برای بسیاری از انسانها، اعتقادات یک چارچوب قدرتمند برای توجیه رنجهایی فراهم میآورد که منطق اقتصادی قادر به توضیحشان نیست. این باورها، رنج را از یک بیهودگی مطلق و بیهدف به آزمونی با هدفی فراتر تبدیل میکنند
امام حسین(ع) در پاسخ به این سؤال که چگونه به صبح رسیدی؟ چگونه در روز قدم گذاشتی؟ بر فقیر بودن خود در مقابل قدرت خداوند تأکید فرمودند؛ با این احساس فقر و اضطرار است که به سوی تو میآیم و از غرور نعمتها و نقمتها و از بلا و رضا فارغ میشوم و در این فراغت است که بینیاز میشوم. این تدبیر توست که مرا از خود و از حصارهای خود میرهاند و از فقر و تهیدستی به غنا و سرشاری میخواند.
هدف این است که بدانیم چگونه امیر المومنین علیه السلام در حدود ۵ سال حکومت ظاهری شان با تمام دشمنیها و جنگها و وسعت کشور به پهنای چندین مملکت امروزی توانستند با عدالت بی نظیر اقتصاد سالم و اسلامی اصیل را پیاده کنند و هیچگونه محرومیتی و یا شکافهای طبقاتی مهمی در جامعه آنروز نداشته باشند بجز عده قلیلی از قلدران و اسرافگران که از عدالت علوی ناراضی بودند و بالاخره به شهادت رسیدند اما عدالت بشکل نمونه در تاریخ حیات ایشان بصورت الگوی ماندگار باقی ماند.
مرحوم علامه محمدرضا حکیمی در وصف «مصائبِ فقر» در اندیشه و نظر امیرمومنان علی(ع) نوشت: «در ادبیات قرآن و روایات میتوان به ماهیت واقعی فقر و بلایی که بر سر انسان میآورد پی برد.
حضرت آیت الله مکارم شیرازی گفتند: سرچشمه بسیاری از نارضایتی های مردم و شکایت آنها از وضع زندگی، کمبودها و فقر نیست، عامل اصلی آن عدم قناعت و توقعات بی حد و حساب است.
آیه عز را پیامبر اکرم (ص) به این اسم، نام نهاده و علت این نام گذاری آن است که آیه، وجود فرزند و شریک را برای خدا نفی نموده است. همچنین یاری کننده ای را که خدا با نیاز به یاری او ذلیل گردد، نفی کرده است.
امام صادق (ع) در حدیثی به نتیجه عدم ازدواج به دلیل ترس از فقر اشاره کرده است.
هر چند ممکن است در برخی هیئت های عزاداری مخارجی صرف شود که قابل دفاع نبوده و نیازمند اصلاح است اما اصل برگزاری مراسم روضه خوانی و برپایی هیئت های مذهبی نه تنها منافاتی با کمک به فقرا نداشته بلکه اساسا یکی از عوامل اصلی گسترش فرهنگ اسلامی در زمینه کمک به محرومان و ارزش های اصیل انسانی در جامعه است.
شرح حدیثی برای فکر و فرهنگ برگزیده از درسهای آیت الله آقا مجتبی تهرانی
حجتالاسلام رفیعی معتقد است: ضعف شناخت و معرفت نسبت به دین، مشکلات خانوادگی، فقر و شاید پررنگترین آنها عملکرد بد متولیان دین عامل فاصله گرفتن جامعه از دین است.
آیت الله بهجت در یکی از جلسات اخلاق خود، خاطره ای از آیت الله سید عبدالهادی شیرازی نقل کرده اند.