احکام یهودیت و اسلام؛ کدام یک از تعصبات بیشتر فاصله گرفته‌اند؟

شیخ طوسی با اسنادی معتبر از امام صادق نقل می کند که یهودیان در هنگامی که قطره ای از ادرار به قسمتی از بدنشان برخورد می کرد، بایستی آن قسمت از بدن را با قیچی می بریدند ولی خداوند بر مسلمانان منت گذاشت و آب را پاک کننده ادرار قرار داد.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، بسیاری از فقیهان و اصولیان، این گزارش را در بحث های خود آورده و از آن بهرده برده اند؛ بدون آنکه در آن ابهام یا مشکلی بیابند در حالیکه به نظر می رسد، حکمِ موجود در این گزارش نسبت به یهود اجرایی نباشد و امکان تحقق آن از جهت عملی وجود نداشته باشد. از این رو برخی که متوجه این اشکال شده اند، در صدد توجیه روایت بر آمده و این احتمال را داده اند که پوست بدن گذشتگان ضخیم و کلفت بوده چنین حکمی برای آنان معقول بوده است. یکی از فقهیان نیز این احتمال را داده که بریدن گوشت بدن، در گذشته، درد آور نبوده و از این رو چنین حکمی تحق پذیر می نماید. فقیه دیگری نیز بریدن گوشت بدن را تحقق ناپذیر دانسته و این احتمال را داده که مراد، قیچی کردن گوشت بدن نبوده بلکه از بین بردن عین نجاست بوده که راوی به اشتباه آن را تبدیل به گوشت بدن کرده است.

کان بنواسرائیل اذا أصاب أحدهم قطره بول قرضوا لحومهم بالمقاریض وقد وسّع الله علیکم بأوسع مابین السماء والأرض وجعل لکم الماء طهورا فانظروا کیف تکونون.

تهذیب الأحکام: ۱، ۳۵۶.

ولعلّ قرضهم لحومهم کان علىٰ نحوٍ لا یکون خارجاً عن قدرتهم بواسطه ضخامه جلدهم

لئالی الأصول: ۵، ۳۲۱.

الظاهر ان الضمیر فی قوله «قرضوها» راجع الى النجاسه یعنى قرضوا النجاسه و آثارها لا انهم کانوا یقرضون لحومهم؛ و قرض عین النجاسه و آثارها عن أبدانهم لعله کان مثل حلق الشعر عنها و یشتمل على مشقه کثیره و إلا فوجوب قرض اللحوم علیهم أمر بعید جدا و ما ورد فی بعض الروایات من «ان بنى إسرائیل کانوا إذا أصابهم قطره من بول قرضوا لحومهم بالمقاریض» لعله سهو من الراوی عند النقل بالمعنى، و المقروض کان عین النجاسه و أثرها فتأمل.

القواعد الفقهیه (مکارم) : ۱، ۱۷۴.
فان قلت حکمت بقبح التّکلیف بعامه الناس فى القسم الاوّل من الثلاثه مع ما نقل من تکلیف بنى اسرائیل بقرض اللّحوم بالمقاریض لو اصابها قطره من البول فالوقوع یدل على الجواز قلنا اوّلا انه لم یثبت هذا التکلیف على بنى اسرائیل لعدم وجود المتواتر و عدم حجیه الآحاد و ثانیا ندعى قابلیه المحل لم لا یجوز ان یکون لحومهم کالاعقاب فى عدم الالم النفسانى فى قرضها بالمقراض

ضوابط الأصول: ۳۹۴.

در این میان ، مرحوم شعرانی، با توجه به شبیه گزارش بالا که در تفسیر منسوب به علی بن ابراهیم قمی آمده دال بر اینکه اگر ادرار به بدن فردی از یهودیان برخورد می کرد، با او قطع رابطه می کردند، بر این باور است که روایت یادشده به درستی توسط راوی نقل نشده بلکه در نقل آن، راوی اشتباه کرده و گمان کرده که مراد از واژه «قطع» که در گزارش اصلی آمده، بریدن گوشت های بدن بوده و از این رو در گزارشش که به صورت نقل به معنا می باشد، این اشتباه راه یافته است.

واعتقادى أن من ذلک: الحدیث الذى ورد فى قطع البول بالمقاریض إذا أصاب البدن فى شریعه موسى فقد قال على ابن إبراهیم: «إذا أصاب شىء من بدنه البول قطعوه» و المظنون أن لفظ الحدیث کان کذلک و المعنى: «إنهم کانوا یقطعون الرجل من الجماعه و لا یعاشرون و لا یعاملون معه مده» و هذا القطع فى بعض النجاسات و الأحداث معهود فى شریعه موسى ولما نظر بعض الرواه فى هذا الحدیث فهم منه رجوع ضمیر قطعوه إلى البول و رواه بالمعنى على ما فهمه و قال: «قرضوا لحومهم بالمقاریض» و لعل الناظر فى هذه السطور أیضا یستبعد هذا الاحتمال الذى ذکرناه أول وهله لعدم أنسه بقطع الرجل عن الجماعه.

المدخل إلی عذب المنهل: ۳۴.

️به نظر می رسد، احتمالی که شعرانی داده کاملا مقرون به صحت نباشد، زیرا گزارشی که در تفسیر منسوب به قمی آمده چالش برانگیز است؛ اگر قرار بود فردی که بدنش با ادرار نجس شده، برای طهارت خود کاری بکند، او بایستی کاری انجام می داند نه دیگران، به عبارت دیگر، او بایستی با دیگران قطع رابطه می کرد، نه اینکه دیگرانی که معمولا خبری از نجس شدن او ندارند با او قطع رابطه بکنند. علاوه بر اینکه در معنایی که شعرانی از روایت قمی ارائه داده، قطع رابطه دیگران با فرد نجس شده با ادرار مقید به مدت معینی شده است در حالیکه در روایت چنین چیزی وجود ندارد.