حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام؛ سرآمد عابدان

به راستى خدا را اهل عبادت یافتن یعنى چه ؟ آیا این یافتن مثل یافتن گمشده‌هاى دیگر است ؟ و آیا بشر به جایى مى‌رسد، که خدا را گم کند؟ بیان حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، ما را به این نتیجه مى‌رساند، که پیمودن مسیرى غیر از طریق حضرات اهل بیت علیهم‌السلام، خدا را، که همان میثاق فطرت است ، در نهاد آدمى به دست فراموشى مى‌سپارد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یکى از زیارت‌هاى بسیار جامع و جالب حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام زیارتى است ، که حضرت امام حسن عسکرى علیه‌السلام از پدر بزرگوارشان نقل مى‌فرمایند.

در این زیارت که به زیارت غدیریه معروف است ، حضرت امام هادی علیه‌السلام ، حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام را مورد مدح و ثنا قرار مى‌دهند.

حضرت علیه‌السلام در محاصره‌ى کسانى ، که با شنیدن نام مبارک حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام دندان به هم مى‌سائیدند، فرمودند :

«صلوات الله علیک غادیهً ورائحهً وعاکفهً وذاهبهً فما یحیط المادح وصفک ولا یحبط الطّاعن فضلک . أنت أحسن الخلق عبادهً وأخلصهم زهادهً وأذبّهم عن الدّین ؛ أقمت حدود الله بجهدک وفللت عساکر المارقین بسیفک » .

درودهاى خدا بر تو باد! بامدادان و شامگاهان و در هنگام اقامت و در سفر، اى که هیچ مدح کننده‌اى به اوصاف کمالیّه‌ات احاطه پیدا نخواهد کرد و طاعنان و دشمنان‌ات هم باز، مقام فضل و کمال تو را نتوانند از بین ببرند. تو از نظر عبادت و بندگى خدا بهترین خلق و از جهت زهد و تقوى خالص‌ترین بندگان و از همه کس در دفع دشمنان دین ، سخت‌تر بودى . تویى که با مجاهده‌ى بسیار، حدود و ارکان دین اسلام را استوار کردى و لشکرهاى گردن‌کشان را به شمشیرت شکست دادى .

آرى ! کتاب فضل حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام به سر انگشت کسى ورق مى‌خورد، که هرگز در سخنان‌اش اغراق و غلو یافت نمى‌شود؛ همان کسى، که وارث سخن گرانبهاى رسول‌ الله صلی الله علیه وآله است وذرّه ذرّه‌ى وجودش، عمق فرمایش رسول خاتم صلی الله علیه وآله را درک کرده است ، آنجا که فرمودند :

«لو أن الریاض أقلام والبحر مداد والجن حسّاب والإنس کتّاب ما أحصوا فضائل علیّ ابن أبی طالب» .
اگر شاخه‌هاى درختان قلم و دریاها مرکب شوند و جن‌ها حسابگر و انسانها نویسنده شوند، نمى‌توانند فضیلت‌هاى على ابن أبى طالب را گرد آورند.

حضرت امام هادى علیه‌السلام جد بزرگوارشان حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام را بهترین خلایق در عبادت ، خالص‌ترین مردم در زهد و تقوى و نیرومندترین مدافع عالم هستى براى دین معرّفى مى‌کنند. وجود مبارک حضرت امام هادى علیه‌السلام در این زیارت، فضایلى مهم براى جدّ بزرگوارشان بیان مى‌کنند. نخستین فضیلتى که حضرت علیه‌السلام یاد مى‌کنند «أحسن الخلق عبادهً » است . به راستى عبادت چیست و عابد چه جایگاهى دارد؟ این چه فضیلتى است که حضرت امام هادى علیه‌السلام براى حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام بیان مى‌کنند؟ اگر در این عبارت به ظاهر ساده تأمّل کنیم در مى‌یابیم ، که حضرت امام هادى علیه‌السلام ، حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام را قلّه نشین فضیلتى معرّفى کرده‌اند، که خداوند تبارک و تعالى هدف از خلقت انسان را دستیابى به آن بیان فرموده است .

﴿وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالاِنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ﴾ .

من جنّ و انس را نیافریدم جز براى اینکه عبادت‌ام کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند).

واژه‌ى عبادت دقّت ویژه‌اى مى‌طلبد. عبادت از مفاهیم ذات تعلّق است ؛ یعنى نیازمند وجود معبودى است ، که پرستش شود و عابدى ، که در محراب عبادت بنشیند. علم و عقل دو بال انسان براى رسیدن به مقام عبودیت است . عبادت بدون این دو بال ممکن نیست . توجّه به این نکته ضرورى است که تا عقل ، که اشرف مخلوقات خداوند است ، نباشد، تحصیل علم ، نیز مقدور نخواهد بود. علمى که در پرتو عقل حاصل مى‌شود تنها اندکى از پرده‌ى اسرار خلقت را کنار مى‌زند. قرآن کریم مى‌فرماید:

﴿وَمَا أُوتِیتُم مِّن الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلا﴾ .
جز اندکى از دانش به شما داده نشده است .


اقسام عبادت

تا به این جا دانستیم ، که اسباب و لوازم عبادت ، علم و عقل است . حال پرسش این است ، که بشر به مقتضاى خلقت‌اش و به فراخور توانایى‌هایش چه چیزهایى را مى‌تواند تعقّل کند و به چه چیزهایى علم پیدا مى‌کند؟ به عبارت دقیق‌تر آیا بشر با افق دید محدودش مى‌تواند خداوند نامحدود و نامتناهى را تعقّل نموده و او را ستایش نماید؟ حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام پاسخ این سؤال را داده و مى‌فرمایند:
«کلّما میّزتموه بأوهامکم فی أدقّ معانیه مخلوق مصنوع مثلکم مردود إلیکم » .
هر آنچه را ] که به عنوان خدا [ در اوهام خود ] از سایرین [ با دقیق‌ترین معانى ، متمایز مى‌کنید باز ساخته‌ى شما و مانند شما است و به شما باز مى‌گردد.
پس خدایى که مى‌خواهیم به آن علم پیدا کنیم و تعقّل‌اش نماییم تا در نتیجه او را عبادت کنیم مخلوق ذهنى ما مى‌شود.
در تعالیم دینى ، دو نوع عبادت معرفى شده است ؛ عبادت جبرى ، و عبادت اختیارى . عبادت اجبارى عبادتى است که خدا همه‌ى مخلوقات‌اش را به آن وادار کرده است .
﴿وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ﴾ .
هر موجودى، تسبیح وحمد او مى‌گوید ولى شما تسبیح آنها را نمى‌فهیمد.

بنابر نصّ صریح آیات قرآن کریم ، خداوند متعال همه‌ى مخلوقات خویش را به این عبادت واداشته است .
﴿وَلِلّهِ یَسْجُدُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَکَرْهاً﴾.
براى خدا سجده مى‌کنند تمام کسانى ، که در آسمانها و زمین هستند از روى اطاعت یا اکراه .
﴿أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الاَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ﴾
آیا ندیدى ؛ تمام کسانى که در آسمان‌ها و کسانى که در زمین‌اند براى خدا سجده مى‌کنند؟! و همچنین خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درختان وجنبندگان.

﴿وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یَسْجُدَانِ﴾ .

گیاه و درخت بر او سجده مى‌کنند.

تعالیم آسمانى قرآن به ما مى‌آموزد که همه‌ى مخلوقات خداوند، حتّى آنان که به ظاهر بى جان هستند در برابر عظمت خداوند متعال خضوع مى‌کنند، امّا سجده‌ى آنان نه از روى اختیار، بلکه از سر جبر است.

از سوى دیگر مشخص است ، که فقط موجودى از روى اختیار به عبادت مى‌پردازد، که از نیروى عقل بهره‌مند باشد. در بین تمام مخلوقات الهى تنها بشر و ملائکه داراى عقل‌اند. هر کدام از بشر و ملائکه نیز داراى ویژگى‌هاى مخصوص به خویش مى‌باشند؛ زیرا بشر، موجود عاقلى است ، که علاوه بر قواى عاقله ، در نهاد او آتش‌فشانى از قواى شهوانى وجود دارد؛ امّا ملائکه عقل محض‌اند، که خداوند آنها را منحصرآ براى عبادت خلق کرده است . حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام در مورد ملائکه و عبادت آنان مى‌فرمایند:

«من ملائکه أسکنتهم سماواتک ورفعتهم عن أرضک ، هم أعلم خلقک بک وأخوفهم لک ، وأقربهم منک ، لم یسکنوا الأصلاب ولم یضمّنوا الأرحام … وإنّهم على مکانهم منک ومنزلتهم عندک ، واستجماع أهوائهم فیک وکثره طاعتهم لک وقلّه غفلتهم عن أمرک ، لو عاینوا کنه ما خفى علهیم منک لحقّروا أعمالهم ولزروا على أنفسهم ولعرفوا أنّهم لم یعبدوک حقّ عبادتک ولم یطیعوک حقّ طاعتک » .

فرشتگانى که در آسمان‌هاى خود، اسکان فرمودى و از زمین‌ات بالا بردى ، آن فرشتگان ، داناترین مخلوقات به مقام ربوبى تو هستند و بیمناک‌ترین موجودات از تو و نزدیکترین مخلوقات به بارگاه قدس و کبریایت . فرشتگان در مجارى تناسل مردها سکونت ننموده و در ارحام زنان قرار نگرفته‌اند… و آن موجودات شریف با آن مقام و منزلتى ، که در نزد تو دارند و با آن که همه‌ى خواسته‌هاى آنها متوجّه و متمرکز مقام تو بوده ، و آن اطاعت‌هاى فراوان ، که براى تو انجام مى‌دهند، و با این که غفلت آنان از امر تو کم است ، با این همه اوصاف ، اگر حقیقت نهایى عظمت تو را که از آنها پوشیده است ، ببینند، اعمال خود را کوچک مى‌شمارند، و به خودشان خرده‌گیرى مى‌نمایند، و مى‌فهمند، که مطابق آنچه شایسته‌ى مقام ربوبى توست ، تو را نپرستیده‌اند و به نحوى ، که حقّ اطاعت توست ، تو را اطاعت ننموده‌اند.
حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام در جاى دیگر، مى‌فرمایند:

«… من ملائکته ، منهم سجود لا یرکعون ورکوع لا ینتصبون ، وصافّون لا یتزایلون ومسبّحون لا یسأمون ، لا یغشاهم نوم العین ولا سهو العقول ولا فتره الأبدان ، ولا غفله النّسیان ؛

برخى از فرشتگان ، سجده کنانى هستند که رکوعى ندارند، برخى دیگر براى رکوع خمیده‌اند و قامت براى قیام راست نمى‌کنند، گروهى از آنان صف کشیدگانى هستند، که هرگز هیچ دگرگونى در وضع خود نمى‌دهند، تسبیح گویانى هستند، که خستگى و فرسودگى راهى به آنان ندارد. نه بر چشمانشان خوابى پیروز مى‌گردد و نه بر عقولشان اشتباهى ، نه بر کالبدهایشان ، سستى روى مى‌آورد و نه به آگاهى‌هایشان غفلت و فراموشى .
حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام برخى‌از ملائکه را این‌گونه معرفى مى‌کنند :

«منهم اُمناء على وحیه وألسنه إلى رسله ومختلفون به قضائه وأمره ومنهم الحفظه لعباده والسّدنه لأبواب جنانه ومنهم الثابته فی الأرضین السفلى أقدامهم والمارقه من السّماء العلیا أعناقهم والخارجه من الأقطار أرکانهم والمناسبه لقوائم العرش أکتافهم ناکسه دونه أبصارهم متلفّعون تحته بأجنحتهم … لا یتوهّمون ربّهم بالتّصویر ولا یجرون علیه صفات المصنوعین ولا یحدّونه بالأماکن ولا یشیرون إلیه بالنّظائر» .

گروهى از فرشتگان را امناى وحى و زبان گویا براى پیامبرانش قرار داد و دسته‌ى دیگرى را وسایط اجراى فرمان قضا و امر ربوبى‌اش . جمعى از آنان را نگهبانان بندگان‌اش فرمود و جمع دیگرى را پاسبان درهاى فردوس برین‌اش . بعضى از فرشتگان پاهایى در سطوح پایین زمین دارند و گردن‌هایى بالاتر از مرتفع‌ترین آسمانها و اعضاى کالبدى گسترده‌تر از پهنه‌ى صفحات کیهان بى‌کران و دوش‌هایى همسان پایه‌هاى عرش ، این موجودات مقدّس در برابر عرش خداوندى از روى تعظیم چشم به پایین دوخته‌اند و در زیر عرش ربّانى ، به بال‌هاى خویشتن پیچیده‌اند… آنان هرگز خدا را با تصویر و ترسیم‌هاىِ محدود کننده ، نمى‌پندارند و صفات ساخته‌ها را به مقام شامخ‌اش نسبت نمى‌دهند، و او را با تصوّر در جایگاه‌ها محدود نمى‌سازند و با امثال و نظایر، اشاره به ذات اقدس‌اش نمى‌کنند.

حضرت امام هادى علیه‌السلام وجود مقدّس حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام را «احسن الخلق » معرّفى مى‌کنند نه «احسن الناس ». این خود بیانگر فضل حضرت علیه‌السلام بر تمام عالم خلقت است . معناى سخن این است ، که هیچ خلیقه‌اى و هیچ موجودى مثل حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام نمى‌تواند خدا را عبادت کند؛ یعنى عبادت حضرت علیه‌السلام مثلا با عبادت ملائکه‌اى ، که همیشه در حال رکوع و یا سجودند قابل مقایسه نمى‌باشد. در یک کلام ، عبادت ملائکه‌اى ، که قوائم عرش الهى را بر دوش مى‌کشند و پاى در اسافل زمین داشته و گردن در اعالى آسمان‌ها افراشته‌اند در مقابل یک تکبیر حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام قطره‌اى نا چیز، در اقیانوسى پهناور است .

*عبادت از نگاه حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام*

براى آنکه «احسن الخلق عبادهً » را بهتر بشناسیم ، جا دارد که با مراجعه به سخنان حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام نگرش ایشان را نسبت به چگونگى و انگیزه‌هاى عبادت دریابیم . حضرت علیه‌السلام مى‌فرمایند:

«إنّ قومآ عبدوا الله رغبهً فتلک عباده التجّار وإنّ قومآ عبدوا الله رهبهً فتلک عباده العبید وإنّ قومآ عبدوا الله شکرآ فتلک عباده الأحرار»
قومى ، خدا را براى سودجویى پرستیدند. این ، عبادت بازرگانان است و گروهى خدا را عبادت کردند به جهت ترس و این ، عبادت بندگان است و جمعى خدا را به انگیزه‌ى سپاسگزارى عبادت کردند و این ، عبادت آزاد مردان است .

صرف نظر از اینکه آیا عبادت تاجران و بندگان ارزش دارد یا خیر، باید توجّه داشته باشیم ، که این دو دسته به طمع یا ترس ، خداى نادیده را عبادت مى‌کنند. این دو دسته دینِ حدّاقلى خود را حفظ مى‌کنند و اى بسا جز مصونیّت از عقاب الهى چیزى عایدشان نشود. امّا آنان که خدا را به انگیزه‌ى سپاسگزارى پرستش مى‌کنند و به فراتر از بهشت و جهنّم مى‌اندیشند کسانى هستند، که خداوند قلوبشان را به نور یقین منوّر نموده است .
عصاره‌ى عالم خلقت ، گرفته شده و خداوند، خدایى خویش را به نمایش گذاشته تا بنده‌اى چون حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام خلق شود، که سر آمد احرار عالم باشد و خداوند را به جهت خدایى‌اش پرستش کند. چه کسى جز حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام جرأت مى‌کند، که بانگ برآورد:
«إلهى ما عبدتک خوفآ من نارک ولا طمعآ فی جنّتک ولکن وجدتک أهلا للعباده فعبدتک » .

]خدایا![ تو را نه از ترس آتش جهنّم‌ات و نه به طمع بهشت‌ات عبادت مى‌کنم ، بلکه تو را اهل عبادت و پرستش دیدم پس عبادت‌ات کردم .
این سخن را کسى به زبان مى‌آورد، که پاداش و نعمت‌هاى بهشتى و عظمت جنّت و جهنّم و هولناکى عذاب آن را به چشم دیده است و اینک هر کجا که مى‌نشیند از سر دلسوزى این آیه را تلاوت مى‌کند :

﴿یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمْ إِنَّ زَلْزَلَهَ السَّاعَهِ شَیْءٌ عَظِیمٌ * یَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ کُلُّ مُرْضِعَهٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ کُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا﴾ .
اى مردم ! از عذاب پروردگارتان بترسید، که زلزله‌ى رستاخیز امر عظیمى است * روزى که آن را مى‌بینید هر مادر شیر دهى کودک شیر خوارش را فراموش مى‌کند و هر باردارى جنین خود را بر زمین مى‌نهد.

حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام در خطبه‌ى متّقین در رابطه با انسان‌هاى با تقوا چنین مى‌فرمایند:

«فهم والجنّه کمن قد رآها فهم فیها منعّمون وهم والنّار کمن قد رآها فهم فیها معذّبون » .

مَثَل بهشت و آنان چونان است ، که آن را دیده‌اند و در مقام والاى آن بهشت در نعمت غوطه ورند، و مثل دوزخ و آنان چونان است ، که آن را دیده‌اند و در میان آن در عذابند.

از این گونه عبارت‌ها که کسى جز، وجود حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام توان به زبان آوردن‌اش را ندارد، در تعابیر حضرت علیه‌السلام فراوان یافت مى‌شود.

به راستى خدا را اهل عبادت یافتن یعنى چه ؟ آیا این یافتن مثل یافتن گمشده‌هاى دیگر است ؟ و آیا بشر به جایى مى‌رسد، که خدا را گم کند؟ بیان حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام، ما را به این نتیجه مى‌رساند، که پیمودن مسیرى غیر از طریق حضرات اهل بیت علیهم‌السلام، خدا را، که همان میثاق فطرت است ، در نهاد آدمى به دست فراموشى مى‌سپارد.

حضرت امیرالمؤمنین على بن ابى طالب علیه‌السلام این میثاق فطرت و این خداشناسى نهفته در فطرت بشر را به نحو اکمل یافته است . تنها چنین شخصى مى‌تواند یافته‌ى خود را به شکل کامل عبادت نماید.

از آن‌چه تا کنون بیان شد به خوبى روشن مى‌شود، که عبادت اگر آن است که حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام به جا مى‌آوردند، آنچه دیگران انجام مى‌دهند یادآور جمله‌ى «حسنات الأبرار سیئات المقرّبین » است . سخن ازشناختن خدا ویافتن او فقط برازنده‌ى حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام است . به همین علّت است ، که حضرت امام هادى علیه‌السلام فضیلت «برترین عبادت کننده» را به جدّ بزرگوارشان اختصاص مى‌دهند.

تاریخ بر این سخن به خوبى مهر تأیید مى‌زند، که هر زمان جوامع ، اهل تدبّر و اندیشه بوده‌اند راه به جایى برده و سعادتمند شدند و هرگاه از اندیشیدن فاصله گرفتند چونان پشه‌اى در باد، سرگردان شده‌اند. خدا را از بابت اینکه در معرض وزش نسیم محبّت حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام قرار گرفته‌ایم شکر مى‌کنیم امّا شناخت عمیق و متدبّرانه‌ى حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام اگرچه از هیچ فکر و اندیشه‌اى ساخته نیست و کلمات هم توان بیان اداى حقّ حضرت‌اش را ندارد، باید به صورت فرهنگ و تکلیف روزانه‌ى شیعیان قرار گیرد. شاید همین سختى مسیر شناخت حضرت أمیرالمؤمنین علیه‌السلام است ، که به رغم آنکه دوست و دشمن را به ثناگویى و مدح واداشته، حضرت را پرده‌نشین یگانه‌ی سراى مظلومیّت کرده است تا جایى ، که خود مى‌فرمایند :

«ما زلت مظلومآ» .
همواره ، ستمدیده هستم .

برگرفته از کتاب سرآمد خوبی ها، آماج دشمنی ها، نوشته آیت الله میر سید محمد یثربی