آیات ۴۴ تا ۵۳ سوره نور، پیش از آنکه خطاب به مؤمنان باشد، رو در روی کسانی میایستد که اصل وجود خدا را انکار میکنند، آیاتی که از نظم بیوقفه شب و روز و راز آفرینش آغاز میشود و قدمبهقدم نشان میدهد مسئله فقط ندیدن نشانهها نیست، بلکه گریز از پذیرش داوری و قانون است.
از امیر المؤمنین معنى ایمان را پرسیدند، فرمود: ایمان را چهار پایه است: شکیبایى و یقین و عدل و جهاد.
ترس و یا شادی ما از موضوعات مختلف به میزان درک و معرفت ما نسبت به آن موضوع برمیگردد. وقتی انسان مرگ را بهخوبی بشناسد قطعا هراس و ترسش از مرگ کمتر خواهد شد.
ایمان واقعی آن است که انسان در فقر نیز به سراغ حرام نرود و بداند خدا همیشه حاضر است. ثروت و فقر جابهجا میشوند، اما وظیفه انسان در همه حال صبر و استقامت بر فرمان الهی است. خدا بندگان را با ترس و دشواریها میآزماید تا روشن شود چه کسی حقیقتاً به او ایمان دارد.
همه عبادات را کرده باشی، اگر ایمانت نباشد چه مصرف؟ میترسم ایمان از دست برود. سبب از دست رفتنش چه چیز است؟ یکی این است که میترسم اصل اعتقاد، تصوری نه یقینی باشد. این میرود و همراهت نمیآید و یکی کثرت گناه.
نعمت را به خودتان نسبت ندهید، یادتان باشد نعمت ها همه از جانب خداست.
آیتالله سید محمدتقی مدرسی بر اهمیت ایمان به خداوند متعال و تأثیر آن در دستیابی به پیروزی در زمینههای مختلف تأکید کرد.
یقین، آن درجه بالای ایمان است که دیگر تردیدی در آن راه نمییابد.
اعتقاد و ایمان به خدا و دین و دستورها و باورهای دینی از دو راه حاصل میشود: یکی از راه تحقیق و بررسی، وقتی انسان در مورد خداوند و آثار الهی در جهان خلقت و تدبیر و نظم جهان و شاهکارهای جهان خلقت و احکام و دستورهای الهی، تعمّق و تدبّر و تحقیق کرد و برایش یقین حاصل شد، ایمان او به خداوند کاملتر و عمیقتر و مستحکمتر میشود.