات ساختگی است، آسیب به سایر مناسبات واقعی می‌زند.

از دیگر سو، این گونه امور حد یقف نخواهد داشت؛  این افراط باعث شده تا ظرفیت جامعه پر شود و می‌توان به جرأت گفت که جامعه ما از جهت مناسک و شعائر جمعی به یک حالت خستگی رسیده است.

همچنین این رویکرد باعث می‌شود که سویه  ظاهری و قشری مناسک جمعی بسیار مورد توجه قرار گیرد و کمتر مجالی برای  خردورزی و دعوت به  اندیشه فراهم می‌شود.