«آزادی» عین حق و عدالت است/ دین تکریم انسان را محدود به جهات مادی نکرده است
مبلغ/ استاد حوزه علمیه قم گفت: اسلام نه تنها جنبه مادی بلکه ابعاد معنوی و ماورایی انسان را هم مورد توجه قرار داده است و لذا کرامت انسانی آنگونه که در دین مورد توجه قرار گرفته، در هیچ قاموسی مورد توجه قرار نگرفته است.
به گزارش «مبلغ»، محمد قائنی در گفت وگو با شفقنا با اشاره به طرح «کرامت انسانی» در قرآن کریم و نصوص دینی، به معنای لغوی «تکریم» اشاره کرد و اظهار داشت: تکریم به معنای «احترام کردن» آمده است. قرآن کریم در موارد متعددی «کرامت انسانی» را به کار برده است؛ مثلا درباره حضرت آدم (ع) و اعتراض ابلیس نسبت به اینکه خداوند ملائکه را امر به سجود آدم (ع) کرد، می خوانیم: «هذاالذی کرمت علی؛ آیا این کسی است که او را بر من ترجیح دادی».
وی با توجه به آیه ۷۰ سوره اسراء گفت: این آیه می فرماید:«ولقد کرمنا بنی آدم….». خطاب این آیه همه فرزندان آدم است. بر این اساس، برداشتی که در این زمان از این آیه می شود، می خواهند یکسری بارهای فقهی و حقوقی را بر آن مترتب کنند و بگویند حال که خداوند تکریم را مختص بخش های خاصی از فرزندان آدم قرار نداده است بنابراین باید کافر هم از حقوق شهروندی برخوردار باشد و مورد احترام قرار گیرد البته حقوق شهروندی به معنای عام جای خود ولی این بدین معنا نیست که همه از حقوق یکسانی برخوردار باشند.
وی افزود: در برابر این آیات، آیاتی است که از انسان در شرایطی به فرومایه بودن و پست تر بودن از چهارپایان تعبیر شده است. انسانی که خداوند در عقل و فطرت او توانایی خوب و بد را قرار داده است، اگر این عقل را کنار بگذارد از چهارپایان هم پست تر است.
وی تصریح کرد: در سوره جمعه راجع به علمای یهود آمده است که « مَثَلُ الَّذِینَ حُمِّلُوا التَّوْرَاهَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوهَا کَمَثَلِ الْحِمَارِ یَحْمِلُ أَسْفَارًا» وصف حال آنان که علم تورات بر آنان نهاده شد و بدان مکلف شدند ولی آن را حمل نکردند و خلاف آن عمل نمودند در مثل به حماری ماند که بار کتابها بر پشت کشد و از آن هیچ نفهمد و بهره نبرد.
وی گفت: قرآن کریم حساب هرکسی را محفوظ دارد و اینگونه نیست که همه انسان ها را تکریم کند بلکه انسان هایی مورد تکریم قرار می گیرند که بر ملک هم ترجیح داده شوند. درواقع فضیلت انسان در به کارگرفتن عقل و مبنای عمل قراردادن آن است.
وی افزود: عمل صالح بر اساس عقل، مبنای کرامت انسانی است و لذاست که خداوند در همین آیه «ولقد کرمنا بنی آدم….» می فرماید که ما فرزندان آدم را تکریم کردیم و دریا و خشکی را مسخر آنها کرده و از غذاهای پاکیزه نعمت او قرار دادیم.
وی خاطرنشان کرد: این آیه نباید مورد سوء استفاده برخی آقایان قرار گیرد و یکسری احکام حقوقی و فقهی را بنابر نظر خود بار کرده و اعلام کنند انسان ها در حق شهروندی تفاوتی با یکدیگر ندارند و همه از حقوق یکسانی برخوردار هستند. مساله «تکریم» یا تکریم به عقل است یا تکریم به نعمت هایی که در اختیار انسان قرار داده است ولی بهرحال این بدین معنا نیست که همه انسان ها از نظر حقوق باید باهم برابر باشند.
وی در تفسیر آیه «لااکراه فی الدین قدتبیّن الرشد من الغیّ» گفت: «اکراه» در لغت به معنای وادارکردن دیگران به کاری با زور و قهر است. معمولا در برخی اذهان و برداشت های ابتدایی می خواهند بگویند که براساس این آیه، نباید کسی را وادار به مسائل دینی کرد. اما این آیه می گوید که این اکراهی که انجام نمی گیرد به این خاطر است که «رشد» از بغی و ضلالت روشن شد بنابراین اگر شما را دعوت به دین می کنیم، این دیگر اکراه نیست. انسان برحسب طبیعت خود، رغبت به گمراهی و بدبختی ندارد بلکه میل به رشد و سعادت دارد. و این دین هم «رشد» است. لذاست که علما و دانشمندان کلام و فلسفه را برای اصل خداشناسی نمی خواهیم بلکه برای دفع شبهات می خواهیم. چون طلب علم عمومی بر هر مسلمانی واجب است و دیگر علوم صناعات روز واجبات کفائیه است.
آقای قائنی در مورد آزادگی و آزادی انسان گفت: آزادگی به یک معنا این است که مملوک و بنده دیگری نباشد که این امر مسلم دینی، قرآنی و قطعی است. در طبقه بندی انسان ها، «بردگی» جزو خلقت انسانی نیست بلکه در بسیاری موارد، انسان خودش را برده دیگری قرار می دهد والا «بردگی» جزو فطرت و خلقت انسانی نیست و خداوند انسان را «آزاده» خلق کرده است. منتها آزادگی انسان به این معنا نیست که هرکاری بخواهد بکند و در هیچ نظام و فرهنگی پیدا نمی کنید که انسان را از هر جهت آزاد گذاشته باشد و هر تعدی بخواهد انجام دهد نه تنها نسبت به همنوع یا نسبت به حیوانات بلکه حتی نسبت به محیط زیست و طبیعت. آزادی انسان به معنای یله و رهابودن و غیرمحدودبودن او به لحاظ قواعد و قوانین و مقررات نیست بلکه به این معناست که انسان «برده» نیست. حق تعیین سرنوشت هم بدین معناست که او هم می تواند سعادت و خوشبختی را برای خود رقم بزند و هم می تواند شقاوت و بدبختی را برای خود به ارمغان بیاورد.
وی «اختیار» را مقابل «جبر» دانست و گفت: اعتراض وفق قوانین و مقررات امری پذیرفته شده است اما اعتراض بدون قواعد و رها در هیچ نظامی گمان نمی کنم پذیرفته شده باشد.
وی درباره نسبت عدالت با آزادی گفت: آزادی بدون مسئولیت برخلاف عدالت عمل می کند چون عدالت به معنای محدودکردن آزادی بدان معناست لذا عدالت که هم حکم عقل و هم حکم شرع است، آمده تا آزادی انسان را محدود کند. فلذا انسان چون ممکن است سرپیچی کند، اخلاق او را قانع نکند و براساس حکم عقل در مسیر عدالت قرار نگیرد، دین آمده تا عقوبت و مجازات های دنیوی و اخروی را به مردم گوشزد کند و او را از تعدی، محدود به عدالت و حق نماید.
وی ادامه داد: اگر آزادی را به معنای برده نبودن بگیریم، عین حق و عدالت است. آزادی طبیعی متفاوت با عدالت است که اگر محدود به حق نشود منشا طغیان و سرکشی است.
آقای قائنی بیان کرد: کرامت انسانی آنگونه که در دین مورد توجه قرار گرفته، در هیچ قاموسی مورد توجه قرار نگرفته است. اگر انسان را محدود به شکم و شهوات کنیم، تکریم انسان به خورد و خوراک است اما اگر انسانیت را به چیز دیگری بدانیم، و حقیقت انسان را متوجه شویم، مفهوم تکریم مشخص می شود.
وی با بیان اینکه انسان دارای ابعاد ماورایی و اخلاقی و معنوی است، گفت: اگر یکی از این ابعاد را نادیده بگیریم، انسان را تکریم نکردیم. لذا اگر دین جهات مادی را در انسان هم مورد توجه قرار داده است، اما محدود به آن نکرده است.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰