امام حسین(ع) فرمود؛ جهاد بر چهار گونه است: دو جهاد فریضه است و جهاد سوم سنتی است که فقط با فریضه به پا میشود و جهاد چهارم جهاد سنت است.
خوبیهای غریزی، کور و بیحساب انجام میگیرد و خودنمایی و تظاهر به چشمها و گوشها و شرایط وابسته است و بده بستانها در گرو جمعبندی و حساب و کتاب است؛ اما آنجا که خوبیهای تو از معرفت و محبت منشأ بگیرد، به سازندگی و تأثیر آن توجه میکنی.
من مرگ را جز زندگی و زندگی با ستمگران را جز رنج و خستگی نمیبینم. آدمها، بردههای دنیا هستند و دین بر سطح زبانهای آنها نشسته است. تا آنجا که زندگی آنها بارور شود، آن را رعایت میکنند؛ پس هنگامی که با گرفتاری غربال میشوند، دین داران، اندک میگردند.
امام حسین(ع) در حدیثی با اشاره به امر به معروف و نهی از منکر تأکید کردند؛ چرا به این دو اصل روی نیاوردند، در حالی که این دو اصل پایه فرایض دیگر است، که در امر به معروف هم شناخت راه و دعوت به اسلام و هم بازگشت مظالم و هم درگیری با ظالم و هم توزیع مناسب غنایم و صدقات، گره خورده است.
کسانی که از مرحله شناخت و محبت به طاعت و تقوا میرسند، به آثار و نتایج بسیاری دست مییابند که امام حسین(ع) به دو نکته از این همه تأکید میفرماید؛ یکی حفاظت و نگهداری در برابر مکروهات و ناخواستههای حق و دیگری روزی بخشیدن و نیرو دادن.
زمزمههای سرشار الهی، آدمی را آن گونه طهارت میدهد که آگاه شود و بشکند و با دست خالی سر بردارد و با همه بدیهای خود به شکار تمام خوبیهای او برود که این بدی را جز آن خوبِ خوب، درمانی نیست.
از آنجا که او برابری ندارد، راهی برای وصف و شناخت عظمت و احاطهاش نیست، با اندیشه یا تفکر نمیتوان به او راه یافت و با شهود و تجربه نمیتوان او را شناخت، مگر با تحقیق وجود او و مگر با گرایش به غیب و یقین به غیبی که در وجود ماست.