طاهره بهرامی، پژوهشگر فلسفه و عرفان معتقد است؛ نظام فکری و فلسفی ایرانی از فردوسی آغاز میشود و در عطار، مولوی و حافظ به اوج میرسد؛ به دیدگاه او شناخت عرفان ایرانی نیازمند پیوند دوباره ادیب و فیلسوف است و تا زمانی که این ارتباط برقرار نشود، تحقیقات ما فقط در سطح شعر میچرخند و به گوهر اندیشه که در پسِ زبان نمادین و ساختار روایی این متون نهفته است، راه پیدا نمیکنند.
نشستن پشت فرمان، تنها یک عمل مکانیکی نیست؛ بلکه تجربهای است که هر روز با استرسها، خطرها و مسئولیتهایش تکرار میشود. اما اصول اخلاقی قرآن میتواند نگاه ما را به رانندگی، از یک عمل مکانیکی به یک فرصت برای تمرین صبر، ادب و مسئولیتپذیری تبدیل کند.
مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در نوشتاری اینگونه آورده اند: «پیرامون شخصیت جامع الأطراف و وسیع الأبعاد حضرت زهرا سلام الله علیها آنچه گفته اند و نوشته اند و باز هم گویندگان و نویسندگان بگویند و بنویسند، به پایان بیان مقامات و درجات و فضائل حضرت نمی رسند.»
فلسفه اخلاق شاخهای از علم فلسفه است و به پرسشهای عقلانی و بنیادین اخلاقی میپردازد. و طبعا تاریخچهای به درازای تاریخچه تفکر بشری دارد.
خاطره شنیدنی رهبر انقلاب از مجلسی که علامه طباطبایی، امام خمینی (ره) را استاد خود خطاب کرد.
آیتالله حائری شیرازی معیاری ساده برای تشخیص قرار داشتن در مسیر صحیح ارائه میدهد.
استفاده از شبکههای پیامرسان موبایلی و اجتماعی به اندازهای رواج پیدا کرده که در واقع میتوان گفت به امر بیبدیل ارتباطات در جهان حاضر تبدیل شده است.
همه ما در صندوق شهوات نفس زندانی هستیم و خودمان نمیدانیم، احتیاج به آزادکنندهای داریم که ما را از این صندوق نجات بخشد.
عشق به وطن و باور به یک مسلک، برخاسته از عواطف والای انسانی است؛ عشقی که برخلاف شهوتهای زودگذر، ریشه در ازخودگذشتگی و ایمان دارد. چنین محبتی روح را تعالی میبخشد و انسان را به مرز فداکاری و فضیلت میرساند.
حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند: اگر کسی درس بخواند و نتواند مدرّس خوب باشد یقین بداند عمرش را تلف کرده، برای اینکه این دروس امانتهای الهی است.
صاحب تفسیر مشکاة گفت: شناخت خداوند سبحان و معرفت ذات بیکران او، همواره یکی از محورهای اساسی معارف الهی بوده است.
بیخدایی مستلزم طرد اخلاق به شکل کلی نیست، اما ما را از درک بسیاری از اخلاقیات و تفسیر صحیح از آنها محروم میسازد.