حکایتی از ککهایی که با یک اشاره رفتند
حکایتی از آیتالله علی اکبر الهیان که به جای کشتن، به ککها فرمان رفتن داد و آنها اطاعت کردند، درسی عمیق از رحمت و قدرت معنوی است که در کتاب «داستانهایی از علما» به قلم علیرضا خاتمی آورده شده است.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، کتاب «داستانهایی از علما» به قلم علیرضا خاتمی شامل ماجراها و نکتههای آموزنده از زندگی علما و دانشمندان دینی است که در شمارههای گوناگون تقدیم شما فرهیختگان میشود.
چرا این حیوان را می کشید؟
از قول حاج شیخ عبدالحسین لاهیجی آورده شده :
یک شب تابستان آیه اللّه علی اکبر الهیان با عدّه ای از ارادتمندان در منزل ما بودند. آن شب در اطاق، کک زیاد بود به حدّی که همه ما را ناراحت می کرد.
یکی از دوستان ککی را با دست کشت .
مرحوم الهیان متغیّر شد و فرمود:
چرا این حیوان را می کشید؟ بگویید برود!
لحظاتی نگذشت که تمام ککها از اطاق خارج شدند و مدّتها در آن اطاق کک مشاهده نگردید.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰