بازگشت گفتمان نیل تا فرات به صحنه دیپلماسی؛ اظهارات سفیر آمریکا و احیای مناقشه دیرینه ادعاهای کتاب مقدسی

اظهارات اخیر مایک هاکبی سفیر ایالات متحده آمریکا در اسرائیل درباره حق کتاب مقدسی اسرائیل بر سرزمینی از نیل تا فرات، موجی از واکنش‌های رسمی و مردمی در جهان اسلام برانگیخته است.

اظهارات اخیر مایک هاکبی سفیر ایالات متحده آمریکا در اسرائیل درباره حق کتاب مقدسی اسرائیل بر سرزمینی از نیل تا فرات، موجی از واکنش‌های رسمی و مردمی در جهان اسلام برانگیخته و بار دیگر پیوند پیچیده دین، سیاست و ژئوپلیتیک در خاورمیانه را به کانون توجه بازگردانده است. این موضع‌گیری در نخستین روزهای ماه رمضان و همزمان با تداوم تنش‌ها در غزه، حساسیت‌های مذهبی و سیاسی را دوچندان کرده است.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تاریخ ۲۲ فوریه ۲۰۲۶، اظهارات جنجالی مایک هاکبی در گفت‌وگو با تاکر کارلسون بار دیگر یکی از مناقشه‌برانگیزترین مباحث الهیاتی و سیاسی خاورمیانه را به سطح رسمی دیپلماسی کشاند. هاکبی در پاسخ به پرسشی درباره تفسیر فصل پانزدهم سفر پیدایش که در آن سرزمینی از رود مصر تا رود فرات به نسل ابراهیم وعده داده شده است، اظهار داشت اگر اسرائیل همه آن سرزمین را هم بگیرد، اشکالی ندارد. هرچند او بعدا افزود که این سخن اغراق‌آمیز بوده و اسرائیل چنین درخواستی ندارد، اما همین عبارت کوتاه کافی بود تا خاطره تاریخی ادعای نیل تا فرات دوباره زنده شود.

ادعای سرزمینی مبتنی بر متون عهد عتیق سابقه‌ای طولانی در جریان‌های صهیونیستی دارد. در سفر پیدایش ۱۵:۱۸ از محدوده‌ای سخن گفته می‌شود که از نهر مصر تا فرات امتداد دارد. در برخی قرائت‌های دینی و ایدئولوژیک، این متن به عنوان وعده‌ای الهی برای حاکمیت بنی‌اسرائیل بر سرزمینی وسیع تفسیر شده است. در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، برخی متفکران صهیونیست با استناد به همین متون، مفهوم ارض موعود را به مثابه مبنای تاریخی و الهی برای تشکیل دولت یهود مطرح کردند و جریان‌های دینی ملی‌گرا، به ویژه پس از جنگ ۱۹۶۷، خوانش گسترده‌تری از سرزمین موعود را در گفتمان خود تقویت کردند.

پس از اشغال کرانه باختری و قدس شرقی در جنگ شش‌روزه، برخی گروه‌های مذهبی اسرائیلی توسعه شهرک‌ها را نه صرفا اقدامی امنیتی، بلکه تحقق وعده الهی دانستند. با این حال، در سطح رسمی، دولت‌های اسرائیل در اغلب دوره‌ها از طرح صریح مرزهای نیل تا فرات پرهیز کرده‌اند و چنین تفسیری بیشتر در ادبیات ایدئولوژیک و حاشیه‌ای مطرح بوده است. از این رو، اشاره یک مقام رسمی آمریکایی به این برداشت، حتی در قالب یک پاسخ غیررسمی، حساسیت مضاعف ایجاد کرد.

خشم مسلمانان

واکنش جهان اسلام سریع و گسترده بود. وزارتخانه‌های امور خارجه مصر، اردن، عربستان سعودی و ترکیه در بیانیه‌هایی جداگانه این اظهارات را تحریک‌آمیز و مغایر با اصول حقوق بین‌الملل دانستند. سازمان همکاری اسلامی در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد که هرگونه مشروعیت‌بخشی دینی به توسعه ارضی، نقض حاکمیت دولت‌های مستقل و تهدیدی برای ثبات منطقه است. اتحادیه عرب نیز تأکید کرد که مرزهای بین‌المللی بر اساس منشور سازمان ملل تعیین می‌شود و نمی‌توان آن را با استناد به تفسیرهای مذهبی تغییر داد.

در فلسطین، وزارت خارجه تشکیلات خودگردان این سخنان را نشانه جانبداری آشکار دانست و خواستار موضع‌گیری رسمی واشنگتن شد. حماس نیز در بیانیه‌ای این اظهارات را دلیلی بر حمایت آمریکا از پروژه‌های توسعه‌طلبانه توصیف کرد. در اردن، کمیته فلسطین مجلس سنا این سخنان را نقض آشکار منشور ملل متحد خواند. در پاکستان و اندونزی نیز مقامات دولتی هشدار دادند که چنین مواضعی می‌تواند احساسات مذهبی مسلمانان را در ماه رمضان جریحه‌دار کند.

از منظر حقوق بین‌الملل، اصل منع توسل به زور و اصل احترام به تمامیت ارضی دولت‌ها از اصول بنیادین منشور سازمان ملل به شمار می‌رود. هیچ سند بین‌المللی ادعای سرزمینی بر مبنای متون مقدس را به رسمیت نمی‌شناسد. از این رو، هرگونه بازگشت به ادبیات نیل تا فرات، ولو در سطح گفتمانی، با نظم حقوقی موجود تعارض دارد.

از نظر الهیاتی نیز این موضوع محل اختلاف جدی است. در سنت اسلامی، سرزمین‌ها ملک مطلق خداوند دانسته می‌شود و انسان‌ها در چارچوب عدالت و پیمان‌های اجتماعی بر آن حاکم می‌شوند. بسیاری از متفکران مسلمان استدلال می‌کنند که متون دینی را نمی‌توان مبنای تغییر مرزهای سیاسی معاصر قرار داد. در میان متفکران یهودی نیز دیدگاه‌های متنوعی وجود دارد و برخی خاخام‌ها تفسیرهای حداکثری از ارض موعود را نمادین یا مربوط به دوره‌ای تاریخی می‌دانند، نه برنامه‌ای سیاسی برای امروز.

در ایالات متحده، تا زمان تنظیم این گزارش، واکنش رسمی و صریحی از سوی کاخ سفید یا وزارت خارجه آمریکا منتشر نشده است. تحلیلگران آمریکایی این اظهارات را بازتابی از شکاف در میان جریان‌های محافظه‌کار درباره سیاست خاورمیانه دانسته‌اند. برخی آن را بیان شخصی و غیرالزام‌آور توصیف کردند و برخی دیگر هشدار دادند که چنین ادبیاتی می‌تواند به تضعیف تلاش‌های دیپلماتیک برای آتش‌بس در غزه منجر شود.

این رویداد در روزهای نخست ماه رمضان رخ داد؛ زمانی که مسئله قدس و مسجدالاقصی حساسیت مضاعفی دارد. هرگونه اشاره به گسترش جغرافیایی مبتنی بر ادعاهای دینی در چنین فضایی می‌تواند به بسیج افکار عمومی در سراسر جهان اسلام بینجامد و پیامدهای سیاسی پیش‌بینی‌ناپذیر ایجاد کند.

اظهارات اخیر، حتی اگر در سطح گفت‌وگویی رسانه‌ای مطرح شده باشد، به دلیل پیوند خوردن با یکی از کهن‌ترین ادعاهای ارضی مبتنی بر متون مقدس، از ظرفیت بالای تنش‌زایی برخوردار است. تجربه تاریخی نشان داده است که هر زمان گفتمان نیل تا فرات از حاشیه به متن سیاست نزدیک شده، موجی از واکنش در جهان عرب و اسلام ایجاد کرده است.