موفقیت اتفاقی نیست؛ خانوادههای چندفرزندی چه چیزی را بهتر منتقل میکنند؟
در اغلب روایتهای رایج از تربیت و موفقیت، تمرکز اصلی بر نقش پدر و مادر است. سالهاست که کتابها، دورهها و توصیههای تربیتی، والدین را اصلیترین عامل شکلگیری شخصیت فرزندان معرفی میکنند. بااینحال، پژوهشهای جدید علوم اجتماعی و روانشناسی رشد نشان میدهد که یکی از مؤثرترین و درعینحال کمتوجهشدهترین عوامل تربیتی، حضور خواهر و برادر […]
در اغلب روایتهای رایج از تربیت و موفقیت، تمرکز اصلی بر نقش پدر و مادر است. سالهاست که کتابها، دورهها و توصیههای تربیتی، والدین را اصلیترین عامل شکلگیری شخصیت فرزندان معرفی میکنند. بااینحال، پژوهشهای جدید علوم اجتماعی و روانشناسی رشد نشان میدهد که یکی از مؤثرترین و درعینحال کمتوجهشدهترین عوامل تربیتی، حضور خواهر و برادر در خانواده است؛ عاملی که میتواند مسیر رشد فردی، تحصیلی و حتی اجتماعی انسان را بهطور معناداری تغییر دهد.

مطالعات گسترده روی دوقلوها نشان داده است که «محیط مشترک خانوادگی» بهتنهایی تعیینکنندهٔ شباهتها یا تفاوتهای شخصیتی نیست. این یافتهها توجه پژوهشگران را به روابط درونخانوادگی، بهویژه تعامل میان فرزندان، معطوف کرده است. خواهر و برادرها نخستین میدان واقعی تجربهٔ رقابت، همکاری، حل تعارض و تقسیم منابع محدود را برای کودک فراهم میکنند؛ تجربههایی که در خانوادههای تکفرزند بهصورت طبیعی شکل نمیگیرد و اغلب به محیطهای بیرونی واگذار میشود.

آلیسون گوپنیک، روانشناس رشد، خواهر و برادرها را نیروهایی نزدیک و تأثیرگذار میداند که نقش آنها در شکلگیری مهارتهای اجتماعی و هویتی، گاه از آموزشهای مستقیم والدین پررنگتر است. رقابت روزمره، الگوبرداری ناخواسته و تلاش برای متمایزشدن از دیگری، فرزندان را به تحرک، تلاش و رشد سوق میدهد؛ فرآیندی که در خانوادههای چندفرزندی بهصورت طبیعی و مستمر رخ میدهد.

یافتههای تجربی نیز این موضوع را تأیید میکند. پژوهشی بر روی بازیکنان زن تیمهای ملی نوجوانان فوتبال آمریکا نشان داد که بخش عمدهای از این ورزشکاران در خانوادههایی با بیش از یک فرزند رشد کردهاند و اغلب فرزند کوچکتر بودهاند. پژوهشگران نتیجه گرفتند که حضور خواهر یا برادر بزرگتر، نوعی تمرین غیررسمی رقابت و پیشرفت ایجاد کرده که به ارتقای سطح عملکرد انجامیده است. نتایج مشابهی در حوزهٔ آموزش مشاهده شده است؛ بررسی دادههای هزاران دانشآموز نشان میدهد که موفقیت تحصیلی یک فرزند میتواند بهطور مستقیم به ارتقای عملکرد تحصیلی خواهر یا برادر دیگر منجر شود؛ پدیدهای که پژوهشگران از آن با عنوان «اثر نشت» یاد میکنند.

در مقابل، نبود این شبکهٔ طبیعی یادگیری درونخانوادگی، میتواند بار رشد اجتماعی و انگیزشی کودک را بهطور کامل بر دوش نهادهای بیرونی مانند مدرسه و رسانه بگذارد؛ نهادهایی که الزاماً توان یا فرصت جایگزینی نقش تعاملات خواهر و برادری را ندارند. از این منظر، خانوادهٔ تکفرزند با محدودیتهایی مواجه است که لزوماً با امکانات مادی یا آموزشی جبران نمیشود.
نگاه دینی نیز بر اهمیت تکثر در خانواده و کارکرد تربیتی آن تأکید دارد. در آموزههای اسلامی، خانواده کانون پرورش فضیلتهای اخلاقی معرفی شده است؛ فضیلتهایی که در بستر تعامل میان فرزندان معنا پیدا میکند. صبر، گذشت، مسئولیتپذیری و رقابت سالم، بیش از آنکه آموختنیِ نظری باشند، در تجربهٔ زیستهٔ خواهر و برادرها شکل میگیرند. قرآن کریم در روایتهای خانوادگی، هم به مخاطرات این روابط و هم به ظرفیت عظیم آن برای رشد اخلاقی اشاره میکند و نشان میدهد که خانواده، میدان تربیت انسان اجتماعی است نه صرفاً محل تأمین نیازهای فردی.

مجموع این شواهد نشان میدهد که خانوادههای چندفرزندی، افزون بر کارکردهای عاطفی، بستری مؤثر برای رشد توانمندیهای فردی و اجتماعی فراهم میکنند؛ بستری که در آن، فرزندان نهتنها با والدین، بلکه با یکدیگر رشد میکنند. این یافتهها بار دیگر توجه سیاستگذاران فرهنگی و اجتماعی را به نقش ساختار خانواده در آیندهٔ سرمایهٔ انسانی جامعه جلب کرده است.
این گزارش بر اساس مطلب منتشرشده در سیوششمین شمارهٔ مجلهٔ ترجمان علوم انسانی تهیه شده است که خود گزارشی از مقالهای در نیویورک تایمز مگزین با عنوان «The Surprising Ways That Siblings Shape Our Lives» نوشتهٔ سوزان دامینِس، منتشرشده در تاریخ ۶ مهٔ ۲۰۲۵ است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰