در بحارالانوار است که یک شیعه خوشحال نزد امام جواد (ع) آمد و گفت به فقرا انفاق کردهام. امام فرمود ادعای «شیعه خالص» بودن، بخشش تو را باطل کرد. مرد استغفار کرد و گفت: «دوست شما هستم.» امام فرمود: اکنون پاداشت بازگشت یافت.
حضرت زهرا(س) در روایتی کمنظیر، پاسخی حکیمانه به پرسشی دادند که اصحاب نتوانسته بودند بدان پاسخ دهند و پیامبر(ص) با شنیدن آن فرمودند: «فاطمه پاره تن من است.»
شیخ جنید بغدادی، عارف نامدار، در ملاقات با بهلول دریافت که تمام آداب ظاهری او برای خوردن و سخن گفتن و خوابیدن، بدون توجه به "اصل" کار، بیفایده است. وقتی شیخ به نادانی خود اعتراف کرد، بهلول حقیقت را به او آموخت: لقمه حلال، نیت خالص و دل پاک از هر آدابی واجبتر است.
در روایتی زیبا از حضرت موسی علیهالسلام، آن حضرت با مثالی از چوپانی و بزغالهای گمشده، به جوانی میآموزد که عبادت سودی برای خدا ندارد، بلکه سپری است برای نجات انسان از وسوسه شیطان.
بُشر حافی که روزگاری به خوشگذرانی و شرابخواری مشغول بود، با احترام به نام خدا مسیر زندگیاش تغییر کرد و به یکی از زاهدان بزرگ تاریخ بدل شد.
از حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام پنج درس آموزنده در داستانهای ائمه روایت شده است، که مهمترین آن اهمیت به نماز است.