صحنههای پرهیاهوی جنگیری با فریاد، لرزش و دریافت حقالزحمههای سنگین این روزها سوژهای جنجالی در شبکههای اجتماعی و محافل دینی شده است. اما بررسیها نشان میدهد بسیاری از این رویدادها، بیش از آنکه برآمده از عالم غیب باشد، حاصل سوءتفاهم نسبت به اختلالهای روانی و فقدان تشخیص علمی است؛ پدیدهای که دین و علم را در تلاقوی فهم درست واقعیت قرار میدهد.
باور به سحر و جادو هنوز در بخشهایی از جامعه رواج دارد و بسیاری از مشکلات زندگی به آن نسبت داده میشود؛ اما بررسی آیات قرآن، روایات و دیدگاههای روانشناختی نشان میدهد که تأثیر سحر، اگر هم وجود داشته باشد، محدود و وابسته به اذن الهی است و بزرگنمایی آن میتواند آسیبهای جدی اعتقادی و روانی به همراه داشته باشد.
رفتن پیش رمال و فالگیر هیچ توجیه شرعی یا عقلی ندارد و سود واقعی ایجاد نمیکند. این افراد صرفاً کسبوکار راه انداخته و پول میگیرند، مشکلات را حل نمیکنند. راه درست، استفاده از دعاهای معتبر و منابع دینی و پرهیز از افراد غیرمجاز است.
راهکار حقیقی در برابر سحر و طلسم، همان توکل مطلق و اتکا به خداوند متعال است؛ زیرا این ذات اقدس الهی است که خیر و شر را به عنوان سنتی برای آزمون بشر جاری میکند.
بسیاری از شهروندان در مواجهه با مشکلات اقتصادی، خانوادگی یا عاطفی خود، به دنبال سریعترین راه ممکن جهت گشایش امورشان هستند؛ اما آیا راهکار آن رجوع به دعانویسان است؟
داشتن همزاد، خرافه ای است که عمدتا توسط رمالان مطرح می شود که بخت افراد را بسته و مانع پیشرفت او هستند و این خرافه ها بعضا صدمات جبران ناپذیری به افراد می زند.
فالگیران و پیشگوها با ترفندهایی نظیر تعبیر خواب، یا ارتباط با ارواح و یا موکلان جنی، به دنبال جلب توجه افرادی هستند که در بحرانهای فردی یا اجتماعی، نیازمند راهحلهای سریع و معجزهوار بودهاند.
با وجود پیشرفتهای علمی و دسترسی گسترده به اطلاعات، بازار داغ رمالی و طلسمنویسی نهتنها فروکش نکرده، بلکه با موجی تازه در فضای مجازی شعلهور شده است؛ سودجویان حالا تا عمق خاک قبرستانها پیش رفتهاند و خرافه را به حریم مردگان نیز کشاندهاند.