ازدواج: میثاق مقدس یا باری سنگین؟
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در عصری که جوانان به جای پناه بردن به آرامش قرآنی، به توهم آزادی مطلق در روابط آزاد پناه میبرند، باید ریشهها را واکاوی کرد. این متن نه تنها علت گریز نسل جدید از تعهد را در فشارهای اقتصادی، بحران هویت و سوءتعبیر از آزادی جستجو میکند، بلکه با نگاهی روانشناختی-دینی، نشان میدهد چگونه بازگشت به وابستگی مقدس و احیای معنویت روزمره، تنها راه برونرفت از اضطراب مدرن و یافتن آرامش حقیقی در پیمان زوجیت است.
مهدی سادات رضوی، استاد دانشگاه و کارشناس دینی، در یادداشتی تصریح کرده است: تزلزل در پذیرش مسئولیت عاطفی ناشی از فشارهای محیطی و پیچیدگیهای هویتی است. فردی که نتوانسته است هویت منسجم و تکیهگاه محکمی در درون خود بیابد، چگونه میتواند بار سنگین تعهد یک زندگی مشترک را بر دوش بکشد؟ این ندیدن چشمانداز روشنی برای آینده، او را به سمت روابطی میکشاند که وعده رضایت آنی و بدون انتظار آینده میدهند، و این دقیقاً نقطه مقابل فلسفه ازدواج اسلامی است که بر سازندگی، صبر و نگاه به افقهای دور استوار است.
تزلزل پیمان مقدس: اقتصاد، هویت و فرسایش سرمایه اجتماعی
ازدواج در منظومه فکری اسلامی و فرهنگی ایرانی، نه یک قرارداد صرف، بلکه «میثاق غلیظ» و عهد الهی است که بر پایه تعهد، مسئولیتپذیری و آرامش متقابل بنا نهاده شده است. اما امروز، نسل جوان در مواجهه با این مفهوم متعالی، نوعی گسستگی و تردید را تجربه میکند. این گریز، ریشه در یک فروپاشی گستردهتر دارد که ابعاد اقتصادی، اجتماعی و هویتی را دربرمیگیرد.
فشار طاقتفرسای اقتصادی، که گاهی در تیترهای خبری هم بازتاب دارد (مانند کاهش نرخ ازدواج که در آمارها قابل مشاهده است)، مستقیماً بر توانایی جوان برای پذیرش مسئولیت میتازد. ازدواج، در ذهنیت امروز، به جای آنکه مأمن آرامش باشد، خود به یک دِین و باری سنگین تعبیر میشود که جوان از ادای آن بیم دارد.
این تنها مسئله مالی نیست؛ بحران هویت در عصر دیجیتال نیز سهم بزرگی دارد. جوان امروزی در اقیانوسی از اطلاعات و انتخابها غوطهور است؛ هویتی که باید بسازد، پیوسته تحت بمباران مدلهای زندگی غربی و ایدهآلهای غیرواقعی قرار دارد. این تلاطم هویتی، او را از ثبات مورد نیاز برای یک تعهد بلندمدت دور میکند.
در محیط اجتماعی، سرمایه اجتماعی که ریشه در اعتماد، پیوندهای قوی خانوادگی و همبستگی محلی دارد، در حال فرسایش است. همانطور که پژوهشهای جامعهشناختی نشان دادهاند، فقر اقتصادی نه تنها جیبها، بلکه پیوندهای انسانی را نیز میخورد. وقتی ریشه اعتماد در جامعه سست شود، جوان چگونه میتواند به پایههای اعتماد در یک رابطه متعهدانه تکیه کند؟ ازدواج، که اوج اعتماد است، به چالشی غیرقابل عبور تبدیل میشود.
دین اسلام، این پیوند را زمینهای برای رشد روحی و رسیدن به کمال میداند. قرآن کریم از همسران به عنوان «لباس» یکدیگر یاد میکند (سوره بقره، آیه ۱۸۷)، که نشان از صمیمیت، محافظت و پوشاندن نقصها دارد. اما وقتی محیط اجتماعی، این مفهوم را به یک «تکلیف پرهزینه» تقلیل دهد، جوان نه تنها از بار مسئولیتش میترسد، بلکه به دنبال راههایی میگردد که کمترین هزینه را برای پذیرش تعهد داشته باشند. اینجاست که مفهوم رابطه آزاد به مثابه یک راه فرار موقت، از زیر بار تعهد مقدس قد علم میکند. این روابط، به ظاهر، اوج آزادی را به نمایش میگذارند، در حالی که از منظر دینی، نوعی وابستگی شکننده و بیریشه را جایگزین وابستگی عمیق و ریشهدار ازدواج میکنند.
در نهایت، این تزلزل در پذیرش مسئولیت عاطفی ناشی از فشارهای محیطی و پیچیدگیهای هویتی است. فردی که نتوانسته است هویت منسجم و تکیهگاه محکمی در درون خود بیابد، چگونه میتواند بار سنگین تعهد یک زندگی مشترک را بر دوش بکشد؟ این ندیدن چشمانداز روشنی برای آینده، او را به سمت روابطی میکشاند که وعده رضایت آنی و بدون انتظار آینده میدهند، و این دقیقاً نقطه مقابل فلسفه ازدواج اسلامی است که بر سازندگی، صبر و نگاه به افقهای دور استوار است.
توهم آزادی
بزرگترین دام فکری که نسل امروز را به سوی روابط زودگذر سوق میدهد، سوءبرداشت از مفهوم آزادی است. در فرهنگ غربزده و مدرن، آزادی اغلب به مثابه «رها بودن از هرگونه قید و بند و مسئولیت» تعریف میشود. این تعریف، در تقابل مستقیم با مفهوم «وابستگی مقدس» است که در ساختار ازدواج دینی نهفته است. جوان میپندارد که با حفظ استقلال مطلق خود در روابط، آزاد است؛ اما حقیقت این است که این استقلال مطلق، به تنهایی مطلق و نوعی اسارت در نیازهای آنی خود منجر میشود.
از منظر دینی، آزادی واقعی در گرو اختیار آگاهانه برای تعهد است. آزادی حقیقی یعنی قدرت انتخاب بهترین مسیر و پایداری بر آن، حتی زمانی که هزینهبر باشد. ازدواج، با همه محدودیتهای ظاهریاش، انسان را از اسارت نفس، تنهایی و عدم اطمینان نجات میدهد.
امیرالمؤمنین علی (ع) میفرمایند: «هیچ چیز برای مرد جوان بهتر از ازدواج نیست که او را از هرگونه زشتی بازدارد.» این بازدارندگی، عین رهایی از بند شهوات کنترلنشده و وابستگیهای پوچ است که رابطه آزاد بر آن تکیه دارد. رابطه آزاد، وعده کمهزینه میدهد اما در عمل، فرد را به برده نوسانات احساسی و نیازهای ارضاء نشده تبدیل میکند.
رابطه آزاد، تعهدی تعریف نشده و قابل فسخ در هر لحظه است. این ویژگی باعث میشود که طرفین نتوانند برای ساختن آیندهای مشترک (مالی، عاطفی و روحی) سرمایهگذاری کنند. این فقدان افق مشترک، به معنای فقدان امنیت روانی است. انسان برای رشد نیاز به یک مرجع ثابت و یک لنگرگاه عاطفی دارد. در مقابل، وابستگی مقدس در ازدواج، این لنگرگاه را فراهم میکند. این وابستگی، نه از سر ضعف، بلکه از سر قدرت و انتخاب آگاهانه برای تقسیم بار زندگی و اشتراکگذاری مسیر کمال است. این پیوند، انسان را از پراکندگی نجات داده و او را به سمت تمرکز بر یک هدف متعالی هدایت میکند.
بنابراین آنچه جوان امروز به عنوان آزادی دنبال میکند، صرفاً نفی قیود است؛ در حالی که دین به او پیشنهاد میدهد که قیود را با قواعد سازنده جایگزین کند. این قیدها در ازدواج، نه تنها آزادی درونی او را سلب نمیکنند، بلکه با ایجاد یک چارچوب امن، امکان عمیق شدن در ابعاد معنوی و انسانی را فراهم میآورند. رابطه آزاد، او را در سطح نگه میدارد، اما ازدواج، بستر پرواز روحی و رسیدن به آرامش حقیقی (سکینه) است که در آیات الهی وعده داده شده است.
آرامش و ثبات در پیمان زوجیت
محور اصلی تعالیم اسلامی پیرامون ازدواج، دستیابی به «سکینه» است؛ آرامشی که فراتر از آسایش مادی بوده و ریشه در اطمینان قلبی دارد. خداوند متعال میفرماید: «وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً…» (سوره روم، آیه ۲۱). این آیه، ازدواج را معجزهای در ساختار هستی برای ایجاد آرامش درونی معرفی میکند؛ هدفی که رابطه آزاد، به دلیل ماهیت گذرا و عدم تعهد ساختاریاش، هرگز قادر به تحقق آن نیست.
تعهد در دین، یک بار منفی نیست، بلکه بستر اصلی رشد و کمال فردی و اجتماعی است. در ساختار دینی، زن و مرد با ورود به پیمان ازدواج، یکدیگر را در مسیر تقوا و کمال یاری میدهند. این یاریگری متقابل، نیازمند ثبات و قطع ارتباط با منابع ناپایدار عاطفی است. وقتی تعهد مطرح میشود، ذهن جوان نباید بلافاصله به محرومیتهای احتمالی بیندیشد، بلکه باید به این حقیقت ایمان بیاورد که این تعهد، سپر محافظی در برابر ناملایمات روانی و اجتماعی است. این ایمان به پشتوانه الهی تعهد، همان چیزی است که منابع غیردینی در ارائه آن ناتواناند.
نگاه دینی، به خصوص با تأکید بر نقش زن به عنوان محور آرامش خانواده، به پایداری این پیوند اهمیت حیاتی میدهد. در سیره پیامبر اکرم (ص)، تأکیدات فراوانی بر حفظ کرامت و حقوق همسر وجود دارد تا جایی که طلاق را مبغوضترین حلالها میشمارند. این نگاه، نشان میدهد که تا جایی که امکان ترمیم و حفظ میثاق وجود دارد، باید پای آن ایستاد. این ثبات، خود منشأ سلامت روان است؛ زیرا انسان از اضطراب همیشگی «چه کسی خواهد آمد و چه کسی خواهد رفت؟» رهایی مییابد.
در برابر این ساختار، رابطه آزاد، هرچند در ظاهر، آزادی فردی را تضمین میکند، اما در عمل، فرد را به سوی یک زندگی احساسی پر از رقابت، عدم اطمینان و اضطراب میراند. جوان در این روابط، دائماً در حال اثبات خود و ارزیابی مداوم طرف مقابل است، که این فرآیند، سلبکننده تمامی آن سکینهای است که روح تشنه به دنبال آن میگردد. در نتیجه، شیفتگی به رابطه آزاد، صرفاً یک انتخاب اجتماعی نیست، بلکه نشانهای از بحران معنوی و فرار از مسئولیت سنگین اما شیرین تعهد الهی است.
راه برونرفت: بازگشت به معنویت روزمره و احیای کارکردهای اعتقادی
چگونه میتوان این گسست را ترمیم کرد و جوانان را از سراب روابط آزاد به سرچشمه آرامش ازدواج هدایت نمود؟ پاسخ در رویکردی است که شما به درستی بر آن تأکید کردهاید: رویکرد روانشناختی-دینی. این امر مستلزم بازسازی نگرش نسبت به ایمان و عملکرد دینی در زندگی روزمره است. زمانی که معنویت تنها به مراسمهای خاص و دور از دسترس تقلیل یابد، اثربخشی خود را از دست میدهد و جوان در خلاء ایجاد شده، به دنبال تسکینهای کاذب میشود؛ همانطور که در مسائل اعتیاد نیز مشاهده میشود، ضعف در معنویت روزمره، فرد را به سمت مواد توهمزا میکشاند، اینجا نیز ضعف در معنویت روزمره، او را به سوی رابطه آزاد و توهمزده سوق میدهد.
گام اول، احیای معنویت عملی و جاری است. نماز، دعا، و حضور در محافل ایمانی نباید به عنوان وظایف ثانویه دیده شوند، بلکه باید به عنوان عوامل محافظتکننده در برابر اضطرابهای مدرن معرفی گردند. تحقیقات روانشناسی مثبتگرا نشان میدهند که داشتن باورهای قوی (چه دینی و چه غیردینی) به شکلدهی تابآوری و افزایش معنا در زندگی کمک میکند. در بافت دینی، این باورها مستقیماً با مفهوم توکل و آرامش گره میخورند. جوان باید بیاموزد که توکل بر خداوند، قویترین پشتوانه برای پذیرش مسئولیتهای بزرگ زندگی، از جمله ازدواج است.
دومین گام، بازتعریف مفهوم «وابستگی مقدس» در بستر فرهنگی است. باید به جوانان آموزش داد که تعهد در ازدواج، به معنای از دست دادن خود نیست، بلکه یافتن خود در دیگری است. این بازتعریف باید با زبان و منطق خودشان صورت گیرد؛ نه با شعار، بلکه با نمایش نمونههایی از زندگیهای موفق و متعهد که به جای تضعیف، به کمال رسیدهاند. ارتباط مستمر، بدون تکلف و خالصانه میان زن و مرد که در سیره اهل بیت (ع) بسیار مورد تأکید است، کلید ورود به این سطح از درک است. این ارتباط مستمر، همانند اکسیژن برای سلامت روان است که مانع از خفگی در تنهایی میشود.
در نهایت، رسانهها و نهادهای فرهنگی باید با رویکردی نرم، صادقانه و غیرقضاوتی، فضایی برای گفتگو درباره موانع واقعی ازدواج (اقتصادی، فرهنگی و روانی) ایجاد کنند و همزمان، راهکارهای مبتنی بر مبانی دینی را به عنوان تنها راهحل پایدار ارائه دهند. وقتی جوان ببیند که دین نه تنها دستوری غیرقابل اجرا نمیدهد، بلکه برای هر بحرانی پاسخی جامع، توأم با آرامش و امید دارد، آنگاه چرخش از توهم آزادی به سوی پیمان مقدس ازدواج، به یک انتخاب منطقی و روانی تبدیل خواهد شد.


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰