کتاب «داستانهایی از علما» اثر علیرضا خاتمی، حکایتهای پندآموزی از زندگی دانشمندان دینی را روایت میکند. در یکی از این روایتها، خوابی شگفت از ملا احمد مقدس اردبیلی نقل شده که رمز ارتقای مقام روحانی را نه در اعمال کساد، بلکه در پیوند با ولایت امیرالمؤمنین(ع) میداند.
آیتالله گلپایگانی حالتی روحانی را روایت میکند که در آن خود را منشأ فیض میپنداشت، اما با توسل به امام کاظم (ع) و امیرالمؤمنین (ع) به حقیقت عبودیت و قدرت بیپایان الهی پی برد.
آیتالله حقّی سرابی در روزهای تنگدستی، با نوشتن نامهای به خدا و دعای خالصانه، شاهد برآورده شدن حاجت خود شد. حکایتی که درس توکل و ایمان را به زیبایی روایت میکند.
شهید قاضی طباطبایی پس از ادای نماز در مسجد، به دلیل نفرین به یهود در روز عید فطر، به شهرستان بافت تبعید میشود. با وجود تنهایی، محبت مردم منطقه او را دلگرم میکند و بر غربت خویش غلبه مینماید. او با روحیهای استوار، این سختی را با اطمینان و بیهراسی پذیرفته است.
داستانهای علما: از مرحوم آیه الله محسن امین در شرح احوال مرحوم میرزای شیرازی روایتی نقل شده است.
در این داستان، تجربه معنوی حضرت آیتالله العظمی بهجت (حفظه الله) در وادی السلام ذکر شده است که در حین مشاهده یک پیرمرد نورانی که زیارت عاشورا میخواند، به حالتی کشفگونه دست مییابد و حرم امام حسین (ع) و زائران را میبیند، که این نشاندهنده عمق ارتباط معنوی با اهل بیت (ع) است.
یکی از اعضای دفتر امام خمینی(ره) در نجف اشرف روایت میکند که امام در سجده آخر نماز، ذکری آهسته میگفتند که شنیده نمیشد. پس از پرسش، امام دعایی عارفانه را آشکار کرد که حکایت از دلکَندن از دنیا و آمادگی برای مرگ داشت.