وقتی همسایه را نمیبینیم، امت را هم نمیفهمیم؛ چرا بیتفاوتی به مشکلات همسایه با منطق قرآن و حدیث سازگار نیست؟
مبلغ – سرویس پرسش از کارشناس: در بسیاری از محلههای امروز، همسایهها سالها کنار هم زندگی میکنند اما نام یکدیگر را نمیدانند. در برخی برجها، فقط صدای بسته شدن درها، بوق آسانسور و گاه پیامهای تند در گروه ساختمان شنیده میشود. کسی خبر ندارد طبقه بالایی با اجاره عقبافتاده دستوپنجه نرم میکند، واحد کناری برای درمان فرزندش وام گرفته، یا پیرزنی در همان ساختمان شبها با تنهایی و اضطراب سر میکند. همین بیخبری تدریجی، آرامآرام روح امت را فرسوده میکند. حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین پاشیر در تحلیل این وضعیت میگوید اگر مسلمان نسبت به رنج همسایهاش حساس نباشد، در واقع از یکی از مهمترین لوازم ایمان فاصله گرفته است؛ زیرا اسلام از انسان فقط عبادت فردی نمیخواهد، بلکه او را عضو یک پیکر زنده میداند.
این پژوهشگر معارف اسلامی برای تبیین این معنا ابتدا به آیه ۳۶ سوره نساء اشاره میکند؛ جایی که خداوند پس از دعوت به عبادت خود، بلافاصله بر نیکی به پدر و مادر، خویشاوندان، یتیمان، مسکینان، همسایه نزدیک و دور، همنشین و در راهمانده تأکید میکند. در این آیه، همسایه در کنار گروههای آسیبپذیر آمده تا روشن شود که دین، دیوارهای سرد میان انسانها را برنمیتابد. به گفته او، این آیه فقط یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه نقشه راه یک جامعه ایمانی است. اگر کسی به عبادتهای ظاهری خود دل خوش کند اما همسایهاش از گرسنگی، بیماری یا فشار روانی رنج ببرد و او بیتفاوت بماند، عملاً بخشی از این دستور قرآنی را معطل گذاشته است.
وی در ادامه به آیه ۱۰ سوره حجرات اشاره میکند که مؤمنان را برادر یکدیگر میخواند: «إنما المؤمنون إخوة». از نگاه حجت الاسلام پاشیر، برادری در قرآن یک واژه تزئینی نیست، بلکه یک رابطه عملی است. برادر بودن یعنی اگر یکی گرفتار شد، دیگری بیتفاوت عبور نکند. یعنی اگر در مجتمع مسکونی واحدی دچار آتشسوزی، بیماری ناگهانی یا بحران معیشتی شد، ساکنان طبقات دیگر فقط تماشاگر نباشند. او تأکید میکند که مفهوم امت با همین منطق ساخته میشود؛ امت یعنی جمعی که درد هم را حس میکند، نه فقط در مراسمها کنار هم میایستد. قرآن نیز میفرماید: «و این امت شما، امتی واحد است». این وحدت، وحدت شعار نیست؛ وحدت مسئولیت است.
به اعتقاد این کارشناس دینی، امروز یکی از دلایل اصلی فراموش شدن همسایه، تغییر سبک زندگی و غلبه فردگرایی مدرن است. در گذشته، کوچهها و محلهها شبکهای طبیعی برای خبر گرفتن از حال یکدیگر بودند. اگر کودکی گریه میکرد، اگر مادری بیمار میشد، اگر پدری از کار افتاده بود، همسایهها زودتر از هر نهاد دیگری در جریان قرار میگرفتند. اما امروز در آپارتمانهای چند ده واحدی، حتی ممکن است تا ماهها نفهمیم همسایه طبقه پایین بهخاطر هزینه درمان، یخچالش خالی مانده است. وی میگوید اینجا دیگر مسئله فقط اخلاق شخصی نیست، بلکه با یک آسیب اجتماعی روبهرو هستیم؛ آسیبی که ریشه آن در گسست اعتماد، شتاب زندگی شهری و عادت به زندگی پشت درهای بسته است.
حجتالاسلام پاشیر برای تقویت این بحث به حدیث مشهور پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآله) اشاره میکند که فرمودند کسی که شب را سیر بخوابد در حالی که همسایهاش گرسنه باشد، ایمان کامل ندارد. وی توضیح میدهد که گرسنگی در این روایت، تنها به نان و غذا محدود نیست. گاهی همسایه محتاج حمایت عاطفی است، گاهی به مشورت نیاز دارد، گاهی به همراهی در حل یک مشکل حقوقی یا اداری، و گاهی فقط به اینکه کسی درِ خانهاش را بزند و بگوید حواسم به شما هست. از نگاه ایشان، ایمان کامل با بیخبری کامل جمع نمیشود. کسی که از کنار رنج همسایهاش عبور میکند و میگوید به من ربطی ندارد، در واقع از منطق نبوی فاصله گرفته است.
وی همچنین به روایت معروف «الجار ثم الدار» اشاره میکند؛ روایتی که در فرهنگ دینی ما جایگاه همسایه را بسیار بالا میبرد و یادآور سیره حضرت زهرا (علیهاالسلام) است. او میگوید این تعبیر یعنی حتی در دعا و درخواست برای خود نیز ابتدا باید به یاد دیگران بود. اگر انسان برای خانه، رزق، آرامش و امنیت خود دعا میکند، باید بداند که همسایه نیز در همین دایره قرار دارد. از نگاه ایشان، در محلهای که همه فقط در پی رفع نیاز خود باشند، حتی رفاه ظاهری هم دوام زیادی ندارد. زیرا امنیت روانی، حس تعلق و اعتماد عمومی بدون توجه به همسایه شکل نمیگیرد.
در بخش دیگری از این گفتوگو، این پژوهشگر دینی به آیات سوره ماعون اشاره میکند؛ سورهای که با نقد طرد کردن یتیم و بیاعتنایی به اطعام مسکین، چهره دینداری بیروح را افشا میکند. او میگوید قرآن به ما هشدار داده است که عبادت بدون توجه به نیازمندان، به یک ظاهر تهی تبدیل میشود. نماز خواندن و همزمان بیتفاوت بودن نسبت به همسایهای که اجارهخانهاش عقب افتاده یا فرزند بیمار دارد، با روح این سوره سازگار نیست. از نگاه او، اسلام فقط در مسجد و حسینیه معنا پیدا نمیکند؛ اسلام باید در پاگرد پلهها، پشت در واحدها، در آسانسور، در پیامهای گروه ساختمان و حتی در نوع برخورد ما با صدای گریه کودک واحد کناری دیده شود.
ایشان یکی از آسیبهای روز را هم تکیه افراطی بر نمایشهای مجازی میداند و میگوید: امروز بعضیها در فضای مجازی بسیار اهل همدلیاند؛ درباره فقر، عدالت، محرومیت و نوعدوستی پستهای احساسی میگذارند، اما در واقعیت، از کمک به همسایه خودداری میکنند. گاهی یک استوری درباره کمک به نیازمندان، بیشتر از یک عمل واقعی برای همسایه دیده میشود. وی این رفتار را نوعی جابهجایی اولویتها میداند؛ یعنی انسان به جای آنکه نزدیکترین نیاز را ببیند، به دنبال تصویری شیک از دینداری میرود. در حالی که اخلاق اسلامی با نمایش فاصله دارد و با عمل روزمره سنجیده میشود.
وی همچنین به این نکته اشاره میکند که فشارهای اقتصادی امروز، حساسیت اجتماعی را کاهش داده است. وقتی تورم، اجاره، درمان و هزینه آموزش بالا میرود، بسیاری از خانوادهها ناخواسته در حصار دغدغههای خود فرو میروند. اما درست در همین شرایط، آزمون ایمان سختتر میشود. او میگوید ممکن است کسی بگوید خودم هم گرفتارم، اما همین گرفتاری نباید او را از حداقل مسئولیت انسانی نسبت به همسایه معاف کند. گاهی یک بسته کوچک مواد غذایی، یک پیگیری برای وام، یک معرفی به خیرین محل یا حتی نگهداشتن کودک همسایه برای یک ساعت، میتواند یک بحران را مهار کند. دین از همین رفتارهای کوچک، جامعه بزرگ میسازد.
در توضیح نسبت این موضوع با مفهوم امت، این کارشناس مهدویت و معارف اسلامی به سیره اهلبیت (علیهمالسلام) نیز اشاره میکند و میگوید: در منطق امامان، همدلی فقط احساس نبود، بلکه یک کنش اجتماعی بود. وقتی امام سجاد (علیهالسلام) در رساله حقوق از حق همسایه سخن میگوید، هدفش این است که مؤمن، مرزهای خانهاش را به دیوارهای مسئولیت تبدیل نکند. اگر در یک ساختمان، چند خانواده از مشکل مالی یک خانواده مطلع باشند اما بهجای همدلی، فقط موضوع را مایه گفتوگو و قضاوت قرار دهند، این دیگر همسایگی دینی نیست. در نگاه اهلبیت (علیهمالسلام)، همسایه یک بار اضافی بر دوش ما نیست، بلکه امانتی الهی است. به همین دلیل است که تأکید میشود امت اسلامی بدون شبکهای از همدلیهای کوچک، فقط یک نام جمعی باقی میماند.
او همچنین به فضای مدرسه، بازار و محل کار بهعنوان امتداد همین مسئله اشاره کرده و میگوید: بیتفاوتی نسبت به همسایه فقط در طبقات یک برج اتفاق نمیافتد، بلکه در محیطهای دیگر هم خودش را نشان میدهد؛ در کارمندی که از مشکلات همکار بیخبر است، در کاسبی که با دیدن مشتری گرفتار فقط به سود خود فکر میکند، یا در همکلاسیای که از فشار روانی دوستش آگاه است اما سکوت میکند. اگر مفهوم امت را به این فضاها نبریم، دین در ذهن نسل جدید به امری فردی و منزوی تبدیل میشود. در حالی که قرآن و حدیث، دین را به میدان زندگی روزمره آوردهاند.
حجتالاسلام والمسلمین محمدحسین پاشیر در پایان این تحلیل، بر بازگشت به فرهنگ احوالپرسی، مشارکت محلی و مراقبت متقابل تأکید میکند و میگوید: لازم نیست برای احیای امت، اقدامهای بزرگ و پرهزینه آغاز شود. گاهی یک گروه کوچک در ساختمان برای رسیدگی به سالمندان، یک صندوق قرضالحسنه محلی، یا حتی عادت به سلام کردن و خبر گرفتن از احوال همسایه میتواند آغاز یک اصلاح جدی باشد. جامعهای که در آن همسایه از همسایه خبر ندارد، دیر یا زود نسبت به دردهای بزرگتر هم بیحس میشود. به همین دلیل، بیتفاوتی نسبت به همسایه فقط یک بیادبی ساده نیست، بلکه نشانهای از تضعیف فهم قرآنی از امت است؛ فهمی که اگر زنده شود، دیوارهای سرد آپارتمان هم میتوانند به پلهای گرم انسانیت تبدیل شوند.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0