گزارش یک مطالعه تازه و جدلهای پیرامون آن؛ جنگ غزه و موج تازه گرایش به اسلام در بریتانیا
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، انتشار یک گزارش تازه از مؤسسه بریتانیایی «تأثیر ایمان در زندگی» (Institute for the Impact of Faith in Life – IIFL) در ۲ دسامبر ۲۰۲۵، بحث گستردهای درباره رابطه جنگ غزه و گرایش بخشی از شهروندان بریتانیا به اسلام برانگیخته است. این گزارش که با عنوان چشمانداز در حال دگرگونی ایمان در بریتانیا: باززایش، نوسازی و بازاندیشی منتشر شده، بر پایه پیمایشی با مشارکت ۲۷۷۴ بزرگسال بریتانیایی است که خود گفتهاند در مقطعی از زندگی دچار تغییر باور مذهبی شدهاند؛ یعنی یا دین خود را عوض کردهاند، یا از دین به بیدینی و برعکس حرکت کردهاند. یافتهای که توجه رسانهها را جلب کرده، این است که در میان کسانی که در سالهای اخیر به اسلام گرویدهاند، «رویدادهای مرتبط با منازعات و جنگهای جهانی» مهمترین عامل زندگینامهای ذکر شده است؛ ۲۰ درصد این گروه گفتهاند که جنگها و درگیریهای جهانی (از جمله جنگ غزه) نقطه عطف مسیر ایمان آنها بوده است، در حالی که ۱۸ درصد عوامل مرتبط با وضعیت روانی و سلامت ذهن (بحرانهای روحی، اضطراب، افسردگی و…)، و ۴۷ درصد هیچ رویداد خاصی را ذکر نکردهاند.
گزارش چه میگوید و چه نمیگوید؟
بهگفته IIFL، این مطالعه تلاش میکند نشان دهد که بریتانیا صرفاً در حال «سکولار شدن» نیست، بلکه صحنه «ترکیب مجدد ایمان» است؛ یعنی افراد از الگوهای دینی موروثی و نهادی فاصله میگیرند و به سوی ایمانهای شخصی، آیینمحور و پیوندخورده با بهزیستی حرکت میکنند. بر اساس خلاصه رسمی گزارش، بزرگترین حرکت جمعیتی همچنان خروج از دین سازمانیافته است؛ ۳۹ درصد شرکتکنندگان گفتهاند در نهایت به بیدینی (آتئیسم) رسیدهاند و مسیحیت بیشترین خروج را تجربه کرده است؛ ۴۴ درصد از کل پاسخگویان، از مسیحیت فاصله گرفتهاند که اغلب به سوی «هیچ دینی» رفتهاند، نه به سوی دین دیگر. در این چشمانداز، مسیر اسلام متفاوت توصیف میشود. اسلام بیش از آنکه از درون خود مسیحیت تغذیه شود، از میان افرادی پیرو دیگر ادیان یا بیدین جذب میکند؛ در خلاصه گزارش آمده است که ۵۹ درصد تازهمسلمانان از زمینههای غیرمسلمان یا بیدین به اسلام روی آوردهاند. در عین حال، گزارش تأکید میکند که سهم تغییرات مرتبط با اسلام در کل تحولات دینی بریتانیا همچنان محدود است و روند اصلی، کاهش وابستگی نهادی و افزایش ایمانهای فردی و روحانی اما غیرمذهبی است. نکته مهم این است که IIFL در متن رسمی خود از «global conflict / درگیریهای جهانی» سخن میگوید، نه صرفاً غزه، اما در بخش تحلیل مینویسد این الگو میتواند از گزارشهای رسانهای که از پایان ۲۰۲۳ و در طول ۲۰۲۴ از افزایش گرایش به اسلام پس از جنگ اخیر اسرائیل در غزه سخن گفتهاند، پشتیبانی کند. همین جمله موجب شد رسانهها مستقیماً جنگ غزه را در صدر روایت قرار دهند.
جنگ غزه به عنوان کاتالیزور معنوی
از اکتبر ۲۰۲۳ تا اواخر ۲۰۲۵، بهگفته وزارت بهداشت غزه و برآوردهای نهادهای بینالمللی، بیش از ۷۰ هزار فلسطینی در نوار غزه کشته شدهاند؛ رقمی که در گزارشهای خبرگزاریها و سازمانهای حقوق بشری تکرار شده و نیمی از قربانیان را زنان و کودکان معرفی میکند. در روایت بسیاری از مسلمانان و بخشی از افکار عمومی جهانی، این جنگ نماد رنج بیدفاعان و شکست اخلاقی نظم بینالمللی شده است. گزارش IIFL نشان میدهد که برای تازهمسلمانان، این جنگها نه فقط در سطح سیاسی، بلکه در سطح معنابخشی به رنج مهم بوده است. کسانی که به اسلام روی آوردهاند، در پاسخهای خود از چند مضمون مشترک سخن گفتهاند؛ از جمله جستجوی عدالت در جهانی ناعادل، درک تازهای از صبر و استقامت مردم غزه و جذابیت آیینهای بدنی مانند نماز و روزه که به زندگی ساختار و انضباط میدهد. در بخش دیگری از گزارش تأکید شده است که تازهمسلمانان حدود دو و نیم برابر بیش از تازهمسیحیان، نقش «آیینها و مناسک» را در تغییر ایمان خود برجسته کردهاند (۲۷ درصد در برابر ۱۱ درصد). در کنار این دادههای کمی، روایتهای رسانهای نیز لایهای کیفی به موضوع افزودهاند. رسانههای مسلمانمحور مانند ۵Pillars در بریتانیا، این یافتهها را بهعنوان تأیید آماری بیداری معنوی ناشی از مقاومت مردم غزه توصیف کردهاند، در حالی که رسانههای نزدیک به اسرائیل، مانند JFeed، همان عدد ۲۰ درصد را زنگ خطر رادیکالیزه شدن خواندهاند و آن را به نفوذ پروپاگاندای گروههای مسلح پیوند زدهاند.

نقش شبکههای اجتماعی و تصویر عمومی اسلام
یکی از محورهایی که گرچه در گزارش IIFL بهطور محدود مطرح شده، اما در پوشش رسانهای پررنگ شده است، نقش شبکههای اجتماعی است.
در دو سال گذشته، میلیونها ویدئو از غزه – از قرائت قرآن میان آوار تا دعاهای مادران در کنار پیکر فرزندان – در پلتفرمهایی مانند تیکتاک و اینستاگرام دستبهدست شده است. بسیاری از تازهمسلمانان در مصاحبههای رسانهای خود گفتهاند که نخستین مواجهه جدیشان با اسلام، نه از طریق مسجد محلی، بلکه از طریق همین ویدئوها بوده است. این تصویر، اسلام را بهعنوان دینی نشان میدهد که در آن ایمان با مقاومت، صبر و حفظ کرامت در شرایط فروپاشی پیوند خورده است. IIFL در جمعبندی خود یادآور میشود که برای بخش قابل توجهی از تازهمسلمانان، اسلام، جعبهابزاری وجودی برای مواجهه با اضطراب، سوگ و بحرانهای جهان معاصر است؛ در کنار این، بسیاری از آنها گفتهاند که پس از ورود به اسلام، احساس هدفمندی و بهبود بهزیستی عاطفی در خود تجربه کردهاند، هرچند این بهبود در میان کسانی که از اسلام خارج شدهاند، طبق همین گزارش، حتی بیشتر گزارش شده است.
جایگاه این موج در نقشه دینی بریتانیا
برای فهم وزن واقعی این پدیده، باید آن را در بستر گستردهتری دید. بر اساس سرشماری ۲۰۲۱ در انگلستان و ولز، ۴۶٫۲ درصد جمعیت خود را مسیحی معرفی کردهاند؛ برای نخستینبار این عدد زیر ۵۰ درصد آمده است. در مقابل، ۳٫۹ میلیون نفر، معادل ۶٫۵ درصد، خود را مسلمان دانستهاند و اسلام پس از مسیحیت، دومین دین بزرگ کشور است. آمارهای رسمی همچنین نشان میدهد که جامعه مسلمانان یکی از جوانترین گروههای دینی است؛ میانه سن مسلمانان ۲۷ سال است، در حالی که این عدد برای مسیحیان ۵۱ سال و برای کل جمعیت ۴۰ سال است. همین تفاوت سنی، بهویژه وقتی با حضور پررنگ جوانان در شبکههای اجتماعی و کنشگری خیابانی پیرامون فلسطین ترکیب میشود، زمینهساز حساسیت ویژه نسبت به تغییرات دینی مرتبط با اسلام است.گزارش IIFL با همه تأکیدهایش بر نقش جنگها، یادآور میشود که مسیر غالب در بریتانیا، حرکت به سمت بیدینی و ایمانهای شخصی است و صحبت از اسلامی شدن بریتانیا با تکیه بر این دادهها مبالغهآمیز است. اسلام در این تصویر، یکی از چند مسیر اقلیتی اما پرانرژی در کنار آیینهای شرقی و معنویتهای نوظهور است.
واکنش رسانهها و مناقشه بر سر امنیت و معنویت
در روزهای پس از انتشار گزارش، طیف وسیعی از رسانهها به آن پرداختند. روزنامه تلگراف با تیتر جنگهای جهانی بریتانیاییها را به سوی اسلام میکشانند بر جنبه امنیتی و سیاسی موضوع تاکید کرد و آن را چالشی برای روایتهایی دانست که اسلام را از زندگی عمومی بریتانیا جدا میبینند. در مقابل، رسانههای مسلمان مانند ۵Pillars و شبکههای شیعی مانند ABNA و S2JNews از افزایش چشمگیر یا موج تازه گرویدن سخن گفتند و تلاش کردند این ارقام را در چارچوب وجدان بیدار شده جهانی در برابر غزه تفسیر کنند.
رسانههای نزدیک به اسرائیل، از جمله سایت خبری JFeed، همان دادهها را پرچم قرمز رادیکالیزاسیون خوانده و هشدار دادهاند که بخشی از این گرایشها میتواند به همدلی با جریانهای افراطی تبدیل شود. این نگرانی با گزارشهای رسمی درباره افزایش چشمگیر نفرتپراکنی مذهبی و نژادی در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ همپوشانی دارد؛ آماری که نشان میدهد همزمان با جنگ غزه، هم اسلامهراسی و هم یهودیستیزی در خیابانهای بریتانیا رشد کرده است. در این میان، جامعههای اسلامی و مساجد در شهرهای بزرگ، از لندن و بیرمنگام تا منچستر و لستر، تلاش کردهاند با برگزاری دورههای آموزشی برای تازهمسلمانان، گفتمانی مسئولانه از اسلام ارائه کنند و همزمان نسبت به خطر سوءاستفاده جریانهای افراطی از احساس خشم و بیعدالتی هشدار دهند.
آمارهای اغراقآمیز و مرز دادههای قابل اتکا
همزمان با انتشار گزارش IIFL، در شبکههای اجتماعی و برخی وبسایتها ارقام بسیار بالاتری نیز دستبهدست شد؛ از ادعای افزایش ۴۰۰ درصدی گرویدن به اسلام در اروپا تا گزارشهایی که از قول انجمن اسلامی بریتانیا (Islamic Society of Britain) از افزایش ۵۰ درصدی گرویدن به اسلام در بریتانیا پس از آغاز جنگ غزه سخن میگفتند. بررسی این ادعاها نشان میدهد که بسیاری از آنها به نقل قولهای ثانویه و گزارشهای تکراری رسانهای تکیه دارد و در حال حاضر، سند رسمی و مستقیمی از سوی این انجمن که این درصدها را تأیید کند در دسترس عموم نیست. در مقابل، گزارش IIFL تنها بر دادههای نظرسنجی و نسبتهای درون همان نمونه ۲۷۷۴ نفری تکیه میکند و نه عدد مطلق تازهمسلمانان در سطح کشور. به همین دلیل، اگرچه میتوان گفت یافتههای IIFL با گزارشهای رسانهای درباره افزایش گرایش به اسلام پس از جنگ غزه همخوان است، اما تبدیل این همخوانی به ادعاهای قطعی درباره انفجار آماری گرویدن در اروپا، در چارچوب دادههای موجود قابل دفاع نیست.
در نهایت، گزارش تازه IIFL و مناقشات پیرامون آن، تصویری پیچیده از رابطه جنگ، عدالت و ایمان در بریتانیا ارائه میکند. از یک سو، دادهها نشان میدهد که برای بخشی از تازهمسلمانان، جنگ غزه و دیگر منازعات جهانی به مثابه آینهای عمل کرده که پرسشهای بنیادین درباره معنا، رنج و مسئولیت اخلاقی را در آنها بیدار کرده و آنها را به سوی اسلامی کشانده است که آن را دین عدالت، انضباط و همبستگی با رنجدیدگان میدانند. از سوی دیگر، همین روند در نگاه برخی دیگر، نشانهای از تعمیق شکافهای هویتی و خطر رادیکالیزه شدن است؛ خطری که بر بستر افزایش نفرتپراکنی دینی، قطبی شدن افکار عمومی و جنگ روایتها درباره غزه تشدید میشود. اما شاید مهمترین پیام گزارش IIFL برای فضای عمومی بریتانیا این باشد که ایمان – چه در قالب اسلام، چه مسیحیت، چه معنویتهای نوظهور – در حال ناپدید شدن نیست، بلکه در حال بازآرایی است. جنگ غزه در این میان نه آغازگر گرایش به اسلام، که شتابدهندهای قدرتمند برای بازاندیشی در ایمان و اخلاق در میان نسل جوان بریتانیا شده است؛ نسلی که در برابر تصاویر زنده رنج انسانی، پاسخ خود را بیش از پیش در زبان دین و عدالتخواهی جستوجو میکند.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰