ستون خیمه هستی؛ چگونه دعای چهل و هفتم صحیفه سجادیه گمشدههای عصر غیبت را پیدا میکند؟
مبلغ – سرویس یاد: جهان امروز بیش از هر زمان دیگری از فقدان یک مرجعیت قطعی رنج میبرد. انسان معاصر که در دریایی از اطلاعات، چهرههای مشهور، نظریههای روانشناسی زرد و ایدئولوژیهای متغیر غرق شده است، مدام به دنبال یک قطبنما میگردد تا جهت درست حرکت را پیدا کند. اما حقیقت آن است که این سرگشتگی نه در نبود اطلاعات، بلکه در فقدان اتصال به حقیقت مرکزی هستی است. در میان آموزههای عمیق شیعی، صحیفه سجادیه تنها یک کتاب دعا نیست، بلکه یک نرمافزار جامع برای مدیریت روح و جان آدمی در شرایط مختلف است. دعای چهل و هفتم که به دعای عرفه مشهور است، در میان فرازهای بلند و ملکوتی خود، حقیقتی را گوشزد میکند که اگر بشر امروز آن را درک کند، تمام معادلات زندگیاش تغییر خواهد کرد؛ و آن جایگاه بیبدیل امام معصوم در ساختار هستی است.
وقتی امام سجاد علیه السلام از جایگاه حجت خدا سخن میگوید، بحث از یک مقام سیاسی یا اجتماعی صرف نیست؛ بحث از ستون خیمه عالم است. تصور کنید در یک ساختمان بزرگ، ستونهای اصلی حذف شوند؛ ظاهر ساختمان ممکن است مدتی سرپا بماند، اما با اولین لرزش فرو میریزد. در نگاه امام سجاد، امام معصوم چنین جایگاهی در هستی دارد. او واسطه فیض است. او کسی است که حقایق وحی را به زبان انسانی ترجمه میکند تا بشر بتواند آن را بفهمد و به کار ببندد. امروز ما در دنیایی هستیم که همه چیز را ترجمه میکنیم؛ از فناوری گرفته تا سبک زندگی، اما ترجمه معنویت و اخلاق را به دست کسانی سپردهایم که خود در بیراههاند.
جالب است که در همین دعای عرفه، امام سجاد تصویری از زمین بدون حجت ارائه میدهد. ایشان بیان میکنند که زمین هرگز از حجت خدا خالی نمیماند. چرا؟ چون بدون این اتصال، هیچ رشدی در کار نخواهد بود. این نکته برای زندگی امروز ما فوقالعاده کاربردی است. جوانی را تصور کنید که در فضای مجازی به دنبال مدلهای موفقیت میگردد. او انواع ویدیوها را میبیند، کتابهای انگیزشی میخواند، اما همچنان احساس خلأ میکند. چرا؟ چون او در حال چیدن آجرهای زندگیاش روی شن روان است. او به دنبال معنایی است که از جنس خاک است، نه از جنس آسمان. امام معصوم در این دستگاه فکری، همان اتصال به آسمان است. کسی که رابطهاش را با امام زمان خود تنظیم کند، در واقع در حال دریافت دائم سیگنالهای هدایت است. این رابطه مثل آنتن یک رادیو قدیمی نیست که گاهی بگیرد و گاهی نگیرد؛ این یک ارتباط ارگانیک و زنده است.
در روزگار غیبت که آن را عصر غربت امام هم مینامیم، بزرگترین خطر این است که ما امام را به یک باور ذهنی دوردست تبدیل کنیم. برخی فکر میکنند امام زمان فقط یک شخصیت تاریخی است که در آخرالزمان قرار است بیاید و دنیا را پر از عدالت کند. اما صحیفه سجادیه به ما میآموزد که امام، حقیقتی جاری در لحظه لحظه زندگی است. او شاهد است. او حی و ناظر است. غربت امام به این معنا نیست که او غایب است؛ غربت به این معناست که ما او را در محاسبات روزانه خود نداریم. وقتی میخواهیم معامله کنیم، وقتی میخواهیم در شبکه اجتماعی پستی بگذاریم، وقتی میخواهیم در مورد آیندهمان تصمیم بگیریم، آیا از خود میپرسیم که نگاه امام در این لحظه چیست؟ یا امام را فقط در دعاهای صبح جمعه خلاصه کردهایم؟
این پیوند، همان چیزی است که امام سجاد در دعای عرفه به دنبال تبیین آن است. ایشان نشان میدهند که حجت خدا، یعنی کسی که میتواند غبار وهم و خیال را از چهره حقیقت پاک کند. امروز ما بیش از هر چیز به این تطهیر نیاز داریم. جامعهای که امام را در متن زندگی دارد، جامعهای نیست که با هر موج رسانهای دچار تلاطم شود. جامعهای نیست که با تغییر سلیقههای جهانی، عقایدش را حراج کند. تفاوت میان یک مؤمن تراز مکتب اهل بیت با یک انسان معمولی در همین اتصال است. مؤمن، یک تکیهگاه ابدی دارد.
ممکن است کسی بپرسد که در این دوران که ما دسترسی فیزیکی به امام نداریم، این ارتباط چگونه ممکن است؟ پاسخ را باید در سیره همان امامانی جست که صحیفه سجادیه را برای ما به یادگار گذاشتند. امام سجاد با آن همه فشار و خفقان بنیامیه، هرگز دست از تبیین جایگاه حجت خدا برنداشتند. ایشان به شیعیان یاد دادند که امام را در آینه اخلاق و عمل خود بازتاب دهند. اتصال به امام در عصر غیبت، از مسیر اطاعت و شباهت میگذرد. اگر میخواهیم بدانیم که با امام خود پیوند داریم یا نه، باید ببینیم که چقدر صفات او در ما جلوهگر است. او مظهر رحمانیت خداست؛ آیا ما در روابط خانوادگی و اجتماعیمان مظهر مهربانی هستیم؟ او مظهر عدل است؛ آیا ما در قضاوتهایمان نسبت به دیگران، عدالت را رعایت میکنیم؟ این شباهت، همان پل پیوند است.
مسئله دیگری که در دعای چهل و هفتم صحیفه سجادیه به چشم میخورد، بحث نیاز دائمی بشر به امام است. امام سجاد با لحنی که نشاندهنده نیاز عمیق بشر به هدایتگر است، از خداوند میخواهند که حجت خود را همواره در میان مردم حفظ کند. این نشان میدهد که سعادت بشر بدون امام، غیرممکن است. بسیاری از گرفتاریهای جوامع امروز، ناشی از همین خودبنیادی است. بشر فکر میکند با تکیه بر عقل خودبنیاد میتواند بهشت زمینی بسازد، اما نتیجهاش چیزی جز جنگ، تنهایی و پوچی نبوده است. امام سجاد به ما درس فروتنی معرفتی میدهند. ایشان میگویند راه هدایت به دست خداست و او این هدایت را در کالبد امام جاری میکند. پس اگر میخواهی به مقصد برسی، باید در مسیر این جریان الهی قرار بگیری.
در فضای مجازی امروز، ما با پدیدهای به نام بحران راهبری مواجهیم؛ همه ادعای هدایت دارند. از مروجان سبک زندگی مصرفی گرفته تا تحلیلگران سیاسی و مربیان خودشناسی زرد، همه میخواهند مسیر خوشبختی را به ما نشان دهند. اما وجه مشترک همه اینها، زمینی بودن منبع فکری آنهاست. صحیفه سجادیه به ما کمک میکند که این غربال ذهنی را داشته باشیم. وقتی امام سجاد جایگاه حجت را تبیین میکنند، ما معیار سنجش را به دست میآوریم. ما میفهمیم که هر راهبری که انسان را به خودش دعوت کند یا به منافع مادی سوق دهد، مسیر اصلی را گم کرده است. راهبر حقیقی کسی است که انسان را به خدا و سنتهای الهی پیوند میزند، دقیقاً همان کاری که امام معصوم انجام میدهد.
پیوند با حجت خدا، یعنی در طوفانهای سهمگین فکری و اعتقادی، لنگرگاه داشته باشیم؛ طوفانهایی که نهاد خانواده را هدف گرفتهاند و هویت دینی را به مسلخ جهانیسازی میبرند. کسی که در مکتب امام سجاد پرورش یافته، در این طوفانها نمیشکند، چون به ریشهای عمیقتر وصل است. این اتصال، به انسان آرامش میدهد؛ آرامشی که با هیچ تلاطم اقتصادی یا سیاسی از بین نمیرود. این همان آرامشی است که امام سجاد در دعای عرفه از آن سخن میگوید؛ آرامش ناشی از دانستن اینکه جهان بیصاحب نیست و مسیر هدایت، کاملاً روشن و در دسترس است، به شرط آنکه چشم دل را باز کنیم.
بنابراین، بازخوانی دعای عرفه در روزگار ما، یک ضرورت راهبردی است. ما نباید امام را صرفاً به عنوان یک موضوع کلامی محض یا یک هدف دوردست تاریخی ببینیم. او حقیقتی زنده است که پیوند با او، کیفیت زندگی ما را در همین لحظه تغییر میدهد. هر چقدر ما در مسیر آگاهی نسبت به جایگاه امام گام برداریم، به همان اندازه از سرگردانیهای مدرن فاصله میگیریم. صحیفه سجادیه، کتاب مهندسی این پیوند است. اگر امروز احساس غربت میکنیم، اگر احساس تنهایی در میان انبوه انسانها داریم، درمانش در همین نزدیکی است؛ در بازگشت به ستون خیمه عالم، در بازگشت به جایگاهی که امام سجاد با ظرافت و مهر برای ما ترسیم کرده است. امام، تنها امید واقعی بشر برای خروج از تاریکیهای خودساخته است و این، بزرگترین پیامی است که میتوان از صحیفه سجادیه برای دنیای امروز استخراج کرد. مسیری که اگر پیموده شود، نه تنها فرد را به آرامش میرساند، بلکه جامعه را برای پذیرش عدل جهانی آماده میکند؛ همان عدلی که ظهور حجت خدا، نویدبخش آن است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0