از تخریبهای مدرن تا رنج پیشرفت دیگری؛ چگونه حسادت خاموش را در فضای شغلی مهار کنیم؟
مبلغ – سرویس معارف: در دنیای امروز که میزهای کار به میدان جنگ برای ارتقای رتبه و دستمزدهای بالاتر تبدیل شدهاند، پدیدهای به نام «حسادت شغلی» بیش از هر زمان دیگری خودنمایی میکند. کافی است سری به راهروهای ادارات یا گروههای کاری در پیامرسانها بزنید تا متوجه شوید که موفقیت یک همکار، گاهی بهجای آنکه موجی از شادی ایجاد کند، باعث سکوتی سنگین و خشمگین در میان دیگران میشود. این حسادت که ما آن را «حسادت خاموش» مینامیم، لزوماً به شکل درگیری فیزیکی یا فریاد زدن بروز نمیکند؛ بلکه خودش را در قالب بیمحلی کردن، تخریب غیرمستقیم، شایعهسازی و یا حتی در سادهترین حالت، با واکنش نشان ندادن به موفقیتهای یک همکار در شبکههای اجتماعی حرفهای نشان میدهد. این وضعیت در فرهنگ دینی ما تحت عنوان «حسد» مورد واکاوی قرار گرفته و بهعنوان یکی از خطرناکترین بیماریهای روح معرفی شده است که ایمان را میخورد، همانگونه که آتش هیزم را نابود میکند.
در محیطهای کاری مدرن، رقابت به شکلی افراطی تشویق میشود. شعارهایی مثل «بهترین باش» یا «اگر اول نباشی بازندهای»، باعث شده است که افراد بهجای تمرکز بر رشد شخصی، مدام چشمشان به صندلی کناری باشد. برای مثال، فرض کنید در یک شرکت بزرگ تبلیغاتی، یکی از مدیران جوان پروژهای را با موفقیت به سرانجام میرساند و نامش در رسانهها مطرح میشود. در این لحظه، همکاران او بهجای الگوبرداری، ممکن است دچار نوعی انقباض قلبی شوند. اینجاست که حسادت خاموش شروع به فعالیت میکند. فرد حسود در ذهن خود شروع به بیارزش کردن موفقیت دیگری میکند و با خود میگوید: «او شانس آورد» یا «حتماً با رابطه بالا آمده است». این مکانیسم دفاعی، راهکاری برای فرار فرد از مواجهه با ضعفهای درونیاش است، اما غافل از اینکه این زهر، ابتدا جان خود او را مسموم میکند.
از منظر آموزههای دینی، ریشه این حسادت در ضعف توکل و عدم باور به تقسیم رزق الهی است. امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در کلمات نورانیشان بارها اشاره کردهاند که حسود از چیزی رنج میبرد که هیچ تسلطی بر آن ندارد و آن، فضل و بخشش خداوند به دیگری است. در واقع فرد حسود، با تقدیر الهی در ستیز است. در فضای شغلی، این به معنای آن است که ما باور نداریم که موفقیت همکارمان، لزوماً به معنای شکست ما نیست. دنیا بهاندازه کافی برای همه جا دارد، اما ذهن حسود، دنیا را یک کیک کوچک میبیند که اگر کسی تکه بزرگی بردارد، سهم او کم خواهد شد. این نگاهِ «صفر و یک» به موفقیت، ریشه بسیاری از زیرآبزنیها و تخریبهای مدرن در ادارات است.
بیایید به مثالهای ملموستر نگاه کنیم. حتی در دنیای علم و تکنولوژی، رقابت میان افرادی مثل استیو جابز و بیل گیتس همیشه زیر ذرهبین بوده است. اما تفاوت میان یک رقابت سازنده و حسادت مخرب در این است که رقابت سازنده باعث پیشرفت کل سیستم میشود، در حالی که حسادت باعث میشود فرد تمام انرژی خود را صرف پایین کشیدن دیگری کند بهجای اینکه خودش را بالا بکشد. در فرهنگ شیعی، ما مفهومی به نام «غبطه» داریم که دقیقاً نقطه مقابل حسد است. در غبطه، فرد با دیدن موفقیت دیگری آرزو میکند که خودش هم به آن جایگاه برسد، بدون اینکه بخواهد آن نعمت از دیگری گرفته شود. این همان موتور محرکهای است که در سازمانهای موفق باید جایگزین حسادت شود.
یکی از عوامل تشدیدکننده حسادت در محیط کار، رفتار مدیران است. وقتی مدیریت یک مجموعه عدالت را رعایت نکند یا پاداشها را بر اساس روابط شخصی تقسیم کند، بذر حسادت را در دل کارمندان میکارد. اما حتی در عادلانهترین سیستمها هم روح بیمار ممکن است دچار حسد شود. برای مهار این حس، اولین گام، شناخت آن است. فرد باید با خود صادق باشد و بپذیرد که از موفقیت فلانی ناراحت شده است. در روانشناسی و اخلاق اسلامی، اعتراف به بیماری، نیمی از درمان است. وقتی فرد متوجه میشود که این حس نه به خاطر بدی همکارش، بلکه به خاطر گرههای درونی خودش است، میتواند فرآیند درمان را آغاز کند.
برای مقابله با حسادت خاموش در سازمانها، باید فرهنگ برکت را ترویج کرد. برکت یعنی باور کنیم اگر برای موفقیت دیگران دعا کنیم و از پیشرفت آنها شاد شویم، راههای موفقیت برای خودمان هم باز میشود. این یک فرمول ساده معنوی است که در زندگی بسیاری از بزرگان دیده شده است. مثلاً در سیره عالمان بزرگ شیعه میبینیم که وقتی شاگردی از استاد خود پیشی میگرفت، استاد نهتنها ناراحت نمیشد، بلکه به او افتخار میکرد. این نگاه در محیط کار میتواند معجزه کند. اگر شما بهعنوان یک همکار، اولین کسی باشید که به رقیب خود تبریک میگویید و صادقانه در شادی او شریک میشوید، در واقع دارید سم حسادت را در نطفه خفه میکنید.
موضوع دیگر، تأثیر فضای مجازی بر حسادت شغلی است. امروزه افراد تنها بخشهای درخشان و ویترینی زندگی شغلی خود را منتشر میکنند. دیدن مداوم لوحهای تقدیر، عکسهای جلسات مهم و خبرهای ارتقای شغلی دیگران، فشار روانی زیادی بر کسانی میآورد که در آن لحظه در دوران رکود کاری خود هستند. اینجا «سواد رسانهای» با «اخلاق دینی» گره میخورد. فرد متقی و آگاه میداند که پشت هر موفقیت درخشانی، کوهی از مشکلات و شکستهای دیده نشده وجود دارد. بنابراین نباید ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خود مقایسه کند. این مقایسههای نابرابر، سوخت اصلی ماشین حسادت هستند.
در محیطهای اداری ایران، گاهی حسادت خودش را در قالب انتقادهای دلسوزانه نشان میدهد. فرد حسود با نقاب خیرخواهی، شروع به پیدا کردن نقاط ضعف کوچک در کارهای بزرگ همکارش میکند. او میگوید: «کار خوبی بود اما فلان جایش ایراد داشت»، و آنقدر روی آن ایراد کوچک تمرکز میکند که شیرینی موفقیت را در کام همکارش تلخ کند. این نوع حسادت بسیار خطرناک است چون فرد خودش را هم فریب میدهد که در حال اصلاح امور است؛ در حالی که ریشه این نقد، نه اصلاح، بلکه تخریب است. در اخلاق علوی تأکید شده است که اگر نمیتوانی تشویق کنی، دستکم سکوت کن و با نیش زبان، عمل دیگری را تباه مساز.
راهکار عملی برای کسانی که خودشان مورد حسادت واقع میشوند نیز اهمیت دارد. اگر شما در محیط کار موفق هستید و حس میکنید دیگران نسبت به شما سرد شدهاند یا علیه شما شیطنت میکنند، نباید با تفاخر و خودنمایی بیشتر به این آتش دامن بزنید. تواضع و فروتنی، سپر بلای انسان در برابر حسودان است. وقتی فرد موفق، دستاوردش را به شانس، دعای خیر والدین یا فضل الهی نسبت میدهد و در برابر همکارانش فروتنی میکند، زهر حسادت آنها را تا حد زیادی میگیرد. نباید با فخرفروشی، زخم دل کسانی که عقب ماندهاند را تازهتر کرد.
همچنین، باید توجه داشت که حسادت در بلندمدت منجر به بیماریهای جسمی هم میشود. استرس ناشی از زیر نظر گرفتن مداوم دیگران و غصه خوردن برای داراییهای آنها، سیستم ایمنی بدن را ضعیف میکند. کسی که حسادت میبرد، پیش از آنکه به رقیبش آسیب بزند، به قلب و اعصاب خود آسیب میزند. دین اسلام که همواره بر سلامت تن و روان تأکید دارد، حسد را مایه فرسودگی بدن میداند. در واقع، دوری از حسادت یک نوع خوددوستی و مراقبت از سلامت شخصی است.
در نهایت، مهار حسادت شغلی نیاز به یک بازنگری کلی در تعریف ما از موفقیت دارد. اگر موفقیت را یک سفر شخصی بدانیم که در آن هر کس با دیروزِ خودش رقابت میکند، دیگر جایی برای حسادت به دیگران باقی نمیماند. در این نگاه، همکار ما رقیب ما نیست، بلکه همسفری است که موفقیت او میتواند به ما انگیزه بدهد. پیوند دادن کار روزانه با نیت الهی و خدمت به خلق، باعث میشود که جایگاههای دنیوی اعتبار اصلی خود را از دست بدهند و تنها بهعنوان ابزاری برای خدمت دیده شوند. در چنین اتمسفری، صندلی ریاست یا عنوان مدیر نمونه، دیگر آنقدرها ارزش ندارد که انسان بخواهد برایش روح خود را به سیاهی حسادت آلوده کند. جامعهای که در آن افراد از پیشرفت هم خوشحال میشوند، جامعهای است که در آن خیر و برکت عمومی جاری میشود و این همان مدینه فاضلهای است که در آموزههای دینی ما به تصویر کشیده شده است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0