چهلم؛ آیینی اجتماعی برای بازسازی همبستگی در جامعهٔ ایرانی
چهلم، در فرهنگ ایرانی، تنها یک مناسک مذهبی یا یک تاریخ در تقویم سوگواری نیست؛ بلکه لحظهای اجتماعی برای بازسازی پیوندها، تثبیت حافظهٔ جمعی و عبور تدریجی از شوک فقدان است. در چهلمین روز پس از درگذشت یک فرد، خانواده و خویشاوندان بار دیگر گرد هم میآیند؛ نه صرفاً برای تکرار اندوه، بلکه برای تبدیل غم فردی به تجربهای مشترک و اجتماعی.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، ریشهٔ مذهبی این سنت را میتوان در اربعین امام حسین(ع) جستوجو کرد؛ آیینی که طی قرنها در فرهنگ شیعی تثبیت شد و به الگویی برای بزرگداشت چهلم درگذشتگان تبدیل شد. با این حال، آنچه به چهلم در ایران معنا و ماندگاری داده، بیش از هر چیز، کارکرد اجتماعی آن است. چهلم در عمل، نقطهٔ گذار از سوگ خصوصی به یاد عمومی است؛ زمانی که خانوادهٔ داغدار از انزوای روزهای نخست فاصله میگیرد و در شبکهای از روابط خویشاوندی و اجتماعی دوباره قرار میگیرد.
در بسیاری از شهرها و روستاهای ایران، مراسم چهلم در مسجد، حسینیه یا بر مزار متوفی برگزار میشود. این گردهمایی، نسبت به سوم و هفتم، گستردهتر و رسمیتر است و معمولاً اقوام دورتر، همکاران و دوستانی که شاید در مراسم نخست حضور نداشتهاند، در آن شرکت میکنند. همین ویژگی، چهلم را به صحنهای برای بازتعریف موقعیت اجتماعی خانواده تبدیل میکند. جامعه در این روز، بهنوعی حضور خود را اعلام میکند و به بازماندگان میگوید که فقدان، مسئلهای صرفاً فردی نیست.
در فرهنگ ایرانی، سوگواری همواره با آیینهای همبستگی همراه بوده است. اطعام، پذیرایی ساده یا نذری دادن در چهلم، تنها یک رفتار آیینی نیست؛ بلکه شکلی از بازتوزیع نمادین عاطفه و توجه اجتماعی است. خانوادهٔ متوفی، با پذیرایی از دیگران، از موقعیت دریافتکنندهٔ همدردی به موقعیت کنشگر اجتماعی منتقل میشود. این جابهجایی نقش، در روند بازسازی روانی بازماندگان اهمیت دارد.
در بسیاری از مناطق ایران، سیاهپوشی رسمی خانواده تا چهلم ادامه مییابد و پس از آن بهتدریج کاهش پیدا میکند. چهلم در این معنا، مرز نمادین پایان دورهٔ سوگواری شدید است. جامعه با این آیین، به فقدان شکل و زمان میدهد و اجازه نمیدهد اندوه، بیزمان و بیانتها باقی بماند. این زمانمند کردن سوگ، یکی از سازوکارهای کهن فرهنگ ایرانی برای مهار بحران عاطفی است.
نقش زنان در برگزاری چهلم نیز درخور توجه است. در بسیاری از خانوادهها، ساماندهی مراسم، اطلاعرسانی به خویشاوندان و حفظ ارتباطات اجتماعی بر عهدهٔ زنان است. چهلم از این منظر، صحنهای برای فعال شدن شبکههای خویشاوندی زنانه و بازتولید سرمایهٔ اجتماعی خانواده به شمار میآید. این کارکرد در جوامع محلی و روستایی برجستهتر دیده میشود، جایی که همبستگیهای قومی و طایفهای هنوز نقش پررنگی دارند.
در تاریخ معاصر ایران، چهلم گاه از سطح خانواده فراتر رفته و به پدیدهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. در جریان انقلاب اسلامی، مراسم چهلم جانباختگان اعتراضها در شهرهای مختلف، به زنجیرهای از تجمعهای اعتراضی انجامید و نشان داد که چهلم میتواند حافظهٔ جمعی را فعال و به نیروی اجتماعی تبدیل کند. این تجربه تاریخی، جایگاه چهلم را بهعنوان یک سازوکار بازتولید یاد و معنا در سطح عمومی تثبیت کرد.
بازتاب این سنت در ادبیات فارسی نیز قابل مشاهده است. در شعر آیینی، بهویژه در مراثی مرتبط با واقعهٔ کربلا، مفهوم اربعین و استمرار یاد شهید حضوری پررنگ دارد. در ادبیات معاصر، چهلم شهدا و بزرگداشت دورهای آنان، در شعر دفاع مقدس و خاطرهنگاریها بازتاب یافته و به نمادی از تداوم راه و پیام تبدیل شده است. این بازنمایی ادبی، چهلم را از یک آیین صرف، به مفهومی فرهنگی ارتقا داده است.
در نهایت، چهلم را میتوان آیینی برای مدیریت اجتماعی فقدان دانست. جامعهٔ ایرانی با برگزاری چهلم، اندوه را در قالبی زمانمند و جمعی سامان میدهد، شبکههای حمایتی را فعال میکند و یاد درگذشته را در حافظهٔ مشترک تثبیت میسازد. در جهانی که مناسبات فردگرایانه رو به گسترش است، استمرار چنین آیینهایی نشان میدهد که فرهنگ ایرانی همچنان برای سوگ، معنایی اجتماعی قائل است و فقدان را به فرصتی برای تقویت پیوندها تبدیل میکند.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰