سوره «فیل» به کیفیت انجام فعل و اراده الهی اشاره دارد
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، قدرت خداوند بیشتر از آن چیزی است که بتوان آن را تصور کرد و در نتیجه در انجام اموری که مُقدر است نیازی به هیچ ابزاری نیست. تجربه تاریخ بشری نشان از آن دارد که خداوند در عقوبت و پاداش انسانها پس از نزول احکام شریعت و به نوعی اتمام حجت با آنها به غیر از مواردی که صحبت از برپایی سنت امهال و استدراج بوده است و به این واسطه وقفهای در اعمال آن صورت گرفته، متکی به هیچ نوع یاری نبوده است و در وقت مقتضی عذابهایی را بر قوم نافرمان فرو فرستاده یا پاداش و مواهبی را به قوم متقی و تابع فرمان الهی ارزانی داشته است. با این حال، از جمله سنتهای دیگر الهی آن است که معمولاً در ابراز چنین قدرت و جبروتی نیز واسطهای را به کار گیرد. داستان ابابیل و پرندگانی که به ظاهر در برابر قدرت سپاه فیل ابرهه ناتوان بودند، اما هیمنه این سپاه را درهم شکستند، از جمله مصادیق این سنت الهی است.
بنابر روایت ایکنا، آنچه که بیان شد، خلاصه مباحثی بود که هانی چیتچیان؛ مدرس قرآنی آن را در تدبر در سورههای جزء سیام قرآن که به همت مجمع مدارس قرآن و عترت دانشگاه تهران در مسجد کوی دانشگاه برگزار شد، در توصیف و تحلیل سوره «فیل» به آن اشاره کرد. در ادامه دیگر مباحث طرح شده در این جلسه، بیان میشود:
سوره مبارکه «فیل» از جمله سورههای مهم قرآن است که در آن با اشاره به یک واقعه تاریخی کیفیت فعل پروردگار در برابر مردمان طاغی و سرکش به روشنی بازگو میشود. پرندگانی به نام ابابیل از جانب خداوند واسط میشوند که سپاه مجهز و به قول امروزیها تا دندان مسلح فیل که از سوی ابرهه پادشان حبشه برای ویران کردن خانه کعبه گسیل شده است در هم کوبیده و از بین ببرند.

این امر و سند تاریخی آن نکاتی را در پی دارد که میتواند بیش از پیش تأملی ژرف در مورد آن داشت. نکته نخست اینکه اساساً از جمله سنتهای الهی آن است که ذات مقدس پروردگار برای اعمال اراده و متکی به اسباب نیست اما برای قابل لمس بودن آنچه اراده کرده است، آن را به انجام برساند گاهی اسباب و ادوات مادی را به کار میبندد. در داستان اصحاب فیل، ابابیل که در اصل پرندگانی بسیار کوچک و از نظر جثه و ماهیت شبیه به پرستو هستند برای انجام این امر مأمور میشوند.
نکته تأملبرانگیزی که در این مورد وجود دارد عدم تناسبی است که در مواجهه با این پدیده، در اسباب به کار رفته برای مقابله با آن وجود دارد. ابابیل در مقابل فیل! در نگاه نخست به نظر میرسد این پرندگان که در نوک منقارهایشان تکه سنگهایی بسیار کوچک دارند، قادر به در هم شکستن سپاه فیل نباشند، اما در عمل شاهد هستیم که این اتفاق میافتد و به تعبیر قرآن پس از حمله آنها به این سپاه مخرب، سپاهیان ابرهه بسان برگهای جویده شده «کَعَصْفٍ مَأْکُولٍ» درآمده و زمینگیر میشوند. این امر نشان از آن دارد که اراده الهی غالب بر آن چیزی است که در عالم واقع و براساس مقررات طبیعت قرار است روی دهد. مثال بارز این اتفاق در غزوه بدر مشهود است؛ آنجا که جمعیت ۳۱۳ نفری سپاه مسلمین در برابر جماعت چند هزار نفری مشرکان که البته از نظر جنگافزار نیز قابل مقایسه نبودند، چیره و غالب میشوند.
با بیان این موضوع شاید این شائبه پیش آید که به هر حال از آنجا که قدرت خداوند چیره بر همه اموری است که ذهن، تصور آن را دارد لذا نیازی به فعل و انفعالی از جانب انسان وجود ندارد و چون خداوند اراده به انجام اموری میکند که خود صلاح آن را میداند، لذا انسان میتواند دست روی دست گذاشته و همه چیز را به خود او واگذار کند؛ همچنانکه بنیاسرائیل نیز موضع شبیه به این امر را در مواجهه با حضرت موسی(ع) داشتند؛ در حالی که این امر متفاوت با سنت الهی است که به آن اشاره شد، چرا که اراده الهی بر آن واقع شده تا از رهگذر اسباب و دخالت بندگان و یا نیروهای مادی، اموری را به سرانجام برساند.
از جمله موارد دیگری هم که با استناد به سوره «فیل» میتوان به نتیجه رسید، آن است که گاه خود اسباب و ادواتی که سپاه کفر و دشمنان خدا به قصد آسیب به مواضع الهی آن را به میدان آوردهاند، خود موجب هلاکت سپاهیان میشود. نقل مشهور است که تکه سنگهایی که پرندگان ابابیل بر منقار داشتند سنگهای آتشین و دوزخی بوده است و زمانی که از منقار آنها رها میشده به اذن الهی تبدیل به قطعات بزرگی از سنگ شده که وقتی بر سر کسی فرود میآمد، فرد مضروب را از بین میبرد. اینکه این امر تا چه اندازه صحت داشته باشد، اقوال در مورد آن متنوع است، اما آنچه بیش از همه قابل استناد و باورپذیر است آنکه سپاه فیل با استفاده از ابزار و ادوات نظامی که به همراه خود آورده بودند از بین رفتند! و مثلاً بر اثر بارش سنگریزهها، فیلها رَم کرده، سپاهیان سواره خود را به زیر کشیده و زیر پای خود آنها را منکوب و له کرده باشند که این امر بسیار نزدیک به واقع است.
چنین مواردی بسیار در تاریخ تکرار شده است. آن زمان که فرعون ساحرهها را مأمور کرد که به هماوردی با موسی(ع) بپردازند و همین امر و فراهم آمدن اسباب و وسایل به منظور این رسوایی، خود وسیلهای شد که شرّ فرعون به خود او بازگردد و اتفاقاً ساحرهها نیز به دین موسی(ع) درآیند.
به هر حال انسان سرکش و یاغی در ادوار گوناگون بشری همواره به دنبال آن است که به واسطه منفعتطلبی و به دست آوردن مصالح خود نظم دنیا را برهم زند و در این راه به مکر و خدعه متوسل می شوند، این در حالیست که مکر الهی بر مکر آنها مستولی است «وَمَکَروا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیرُ الماکِرینَ» (آلعمران/ ۵۴) چنین ترجمه میشود که (آنها نقشه کشیدند و در مقالب خداوند نقشه کشید…) چندان درست نیست چرا که چارجویی خدا در مقابل نیرنگ دشمنان، دون شأن ذات ربوبیت است بلکه باید گفت که اتفاقاً مکر دشمنان در دایره مکر خداوند است و خداوند بر آنچه آنها به آن میاندیشند حتی پیش از آنکه در ذهنشان خطور کند، احاطه دارد.
اتفاقاً اراده الهی بر این امر استوار است که نظم موجود در کائنات و نظام هستی که به واسطه طغیان عدهای بر هم خورده است به یک آرامش و ثباتی برسد؛ درست همانند تکه سنگی که به آبی انداخته میشود و مدتی با ایجاد امواجی نظم و سکون آب را بهم میزند، اما در مدتی کوتاه همه چیز آرام میشود انگار که اساساً اتفاقی نیفتاده است؛ خداوند از عقوبت این افراد که برهمزننده نظم عالم هستند نیز هیچ پروایی ندارد همچنان که خود در سوره شمس میفرماید: «وَلَا یَخَافُ عُقْبَاهَا» (شمس/۱۵)


ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰