به مناسبت ۱۸ ذی الحجه سالروز ولادت شیخ مرتضی انصاری

وقتی فقه پشتوانه بازار می‌شود

هجدهم ذی الحجه فرصتی برای بازخوانی اندیشه های مردی است که با تدوین کتاب مکاسب، اخلاق و فقه را به عمق بازارهای اسلامی برد و الگویی برای تجارت منصفانه ارائه کرد.

مبلغ – سرویس زندگی: در تاریخ فقه و فقاهت شیعه، کمتر نامی به اندازه شیخ مرتضی انصاری با دقت نظر و نوآوری گره خورده است. او که به حق لقب شیخ الاعظم را دریافت کرده، تنها یک مدرس ساده در حوزه های علمیه نبود، بلکه معمار نوین دانش فقه و اصول به شمار می رود. ۱۸ ذی الحجه سالروز ولادت این شخصیت بزرگ در شهر دزفول است؛ کسی که پس از قرن ها هنوز سایه بلند اندیشه هایش بر تمامی محافل علمی و فقهی سنگینی می کند. اما یکی از ابعاد کمتر دیده شده زندگی و دانش او، نقش بی بدیل وی در ساماندهی روابط اقتصادی و ایجاد یک پشتوانه محکم فقهی برای بازار و مبادلات تجاری است.

شیخ انصاری در زمانی به مرجعیت رسید که جهان اسلام با تحولات جدیدی روبرو بود. مناسبات اقتصادی در حال پیچیده تر شدن بود و بازاریان و تجار به دنبال راهکارهایی بودند که هم پاسخگوی نیازهای روز باشد و هم با موازین شرعی انطباق داشته باشد. شاهکار او در این حوزه، کتاب مکاسب است که تا به امروز به عنوان اصلی ترین متن درسی در سطوح عالی حوزه های علمیه تدریس می شود. این کتاب تنها مجموعه‌ای از احکام حلال و حرام نیست، بلکه یک منظومه کامل در باب اقتصاد اخلاقی است که تلاش می کند عدالت را در بطن معاملات جاری کند.

وقتی از پشتوانه بودن فقه برای بازار سخن می گوییم، منظور ایجاد یک ساختار حقوقی و اخلاقی است که امنیت روانی و اقتصادی را برای خریدار و فروشنده فراهم کند. شیخ انصاری در مکاسب به شکلی دقیق و موشکافانه به بررسی انواع معاملات پرداخته و تلاش کرده است تا ریشه های غرر یعنی ابهام و فریب را در داد و ستدها بخشکاند. از نظر او، بازاری که بر پایه فریب یا پنهان کاری بنا شده باشد، نه تنها از نظر شرعی اعتبار ندارد، بلکه در درازمدت موجب فروپاشی اعتماد عمومی و تخریب بنیان های جامعه می شود.

او در بحث خیارات یا همان حق فسخ معاملات، به گونه ای راه های نفوذ بی عدالتی را سد می کند که حتی پس از گذشت بیش از یک قرن، بسیاری از حقوقدانان معاصر از دقت های او در شگفت هستند. او معتقد بود که خریدار باید در قبال پولی که پرداخت می کند، کالا یا خدماتی دریافت کند که با توصیفات ارائه شده همخوانی داشته باشد. اگر در این میان نقصانی وجود داشت، فقه باید ابزاری در اختیار مظلوم قرار دهد تا حق خود را بازستاند. این نگاه، فقه را از یک دانش ذهنی و انتزاعی به یک ابزار کارآمد برای برقراری نظم در قلب بازار تبدیل کرد.

یکی دیگر از ویژگی های مکتب شیخ انصاری، توجه به عرف بازار است. او معتقد بود که فقه نباید نسبت به آنچه میان مردم و تجار به عنوان یک سنت پذیرفته شده جریان دارد، بی تفاوت باشد. او با تکیه بر عقلانیت و قواعد اصولی، تلاش می کرد تا عرف های صحیح را امضا کرده و آن ها را در قالب چارچوب های شرعی تبیین کند. این رویکرد باعث شد که بازاریان احساس نکنند دین با معیشت و کسب و کار آن ها در تضاد است، بلکه برعکس، فقه را به عنوان حامی و نگهبان حقوق خود ببینند.

اعتماد عمومی در نگاه شیخ انصاری صرفا یک واژه اخلاقی نبود، بلکه یک ضرورت اقتصادی به شمار می رفت. او به خوبی درک کرده بود که اگر مردم به صداقت بازار شک کنند، چرخه اقتصاد از حرکت می ایستد. به همین دلیل، او در سیره شخصی خود نیز به شدت به مسائل مالی حساس بود. داستان های بسیاری از زهد و احتیاط او در مصرف بیت المال نقل شده است. او همان گونه که در کتاب هایش بر دقت در حقوق مردم تاکید می کرد، در زندگی شخصی نیز اجازه نمی داد کمترین شائبه ای در اموالش ایجاد شود. این هماهنگی میان قول و فعل، باعث شد که کلام او در میان بازاریان و عامه مردم نفوذی عمیق پیدا کند.

در دوران شیخ انصاری، او به عنوان مرجع عام شیعیان، وجوهات زیادی دریافت می کرد، اما سبک زندگی او با فقیرترین اقشار جامعه تفاوتی نداشت. این ساده زیستی به معنای نفی ثروت نبود، بلکه پیامی به صاحبان قدرت و ثروت بود که دینار و درهم نباید به بت تبدیل شوند. او با این رفتار نشان داد که فقه می تواند بر قدرت مالی نظارت کند و اجازه ندهد که انباشت ثروت به ابزاری برای استثمار تبدیل شود.

از دیگر نوآوری های شیخ در حوزه اقتصاد، بحث درباره مالکیت و حقوق قراردادها است. او به تفصیل به بررسی این موضوع پرداخت که چه زمانی یک قرارداد منعقد می شود و چه عواملی می تواند صحت آن را زیر سوال ببرد. این بحث ها امروزه پایه و اساس بسیاری از قوانین مدنی در کشورهای اسلامی است. شیخ انصاری با دقت در مفاهیم حقوقی، راه را برای پاسخگویی به مسائل نوظهور باز کرد. اگرچه در زمان او بانکداری به شکل امروزی یا معاملات بورس وجود نداشت، اما قواعدی که او استخراج کرد به گونه ای پویا طراحی شده اند که فقیهان معاصر می توانند با تکیه بر همان اصول، حکم مسائل جدید را استخراج کنند.

پایداری اندیشه شیخ انصاری در حوزه ها نیز به همین دلیل است. او به شاگردانش آموخت که چگونه با متن روایات و اصول برخورد کنند تا به بن بست نرسند. او قدرت اجتهاد را به شکلی ارتقا داد که فقه بتواند در برابر تندبادهای شبهات و تغییرات زمانه ایستادگی کند. شاگردان او که هر کدام بعدها به مراجع بزرگی تبدیل شدند، این مسیر را ادامه دادند و اجازه ندادند پیوند میان مرجعیت و متن جامعه گسسته شود.

فقه شیخ انصاری، فقهی مسئولیت پذیر است. او بر این باور بود که عالم دینی نباید تنها به بیان احکام عبادات بسنده کند، بلکه باید در حوزه معاملات و روابط اجتماعی نیز به عنوان یک ناظر امین عمل کند. این نگاه باعث شد که در دوره های بعد، مراجع شیعه در مسائل اقتصادی بزرگی همچون نهضت تنباکو ورود کنند. ریشه های آن قدرت اجتماعی را باید در مبانی فقهی جستجو کرد که شیخ انصاری در مکاسب و رسائل تبیین کرده بود.

امروز در دنیایی که اقتصادهای بزرگ با بحران های اخلاقی دست و پنجه نرم می کنند و شکاف های طبقاتی روز به روز عمیق تر می شود، بازگشت به اندیشه های شیخ انصاری می تواند راهگشا باشد. اقتصاد اخلاقی که او ترویج می کرد، بر پایه انصاف، شفافیت و رعایت حقوق ضعیف بنا شده بود. اگر فقه به معنای واقعی کلمه پشتوانه بازار باشد، دیگر شاهد احتکار، گران فروشی و ربا نخواهیم بود؛ چرا که در این مکتب، سود عادلانه تنها در سایه رضایت طرفین و رعایت حدود الهی معنا پیدا می کند.

در پایان باید گفت که شیخ مرتضی انصاری تنها یک فقیه متعلق به گذشته نیست. او معلمی است که درس هایش در باب امانت داری، دقت در معیشت و پاسداری از حقوق مردم همچنان زنده و پویاست. ولادت او در ۱۸ ذی الحجه، نه فقط یک تاریخ در تقویم، بلکه بهانه ای برای بازنگری در شیوه های زیست اقتصادی ماست. او به ما آموخت که دین اگر بخواهد در جامعه ماندگار شود، باید بتواند در سفره مردم و در ترازوی بازاریان حضور داشته باشد و عدالت را به شکلی ملموس اجرا کند. مکتب شیخ انصاری ثابت کرد که فقه می تواند نه تنها نگهبان دین، بلکه ضامن بقا و سلامت بازار و اقتصاد باشد.