• تاریخ : جمعه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۴
  • سفرنامه حج

    جستجوی یار در خانه خدا
    ۱۷ خرداد ۱۴۰۴

    جستجوی یار در خانه خدا

    در سال ۱۳۷۲، رحیم مخدومی، نویسنده شناخته‌شده ادبیات مقاومت، قلم را از جبهه‌های نبرد به سمت خانه خدا برد تا خاطرات و تأملات خود از سفر حج را مکتوب کند. حاصل این سفر، کتابی شد با عنوان «یار کجاست؟»؛ اثری که امروز یکی از شاخص‌ترین سفرنامه‌های ادبی حج به شمار می‌رود.

    سفر حج عالیه خانم؛ روایتی زنانه از دوره قاجار در مکه
    ۱۰ خرداد ۱۴۰۴

    سفر حج عالیه خانم؛ روایتی زنانه از دوره قاجار در مکه

    صد سال پیش، در روزگار قاجار، زنی به نام عالیه خانم شیرازی دل به دریا زد و عازم سفر حج شد. سفرنامه‌ای که او نگاشته، نه تنها روایتی دست اول از این سفر معنوی است، بلکه پنجره‌ای منحصر به فرد به دیده‌ها و شنیده‌های یک زن جسور در آن دوران باز می‌کند.

    اسرار و حقایق نهفته در قبله
    ۵ خرداد ۱۴۰۴

    اسرار و حقایق نهفته در قبله

    پیامبر معراج رمزآلود باشکوه و ملکوتی خود را از این یکی (قبله) آغاز کرد و از آن یک به دروازه‌های عرش الهی صعود کرد و فرزند او نیز که منتقم خون همه شهدای راه حق است می آید تا انتقام خون زکریا تا حسین را از مسجدالحرام آغاز کند.

    شعری که پای شاعرش را به خانه خدا باز کرد
    ۳ خرداد ۱۴۰۴

    شعری که پای شاعرش را به خانه خدا باز کرد

    همان روز که علیرضا سلطانی از دفترشعر جوان زنگ زد و گفت: ساعد تاکید کرده به شفاعی بگویی حتما این هفته، جلسه بیاید به دلم افتاد که آن حال شیرین صبح‌گاه پاییزی یکی از روزهای آبان ۱۳۸۲ کار خودش را کرده است.

    توصیف معنادار شهید آوینی از بیت‌الله الحرام
    ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

    توصیف معنادار شهید آوینی از بیت‌الله الحرام

    «سفر به سرزمین نور» نخستین‌بار در سال ۸۴ منتشر شد و شامل دو بخش بود،‌ بخش نخست درباره مراحل حج است که او از همان حج سال ۶۶ آن‌ها را نوشته و اما بخش دیگر مربوط به حج سال ۷۱ است. آوینی در این سفرنامه از غربت بقیع به یاد مرگ در میقات می‌رسد.

    دیدار با شهیدان دفاع مقدس در طواف کعبه
    ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴

    دیدار با شهیدان دفاع مقدس در طواف کعبه

    به قدری طعم این طواف در ذائقه جانم شیرین بود که شلوغی و ازدحام جمعیت را حتی برای یک لحظه احساس نکردم. گویی دور کعبه همان خط مقدم جبهه جنگ است. چنان مجذوب اسامی آن نام‌آوران از یاد رفته شده بودم؛ که به هر طرف سر می‌چرخاندم، مست دیدار سیمایشان می‌شدم.

    برو بالا