قناعت یعنی اکتفا به حد لازم زندگی و سرلوحه قرار دادن آن، تا انسان از وسوسهها و انحرافها محفوظ بماند. عدم قناعت انسان را به کسب ناپاک و انحراف از مسیر معنوی میکشاند. برای طلبهها و شیعیان، قناعت ضروری است تا تمرکز بر تبلیغ دین حفظ شود و شیطان از مسیر بازندارد.
خداوند همه اعمال انسان را میبیند، چه آشکار و چه پنهان، و فردا خود قاضی خواهد بود؛ این آگاهی باید انسان را به رعایت وظایف و پرهیز از گناه ترغیب کند، زیرا معصیت هم زندگی دنیوی و هم آخرت را خراب میکند و ترس از دید خدا، راه پیشگیری از خطا و فساد است.
حسادت انسان را به رفتارهای ناپسند، تهمت و فحش سوق میدهد و «ذخایر معنوی» او را خالی میکند. برای پیشگیری، باید نسبت به نعمات دیگران حسادت نکنیم و صبر را تمرین کنیم؛ صبر سپری در برابر گناه است و به انسان قدرت حفظ اخلاق و پرهیز از ارتکاب اعمال ناشایست میدهد.
مکاشفه یعنی پردهبرداری از حقیقت پنهان که معمولاً دیده نمیشود. با اعمال صالح و تقوا ایجاد میشود و در حالت بیداری رخ میدهد. تنها کسی که ظرفیت درونی دارد، آن را میبیند؛ دیگران متوجه نمیشوند، مشابه دریافت وحی توسط پیامبر و عدم اطلاع اصحاب است.
وقتی ظرف غم پر شد، تخلیه آن ضروری است. گفتگو با فرد صالح و قابل اعتماد فشار روحی را کاهش میدهد و روح را سبک میکند. در نبود او، سکوت و تحمل هم کمککننده است.
آیه «وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحَاسِبْکُمْ» بیانگر محاسبه نیتهاست، اما تنها دو گناه باطنی واقعی محسوب میشوند: تکبر و سوءظن. دیگر افکار درونی مانند حسد یا آرزوهای منفی تا وقتی عملی نشوند، گناه نیستند و زمینهساز گناهاند، نه خود گناه.
فساد و گناه با وجود قرآن و علما همچنان گسترده است، زیرا مشکل در نبود عمل به دستورات الهی است. قرآن و احکام خدا برای هدایت و مصونیت از وسوسههای شیطان نازل شدهاند، اما بیشتر مردم فقط میخوانند و اطاعت نمیکنند. تا زمانی که عمل به واجبات و ترک محرمات محقق نشود، آثار مثبت دین مانند رفع ظلم و گناه در جامعه ظاهر نخواهد شد.
اولیای الهی طبق بیان قرآن کسانیاند که ایمان به خدا دارند و در زندگی اهل تقوا و فرمانبرداری از او هستند. خداوند وعده داده است که آنان نه ترس و اندوهی خواهند داشت و هم در دنیا از برکات ایمان و تقوا بهرهمند میشوند و هم در آخرت بشارت بهشت نصیبشان میگردد.