چرا «آدمهایِ همیشه مهربان»، کمتر احترام میبینند؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، روزِ کاری به پایان رسیده و رمقی در بدن نمانده است. درست در همین لحظه، یک همکار، دوست یا یکی از اقوام، درخواستِ نامعقولی را مطرح میکند که انجامدادنش یعنی نابودیِ تهماندهٔ انرژیِ ما. بااینحال، کلمهٔ «چشم» بیاختیار از دهانمان خارج میشود! ما این کار را از سرِ مهربانی انجام نمیدهیم؛ بلکه میترسیم اگر بگوییم «نَه»، دیگر ما را دوست نداشته باشند یا روی ما حساب نکنند. ما در تلهٔ راضی نگهداشتنِ همگان گرفتار شدهایم؛ غافل از یک قانونِ طنز اما بسیار واقعیِ ایرانی: «ما قرمهسبزی نیستیم که همه دوستمان داشته باشند!» در محیط کار و ارتباطات اجتماعی، مدیریتِ روان ایجاب میکند که با شناختِ حدومرزهایمان، اجازه ندهیم انرژیِ ما خرجِ خواستههای بیپایانِ اطرافیان شود.
فرار از چرخهٔ باطلِ رضایتِ مردم
ریشهٔ ناتوانی در ردکردن درخواست دیگران، فراموشکردن جایگاهِ اصلیِ عزت و آبرو در نظامِ هستی است. ما مدام میدویم تا همه از ما راضی باشند، درحالیکه امیرالمؤمنین (علیهالسلام) با نگاهی عمیق به محال بودنِ این خواسته، قاعدهای بینظیر را بیان فرمودند: «جستوجوى خشنودىِ مردم، مقصدی است كه هرگز به دست نمىآيد.»
انسانِ آگاه میداند که عزت و احترام تنها در دست خداست و هرکه را او بخواهد عزیز یا ذلیل میکند. برای کسبِ رضایتِ الهی و حفظِ شأنِ انسانی، گاهی لازم است که نهگفتنِ محترمانه را بلد باشیم. کسانی که این حقیقت را نادیده میگیرند و به دنبالِ جلبِ رضایتِ مردم هستند، وارد چرخهٔ باطلی میشوند که در روانشناسیِ مدرن به آن «مهرطلبی افراطی» میگویند. «دکتر هریت برایکر»، روانشناس و نویسندهٔ کتابی با همین عنوان، ثابت کرده است افرادی که همیشه در دسترساند و به همه «بله» میگویند، در نهایت احترامِ دیگران را از دست میدهند! زیرا جامعه به کسانی که برای وقت و روانِ خود ارزشی قائل نیستند، احترامی نمیگذارد.
۳ گام اورژانسی برای توانایی «نَهِ محترمانه»
برای اینکه از چرخهٔ فرسایشیِ مهرطلبی افراطی خارج شوید و در محیطهای اجتماعی، از روانِ خود مراقبت کنید، این تکنیکِ سهمرحلهای را به کار ببندید:
تکنیکِ مکثِ طلایی (خرید زمان):
بزرگترین نقطهضعف ما در برابر دیگران، جوابدادن در لحظه است. دفعهٔ بعد که درخواستِ نامعقولی در محیط کار یا جمع دوستان شنیدید، سریعاً بله نگویید. فقط یک جملهٔ ساده بگویید: «اجازه بده برنامهام را چک کنم، تا ده دقیقهٔ دیگر خبر میدهم.» این مکث، فشارِ روانی را خنثی کرده و به مغزِ شما اجازهٔ تصمیمگیری میدهد.
ساندویچِ «نَهِ قاطعانه»:
برای ردکردن درخواست، نیازی به پرخاشگری یا عذرخواهیِ طولانی نیست. از فرمولِ ساندویچ استفاده کنید: (همدلی + نَه قاطع + پیشنهاد جایگزین). مثلاً بگویید: «میدانم که چقدر درگیر این کار هستی، اما من امروز زمانِ خالی ندارم تا کمکت کنم. شاید فلانی بتواند راهنماییات کند.»
تحملِ اضطرابِ پنجدقیقهای:
وقتی برای اولینبار به کسی «نَه» میگویید، دچار اضطرابِ کوتاهمدت میشوید و احساسِ گناه میکنید. بهجای عقبنشینی، این استرسِ پنجدقیقهای را تحمل کنید. به خودتان یادآوری کنید که تحملِ این چند دقیقه اضطراب، بسیار شیرینتر از تحملِ ساعتها کارِ اجباریِ همراه با حرص خوردن است.
تنفس در هوایِ استقلال و احترام
لذتِ بزرگی در این مرزبندیِ اجتماعی نهفته است؛ اینکه بدانیم ارزشِ وجودیِ ما به میزانِ بلهگفتنهایِ ما به دیگران بستگی ندارد. البته باید به یک ظرافتِ بسیار مهم و حیاتی دقت کرد؛ این حدومرزها مربوط به محیط کار، جمع دوستان و جامعه است و داستان در حریمِ مقدسِ زناشویی کاملاً متفاوت است. در فرهنگِ اصیل و الهیِ ما، اطاعتپذیریِ زن از همسر، یک امرِ صریحِ پروردگار و تلاشی منفعتطلبانه برای رسیدن به عالیترین درجاتِ سعادت و رستگاریِ خودِ زن است. در این کانونِ نورانی، واژهی «نَه» رنگ میبازد و زن برای تعالیِ روحِ خویش، با میل و رغبت، مدیریتِ مرد را میپذیرد.
اما در بیرون از درهای خانه، عبور از خطایِ «بلهگفتنهایِ اجباری»، از ما انسانی مقتدر میسازد. با کنترلِ مهرطلبی افراطی، دیگران روی حرفها و وقتِ ما حسابِ ویژهای باز میکنند و در نهایت، آرامشی پایدار و احترامی واقعی به جریانِ زندگیِ اجتماعیِ ما سرازیر میشود.
منبع:فارس


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0