عدم شناخت و کمبود معرفت انسان نسبت به حوادث بعد از مرگ و این از عوامل مهم کراهت داشتن انسان از مرگ می باشد.
شاید سالها از رفتنشان گذشته باشد، اما روح آنها هنوز به ما چشم دوخته؛ چشمبهراه دعایی، صدقهای، یا حلالیتی که دلشان را سبک کند. مرگ عزیز پایان ارتباط نیست؛ بلکه شروع رابطهای تازه با عزیزانی است که دیگر در کنارمان نیستند. گزارش پیش رو، به مهمترین خواستههای اموات از نگاه دین و عرف میپردازد.
حجتالاسلام والمسلمین حسین عشاقی عضو سابق گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در یادداشتی به تحلیل از حقیقت مرگ در تجربههای «زندگی پس از زندگی»و تفاوت مرگ و خواب پرداخته است.
تجربههای نزدیک به مرگ، موقعیتی هستند که تجربهگر در آن، حالات و ادراکهای خاصی دارد، بیآنکه واقعاً مرده باشد و البته، همه افراد هم این ادراکات را ندارند.
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، مساله زندگی پس از دنیا را شاید بتوان بزرگترین سوالی دانست که از دیرباز در ذهن انسان وجود داشته است. چرا که انسان علاقه فراوانی دارد تا هرگونه خبری که بتواند به او گزارشی از زندگی بعد از دنیا بدهد را به گوش جان بشنود. پاسخ مرکز ملی پاسخگویی […]
مبلغ / دکتر مهراب صادق نیا ضمن هشدار نسبت به این موضوع که برنامه هایی مانند «زندگی پس از زندگی» باید از غنای علمی بیشتری برخوردار باشند حس راحتی و عاری شدن از درد، ترک بدن، دیدن بدن فیزیکی از بالا، کارکرد خیلی سریع ذهن، احساس نزدیک شدن به یک تونل تاریک و عبور از تونل، حس آرامش، دسترسی به دانش نامحدود، بررسی زندگی از اوایل تا الآن و پیش نمایش رویدادهای آینده را از صورتهایی دانست که توسط بیشتر تجربه کنندگان نزدیک مرگ در سراسر جهان به آنها اشاره شده است.
مبلغ/ رها شدن انسان از جسم مادی و ورود روحانی او به عالم ناشناخته برزخ و قدم زدن در پهنه عالمی که تا کنون مانند آن ندیده، تجربه بی نظیری است که تصور آن ساده نیست.
مبلغ/ معاد مبتنی بر روح بوده و بر اساس آن روح پس ازمرگ به بدن انسان دوباره باز میگردد، وقتی میگوئیم انسان در آخرت پاداش داده میشود، چیزی باید وجود داشته باشد تا آن پاداش یا کیفر را درک کند.
مبلغ/ حجتالاسلام شکیبافر معتقد است: وقتی میمیریم از دنیا کَنده میشویم که خیلی هم سخت است؛ چون همه ما انس داریم اما در قیامت، انسان را از خودش میکَنند و این خیلی سختتر از مرگ دنیوی است.
مبلغ/ بچهها در خردسالی تصوری از جدایی ندارند و مفهوم مرگ را درک نمیکنند. پس از آن هم برداشتشان از مرگ فاصلۀ زیادی با واقعیت دارد. اساساً توضیح واقعیت «فقدان» برای کودکان کار بسیار دشواری است. ولی آیا اصلاً چنین توضیحی ضرورت دارد؟ شاید بد نباشد این بار ما پای تفسیر آنها از مرگ بنشینیم. شاید برای کنارآمدن با مرگ و فقدان باید، بهجای آنکه مسئله را با روشهای واقعبینانه و علمی از سر باز کنیم، علاقه و کنجکاوی کودکانه به مرگ، و البته زندگی، را بازیابیم.