جذابیتِ فیک بودن؛ پشت پرده اکانتهای اجارهای و هویتهای پوشالی در فضای مجازی
مبلغ – سرویس هنر و فرهنگ: در روزگاری که ویترینهای شیشهای تلفنهای هوشمند، مرز میان واقعیت و خیال را به باریکی یک تار مو کردهاند، پدیدهای تحت عنوان هویتهای موقت یا زندگیهای اجارهای به شکلی نگرانکننده در حال گسترش است. اگر در گذشته نفاق و دورویی تنها در کلام و برخی رفتارهای محدود خلاصه میشد، امروز با ظهور پلتفرمهایی نظیر اینستاگرام و تیکتاک، ابزارهای جعل هویت به قدری پیشرفته شدهاند که فرد میتواند با چند کلیک، از خود انسانی بسازد که هیچ شباهتی به واقعیت وجودیاش ندارد. این جذابیت کاذب که به فیک بودن دامن میزند، تنها یک تفریح ساده نیست، بلکه ریشه در عطشی بیپایان برای دیده شدن و دریافت تأیید از سوی غریبههایی دارد که ملاک ارزشگذاریشان، تعداد لایکها و زرقوبرق تصویرهاست.
یکی از مصداقهای بارز و ملموس این روزها در فضای مجازی، رونق گرفتن بازار اجاره خودروهای لوکس، ساعتهای گرانقیمت و حتی دستهگلهای عظیم برای عکاسی و اشتراکگذاری در بخش استوری است. حتماً گذرتان به خیابانهای شمال شهر تهران یا برخی آتلیههای خاص افتاده است که در آن جوانانی را میبینید که نیمی از حقوق ماهانه خود را صرف اجاره چند ساعته یک خودروی میلیاردی میکنند، نه برای سواری گرفتن و لذت بردن از مسیر، بلکه صرفاً برای اینکه پشت فرمان آن یک عکس یادگاری بگیرند و به مخاطبان خود القا کنند که در قلههای موفقیت مالی ایستادهاند. این نمایشهای مضحک که در ادبیات دینی ما نوعی از خودبیگانگی و دوری از صدق محسوب میشود، باعث شده است که استانداردهای خوشبختی در ذهن مخاطب نوجوان و جوان به شدت تغییر کند. وقتی نوجوانی مدام با این حجم از ثروتهای بادآورده و زندگیهای نمایشی روبهرو میشود، دچار نوعی سرخوردگی عمیق از زندگی عادی و نجیبانه خود میگردد.
پشت پرده این اکانتهای اجارهای، دنیایی از اضطراب و ناامنی نهفته است. فردی که هویت خود را بر پایه دروغ بنا میکند، مدام در هراس است که مبادا نقاب از چهرهاش فرو افتد. برای مثال، پدیده کتفیشینگ یا همان جعل هویت عاطفی، یکی از تاریکترین بخشهای این ماجراست. افرادی با استفاده از عکسهای مدلهای خارجی یا چهرههای خوشسیمای دیگران، اکانتهایی میسازند و ماهها با دیگران وارد رابطه عاطفی میشوند. در این میان، نه تنها حقالناس دیجیتال و فریب دیگری رخ میدهد، بلکه فرد جاعل نیز دچار فروپاشی شخصیتی میشود. او در دنیای واقعی خود را فردی بیاستعداد و نازیبا میبیند و تنها در آن کالبد دروغین است که احساس قدرت میکند. این شکاف عمیق بین خود واقعی و خود آرمانی، ریشه بسیاری از افسردگیهای مدرن است.
از منظر اخلاق اسلامی، صدق و راستی تنها در زبان نیست، بلکه در تمام ساحتهای وجودی انسان باید جاری باشد. امام علی (ع) در روایتی تکاندهنده میفرماید: «لَا يَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَتْرُكَ الْكَذِبَ هَزْلَهُ وَ جِدَّهُ»؛ (هیچ بندهای طعم ایمان را نمیچشد، تا آنکه دروغ را چه به شوخی و چه جدی رها کند). حال سؤال اینجاست که آیا ساختن یک هویت جعلی در فضای مجازی، مصداق بارز دروغ در عمل نیست؟ وقتی ما با استفاده از فیلترهای فوقپیشرفته، چهرهای از خود میسازیم که حتی نزدیکترین اعضای خانوادهمان در خیابان ما را نمیشناسند، در واقع در حال ترویج نوعی از حیاگریزی و عدم پذیرش تقدیر الهی هستیم. این موضوع به ویژه در میان بلاگرهای سبک زندگی به وفور دیده میشود. آنها برای حفظ پرستیژ و جذب تبلیغات بیشتر، مجبورند حتی در بدترین شرایط روحی و اختلافات خانوادگی، لبخندهای تصنعی بزنند و خانهای مرتب و سفرهای رنگین را به نمایش بگذارند. این نمایشگری، سمی مهلک برای بینندگانی است که زندگی واقعی و پر از چالش خود را با آن فریمهای گلچینشده مقایسه میکنند.
مصداق دیگری که بسیار رواج یافته، اکانتهای بینامونشان یا همان فیکپیجها هستند که برای تخریب دیگران، شایعهپراکنی یا حتی کنجکاوی در زندگی خصوصی افراد ساخته میشوند. فرد پشت این اکانتها، چون احساس میکند هویتش مخفی است، به خود اجازه میدهد هر توهین و قضاوتی را روانه دیگران کند. این در حالی است که در نظام فکری شیعه، حریم خصوصی انسانها محترم است و تجسس در امور دیگران به شدت نهی شده است. این هویتهای پوشالی، بستری فراهم کردهاند که در آن اخلاق قربانی میشود. برای مثال، در جریان رقابتهای انتخاباتی یا حتی مسابقات ورزشی، میبینیم که هزاران اکانت فیک به طور سازمانیافته به صفحات افراد مشهور یورش میبرند. این نشاندهنده آن است که فضای مجازی به پناهگاهی برای بزدلان تبدیل شده که جرئت ابراز وجود با نام و نشان واقعی خود را ندارند.
یکی از چهرههای مشهور که اخیراً در یک مصاحبه به این موضوع اشاره کرده بود، میگفت که گاهی از دیدن عکسهای خودش در بیلبوردها و اینستاگرام وحشت میکند، چرا که آن چهره آنقدر ادیت و روتوش شده که دیگر خودش را در آن نمیبیند. این یعنی سلب هویت از انسانهای واقعی و تبدیل آنها به کالا. وقتی جوان ما میبیند که حتی سلبریتیها هم جرئت نشان دادن چهره بدون آرایش و نقصهای احتمالی خود را ندارند، به این نتیجه میرسد که نقص داشتن یعنی بیارزش بودن. در حالی که در فرهنگ اصیل ما، ارزش انسان به کرامت انسانی و تقواست، نه به بینقص بودن چهره یا برند بودن لباس.
علاوه بر این، باید به پدیده خرید و فروش فالوور و لایکهای فیک نیز اشاره کرد. این یک تجارت سیاه است که بر پایه فریب بنا شده است. صاحب یک کسبوکار کوچک یا یک پیج شخصی، با پرداخت مبالغی، ارقامی را در صفحه خود نمایش میدهد که وجود خارجی ندارند. این کار نه تنها فریب مخاطب است، بلکه نوعی خودفریبی هم محسوب میشود. فرد تصور میکند با بزرگ جلوه دادن عددها، بزرگ شده است. اما واقعیت این است که این اعتبارها به مویی بند است. با یک تغییر در الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، تمام این قصرهای کاغذی فرو میریزند و فرد میماند و یک تنهایی عمیق و هویتی که دیگر نمیداند چیست.
در این میان، خانوادهها نقش بسیار مهمی دارند. وقتی والدین خود درگیر این نمایشگریها هستند و مدام از فرزندشان میخواهند که برای استوری گذاشتن ژست بگیرد، در واقع در حال کشتن صداقت در وجود او هستند. کودکی که یاد میگیرد برای لذت بردن از یک پارک، اول باید عکسش را بگیرد و تأیید دیگران را جلب کند، در آینده هرگز نخواهد توانست به یک هویت مستقل و مستحکم دست یابد. او همیشه به دنبال آینهای در دست دیگران است تا خود را در آن ببیند. این وابستگی به نگاه دیگری، بردگی مدرن است.
جذابیت فیک بودن، در واقع یک مسکن موقت برای دردهای عمیق شخصیتی است. جامعهای که در آن آدمها از خودِ واقعیشان فرار میکنند، نمیتواند به سمت تمدنسازی و تعالی حرکت کند. تمدن را انسانهای واقعی میسازند، نه آواتارهای زیبا و اکانتهای پرزرقوبرق. باید به سمت فرهنگ اصیل خودمان بازگردیم؛ فرهنگی که در آن سادگی، صداقت و بیپیرایه بودن ارزش بود. باید یاد بگیریم که فضای مجازی تنها یک ابزار برای تسهیل ارتباطات است، نه مکانی برای زندگی کردن. اگر تمام انرژی که صرف ساختن آن هویت پوشالی میشود، صرف رشد مهارتهای واقعی و تهذیب نفس میشد، امروز با جامعهای بسیار آرامتر و شادابتر روبهرو بودیم.
بسیاری از جرایم مالی و کلاهبرداریهای اینترنتی هم از همین هویتهای موقت شروع میشود. کلاهبرداری که با نام یک شرکت معتبر یا در پوشش یک خیرخواه ظاهر میشود، از همان ابزارهای جعل هویت استفاده میکند که یک نوجوان برای زیباتر دیده شدن به کار میبرد. یعنی ریشه هر دو یکی است و آن هم عدم تقید به حقیقت است. در واقع، ما با دست خودمان در حال تخریب امنیت روانی و اجتماعی هستیم. وقتی اعتماد از فضای تعاملات رخت بربندد، هزینههای زندگی اجتماعی به شدت بالا میرود. دیگر کسی به راحتی به دیگری قرض نمیدهد، حرف کسی را باور نمیکند و در نهایت، انسانها در جزیرههای تنهایی خود محبوس میشوند.
فضای مجازی نباید به مسلخ اخلاق تبدیل شود. این وظیفه نخبگان، مبلغان و رسانههاست که با تبیین درست مفاهیمی مثل عزت نفس و خودپذیری، جلوی این موج تخریبگر را بگیرند. باید به جوانان یادآوری کرد که هیچ فیلتری نمیتواند زشتیِ دروغ را بپوشاند و هیچ اکانت اجارهای نمیتواند برای انسان اعتبار واقعی بخرد. اعتبار واقعی در گروِ شخصیتی است که در سختترین شرایط، به اصول اخلاقی پایبند میماند و از نشان دادن حقیقتِ خود، هر چند ساده و بیتکلف، ابایی ندارد. زنده بودن و زندگی کردن در دنیای واقعی، با تمام سختیها و نقصهایش، بسیار شیرینتر از پادشاهی در سرزمین خیالی و دروغین پیکسلهاست.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0