یک کارشناس حوزه تربیت معتقد است تربیت دینی فرزندان بیش از آنکه مبتنی بر آموزشهای مستقیم و توصیههای کلامی باشد، به الگو بودن والدین، تناسب آموزشها با سن و رشد عقلی کودک و پیوند دادن دین با عقل، احساس و زندگی روزمره وابسته است.
نوجوانان در خانواده بهدلیل تأثیر دوستان و شبکههای اجتماعی، اخلاق، رفتار و اعتقادات دینی تغییر میکنند؛ مدیریت رسانه، کنترل دوستان و ارتقای سواد رسانهای خانواده ضروری است تا از آسیبهای رفتاری و اعتقادی جلوگیری شود.
گاهی بچهها هم اشتباه میکنند، اما خدای مهربان همیشه منتظر است تا با یک «ببخشید» دوباره ما را در آغوش بگیرد.
در روزگاری که رسانهها، شبکههای اجتماعی و فرهنگهای وارداتی هر لحظه روی ذهن و رفتار کودکان اثر میگذارند، والدین با پرسشی اساسی روبهرو شدهاند: چطور میتوان فرزندی بزرگ کرد که هم دیندار باشد و هم مستقل و توانمند؟ آیا آموزش دین، او را مطیع و وابسته میکند یا میتواند زمینهی رشد نسلی خلاق، مسئول و پیشرو را فراهم آورد؟
یکی از دغدغههای خانوادههای مذهبی این است که چگونه میتوانند باورهای دینی و اعتقادی را به فرزندان خود آموزش دهند و آن را در وجود فرزندانشان نهادینه کنند. قطعا افراط و تفریط در این زمینه به شدت آسیب رسان است و اثر معکوس دارد.
این محتوا به بررسی شیوههای تربیت دینی با هدف سوق دادن خانواده و اطرافیان به سوی پایبندی و التزام به مسائل دینی میپردازد. تربیت، امری تدریجی و نیازمند صبر و حوصله است و باید با شناخت افراد و استفاده از روشهای متنوع تربیتی چون تشویق، الگوسازی و داستانگویی صورت گیرد.
پاسخ حجت الاسلام و المسلمین بهشتی به این سوال را مشاهده میکنید.
کارشناس حوزه تعلیم و تربیت دینی با اشاره به اهمیت نامه امام علی(ع) به امام حسن(ع) گفت: هر دو روش یعنی توصیههای امام علی(ع) و روشهای تربیتی مدرن، دغدغه تربیت دارند و در بسیاری از موارد دارای اشتراکاتی هستند، اما نقطه اصلی تفاوت در این است که در تعداد زیادی از روشهای تربیتی غربی و شرقی، انسان دور از خدا و بدون درنظر گرفتن نظام بندگی تصور شده است.
تربیت دینی فرزندان نیازمند توجه به تناسب آموزشها با سن و سطح درک فرزندان، تبیین ابهامات و سؤالات دینی، پرهیز از تلقینهای محض، استفاده از روشهای غیرمستقیم و الگویی، معرفی الگوهای دینی متناسب، و ایجاد هماهنگی بین عوامل تربیتی است.