اروند آن شب برای حاجقاسم مرزی بود میان تردید و توکل. فرماندهای که همیشه راه را بلد بود، این بار ایستاد، به آب خیره شد و گریه کرد. اشکهایش از ترس نبود، نگران جان جوانهایی بود که چند شب بعد باید از دل رود عبور میکردند. یک آیه، سکوت آب را شکست.
مبلغ/ یکی از فرماندهان فاطمیون میگوید: در یکی از محورهای بوکمال کارمان گره خورده بود و نتوانستیم کاری کنیم، اما بعد از اینکه حاج قاسم وارد منطقه شد، با پشتیبانی معنوی و نظامی او توانستیم بوکمال را آزاد کنیم.
مبلغ/ حاج قاسم گفت: «نه شما فقط باید درس بخوانید تا بدانید پدرتان برای چه شهید شد. وقتی خوب درس خواندید و بزرگ شدید آن وقت اگر شهید شدید اشکالی ندارد.»