در جهانی که انسان به تواناییهای خود دل بسته و گمان میکند پاسخ همه بحرانها را یافته، بنبستها یکییکی رخ مینمایند. قرآن با طرح پرسشی بنیادین در آیات سوره نمل، نگاهها را از راهکارهای محدود بشری برمیگرداند و به حقیقتی فراموششده اشاره میکند.
اگر انسان را به تفصیل بیان کنند، نتیجهاش عوالم گوناگون میشود و با فشرده شدن همهی عوالم، انسان حاصل میشود. درست شدن انسان یعنی درست شدن همهی عوالم و فساد او فساد همهی عوالم است؛ و اصلاح بیرونی جهان زمانبر، دشوار و بیتضمین است.
آیه 30 سوره انبیاء نه فقط روایتی از گذشته که نقشهای برای تفکر امروز ماست. این آیه به ما یادآور میشود که جهان هدف دارد، آفرینش تصادفی نیست و انسان نیز بخشی از این هدفمندی است.
این پرسش، آیا جهان خالق و آفرینندهای دارد؟ قرنها فکر بشر را به خود مشغول ساخته و آرا و عقاید بیشماری را نسبت به علت و منشأ جهان هستی به وجود آورده است.