به خدای متعال باید حسنظن داشته باشیم. خداوند متعال ملامت میکند آن کسانی را که به او حسنظن ندارند؛ سوءظن به خدا دارند. سوءظن به خدا چیست؟ سوءظن به خدا این است که انسان خیال کند این که فرموده است: «و لینصرنّ الله من ینصره»، خلاف واقع است.
حتی وقتی حقوق ماهانه از کارفرما یا کمک والدین دریافت میکنیم، حقیقت این است که روزی واقعی در دستان خداست. انسانها تنها واسطههایی هستند که فیض رزق الهی را به ما میرسانند؛ نگاهی که هم آرامش میدهد و هم تلاش و مسئولیتپذیری را معنا میکند.
هیچ حقی بر خداوند نداریم و تفاوت نعمتها با عدالت ارتباطی ندارد، بلکه با حکمت الهی مرتبط است. ساختار علت و معلولی عالم، موجب معلولیت برخی میشود و خداوند این تفاوتها را در مسئولیتها، تکالیف و پاداشهای اخروی جبران میکند.
عبادت از جمله اموری است که در اسلام واجب است و هر مسلمان باید تکالیفی از جمله نماز و روزه را در این راستا انجام دهد. حال سؤال است که خدا چه نیازی به نماز و عبادت ما دارد که این اعمال را بر ما واجب کرده است؟
بُشر حافی که روزگاری به خوشگذرانی و شرابخواری مشغول بود، با احترام به نام خدا مسیر زندگیاش تغییر کرد و به یکی از زاهدان بزرگ تاریخ بدل شد.
استاد قرائتی درپاسخ به پرسشی درباره وجود خداوند، مثالی از وجود انسان را می آورند.
دنیا و مال دنیا که محل و وسیله زندگی انسان است , وضعی معماگونه دارد، زیرا رسیدن یا نرسیدن به آن، در زندگی آدمی و هستی و حالات او اثر دارد. اگر مال دنیا به دستش نیاید، مبتلا به فقر می شود که همسایۀ نزدیک و دیوار به دیوار کفر است.
هیچکدام از آیات قرآن حاکی از جسمانیت خداوند نیستند. آیاتی که گمان شده بر این امر دلالت میکنند مشتمل بر کنایه و مجاز هستند و معنای حقیقی آنها اراده نشده است.
قرآن بهعنوان راهنمای سعادت،باید بر امور معنوی تمرکز میکرد،اما زبان انسان برای انتقال مفاهیم مادی مناسب بود وانتقال مفاهیم غیرمادی از طریق الفاظ مادی صورت گرفت.
خداوند تبارک و تعالی رحمتی دارد بسیار گسترده و عام که او را به رحمانیت ممتاز نموده و رحمتی هم دارد خاص و ویژه مومنان که او را به رحیمیت متصف نموده و چنین خداوند رحیمی که (سبقت رحمته غضبه) می باشد در درجه اول نخواهد گذاشت بنده گناه کارش وارد دوزخ شود.
آنچه که در قرآن کریم در سوره نور خدای متعال را توصیف می کند: «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». (نور ۳۵) یعنی: خدا نور آسمانها و زمین است. که مراد از اینکه خدا نور است، یعنی خداوند با ذات خود نور است، یعنی نور یکی از صفاتش است، البته آنگونه که لایق به ذات باری تعالی داشته باشد، نه آنگونه که مخصوص مخلوقاتش است.
خداوند ستارالعیوب است اما این ستاریت مطلق نیست وخداوند متناسب با حجم و شدت زشتیِ گناهان مردم در قیامت وحتی گاهی در دنیا،اسرار و رفتار زشت آنها را آشکار می سازد.
از آموزههای قرآن و حدیث اهل بیت علیهمالسلام مشخص است، اگر آرزوی مرگ ناشی از کمصبری و بیتابی در برابر مشکلات دنیایی باشد، به هیچ عنوان جایز نیست.