همون سالی که حاج قاسم به شهادت رسید با حاج قاسم و خانوادهشون، که برای برگزاری مراسم روضه به کرمان میاومدند، همسفر شدم. من کمرم آرتروز داشت و کیفی دستم بود. حاج قاسم به سمتم اومد و گفت: کیفتون رو بدید به من. گفتم: نه ممنون! براتون زحمت میشه.[به شوخی] گفت: میترسید پولاتونو بدزدم؟