جامعهای که زنانش را به «برند» تقلیل دهد، در واقع روح خودش را ارزان فروخته است. رشد واقعی، زمانی آغاز میشود که زن بتواند بیآنکه در معرض قضاوت دائم نگاهها قرار گیرد، حضور انسانیاش را زندگی کند.
برخی میگویند میخواهیم «انسانهای خوبی باشیم اما نه لزوما با حجاب»؛ استاد جامعهشناس میگوید که خوب بودن تنها در سطح اخلاق فردی معنا نمیشود، هر فرد درگیر روابط اجتماعی است بنابراین بخشی از خوب بودن به رعایت هنجارها و تنظیم روابط نیز مربوط میشود.
کارشناس و استاد دانشگاه گفت: برخی زنان غربی که مسلمان شدهاند میگویند که ما اول با حجاب شدیم بعد مسلمان شدیم یعنی اول آنقدر جذب حجاب اسلامی شدیم که حجاب اسلامی را پذیرفتیم بعد خود اسلام را پذیرفتیم.
در نگاه اندیشمندان غربیِ موافق حجاب، پرسش اصلی، دیگر این نیست که «آیا حجاب نشانه آزادی است یا محدودیت»، بلکه این است که «چه کسی حق دارد معنای آزادی را تعریف کند؟»