خدا در سوره کهف ذوالقرنین را به عنوان رهبری و فرمانروایی معرفی میکند که در اوج قدرت، معیارش اقامه عدالت و مقابله با فساد بود و نشان داد که قدرت زمانی ارزشمند است که در مسیر حق بهکار گرفته شود و اگر از این مسیر منحرف شود به منبع تباهی تبدیل خواهد شد.
خدا در سوره کهف داستان مردی را بیان میکند که فریب رفاه و دارایی خود را خورد و از یاد خدا غافل شد و با غرور و غفلت از درون شکست خورد. این آیات نشان میدهد گاهی دشمن ایمان، بیآنکه گلولهای شلیک کند، با نفوذ در دل انسان، سختترین ضربه را وارد میکند.
هرکه یاد خدا را توشه خود سازد و سکون را اساس خویش قرار دهد، دنیا برایش سرابی از آرامش و بهشتی از صلح خواهد شد. باطنی که اهل خدا میبینند، همان نیست که اهل غفلت مشاهده میکنند؛ باطن دنیا برای آنکه قلبش به یاد خدا آرام گرفته، منبعی از اطمینان و امنیت است. آری، «الا بذکر الله تطمئن القلوب»، پس دنیا از میدان اضطراب و ترس به واحهای از سکون و سلام بدل میشود برای آنکه با قلب مطمئن به سوی خدا روی آورده است.
شاید یکی از ابهاماتی که گاهاً مطرح میشود، تشابه بین «کوروش» با «ذوالقرنین» که در کتاب آسمانی قران ذکر شده باشد.
مبلغ/ هادوی تهرانی، استاد درس خارج حوزه علمیه گفت: آیات آخرالزمان باید تأویل شوند؛ البته تأویلات افراد عادی قابل اعتنا نیست و باید مبنا و پشتوانه محکم نقلی داشته باشد.