مبلغ در نظر دارد برای آشنایی مخاطبان با برخی بناهای دیدنی و تاریخی معماری اسلامی گزارشهای تصویری منتشر کند. حسینیه ارشاد
واقع در خیابان شریعتی یکی از بنا های مهم تاریخ معاصر است. با این بنای چشمنواز آشنا شوید:

حسینیه ارشاد، نامی که فراتر از یک بنای مذهبی، به نمادی پیچیده و چندلایه در تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران معاصر تبدیل شده است.
این مکان که در شمال تهران واقع شده، امروزه نه تنها به عنوان یک مرکز مذهبی، بلکه به عنوان مرکزی که جریانهای مهم دینی قبل از انقلاب در آن به بیان افکار خود
میپرداختند شناخته میشود.تاریخ حسینیه ارشاد، روایتی است از شکوفایی، سرکوب، فراموشی و احیای مجدد.

تولد یک ایده نوآورانه: مسجدی برای نسل جوان
در اوایل دهه ۱۳۴۰ خورشیدی، گروهی از روشنفکران و بازاریان مذهبی، از جمله محمد همایون، محمدتقی شریعتی و ناصر میناچی،
با ایدهای جسورانه گرد هم آمدند: ایجاد مرکزی مذهبی-فرهنگی که بتواند با نسل جوان و تحصیلکرده ایران ارتباط برقرار کند.
آنان از شکل سنتی مساجد و حسینیهها فاصله گرفتند و طرحی مدرن را در دستور کار قرار دادند. معماری این بنا، خود یک بیانیه بود؛
طراحی نوگرایانه مهندس «حسین لرزاده» که ترکیبی از معماری سنتی ایرانی (مانند گنبد و مناره) و المانهای مدرن
(مانند سالنی وسیع و امکانات سمعی و بصری) را در خود داشت، نشان میداد که قرار است اینجا مکانی متفاوت باشد.
هدف اصلی، ارائه تفسیری عقلانی و روزآمد از اسلام بود که بتواند به پرسشهای نسل جدید در مواجهه با مکاتب مارکسیستی و لیبرالی پاسخ دهد.
حسینیه ارشاد قرار بود نه تنها محل برگزاری مراسم سوگواری، بلکه کانون بحث، تحقیق و انتشار اندیشههای اسلامی باشد.

تحلیلی بر جریانشناسی فکری و سیاسی حسینیه ارشاد
تقابل سنت و تجددحسینیه ارشاد بیشک مهمترین کانون روشنفکری دینی در دهه ۴۰ و ۵۰ خورشیدی و یکی از اصلیترین بسترهای
ایدئولوژیک انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ محسوب میشود. این مکان فراتر از یک بنای مذهبی، به تریبونی برای ارائه قرائتی مدرن از اسلام
تبدیل شد که شکافی میان روحانیت سنتی، نواندیشان دینی و رژیم پهلوی ایجاد کرد.
شهید مرتضی مطهری را میتوان معمار فکری اولیه حسینیه ارشاد دانست. هدف او ایجاد پایگاهی برای عرضه اسلام بهزبانی بود که برای نسل
تحصیلکرده و دانشگاهی قابلفهم باشد؛ زبانی که منابر سنتی فاقد آن بودند.مطهری با دعوت از شخصیتهایی چون محمدتقی شریعتی (پدر علی شریعتی)
و فخرالدین حجازی، تلاش کرد تا فضای مذهبی تهران را از انحصار هیئتهای سنتی خارج کند. او بر این باور بود که مبارزه با مارکسیسم و سکولاریسم نیازمند
«اسلام علمی» است.

آغاز بحران
بحران از زمانی آغاز شد که ناصر میناچی (مدیر اجرایی حسینیه) و دکتر علی شریعتی، مسیری را در پیش گرفتند که با متدولوژی فقهی و
فلسفی مطهری زاویه داشت. مطهری معتقد بود که هیجانزدگی انقلابی نباید جایگزین دقت علمی شود. در سال ۱۳۴۹، اختلافات مطهری با
میناچی بر سر نحوه اداره حسینیه و نگرانی او از محتوای سخنرانیهای شریعتی (که آنها را در برخی موارد حاوی اشتباهات بنیادین میدانست) به اوج رسید.
مطهری پس از ناکامی در اصلاح روند موجود، بهصورت رسمی از هیئتمدیره استعفا داد و حسینیه را ترک کرد. این خروج، راه را برای
سیطره کامل گفتمان شریعتی هموار ساخت.دکتر علی شریعتی: ایدئولوگ انقلاب و اسلام بدون روحانیتبا خروج مطهری، علی شریعتی
به ستاره بیرقیب حسینیه ارشاد تبدیل شد. رویکرد او جامعهشناختی، تاریخی و انقلابی بود، نه فقهی.

بازخوانی تشیع
شریعتی با طرح مفاهیمی چون «تشیع علوی در برابر تشیع صفوی» و «انتظار مذهب اعتراض»، مفاهیم راکد مذهبی را به ابزارهای مبارزاتی تبدیل کرد.
مخاطب او «پامنبریهای» سنتی نبودند، بلکه دانشجویانی بودند که دنبال راهی برای آشتی دادن مذهب با مدرنیته و مبارزه سیاسی میگشتند.
یکی از چالشبرانگیزترین ابعاد سخنرانیهای شریعتی در حسینیه، نقد صریح او به ساختار روحانیت سنتی بود. او معتقد بود برای فهم اسلام نیازی به
واسطه (روحانیت) نیست. این رویکرد، که شباهتهایی به پروتستانتیسم مسیحی داشت، جذابیت فوقالعادهای برای جوانان داشت اما خشم
حوزههای علمیه را برانگیخت. کلاسهای اسلامشناسی و درسگفتارهای او در ارشاد، عملاً این مکان را به دانشگاهی موازی تبدیل کرد که
ادبیات انقلاب ۵۷ را تولید میکرد.

واکنش علمای قم و تهران؛ از سکوت تا تکفیر
فعالیتهای حسینیه ارشاد، بهویژه پس از سال ۱۳۴۹، واکنشهای متفاوتی را در بدنه روحانیت برانگیخت. این واکنشها را میتوان
به سه دسته تقسیم کرد:
الف) مخالفان سرسخت (جریان سنتی و ولایتی)این گروه که بخش بزرگی از بدنه حوزه علمیه قم و روحانیون تهران را تشکیل میدادند، حسینیه ارشاد
را کانون «ضلالت» میدانستند. آیتالله سید محمدهادی میلانی؛ اگرچه ابتدا حامی بود، اما بعدها بهشدت علیه شریعتی موضع گرفت و حتی در نامهای
فعالیتهای او را انحرافی خواند. انتقادات کلامی: روحانیون سنتی معتقد بودند شریعتی با انکار برخی ارزشهای جامعه شیعه
(مانند رویکرد انتقادی به علامه مجلسی یا مباحث مربوط به ولایت)، در حال ترویج نوعی «وهابیت روشنفکرانه» است. سید ابراهیم میلانی و قاسم اسلامی؛
این افراد با انتشار جزوات و کتابهایی، مستقیماً به نقد و حتی تکفیر نظرات مطرحشده در حسینیه ارشاد پرداختند.
ب) میانجیگران (روحانیت نواندیش)شخصیتهایی مانند شهید بهشتی، دکتر باهنر و آیتالله خامنهای (که خود از سخنرانان ارشاد بودند)
سعی در مدیریت بحران داشتند. آنها اگرچه به برخی نظرات شریعتی نقد داشتند، اما معتقد بودند که طرد کامل حسینیه ارشاد باعث میشود
نسل جوان به دامان مارکسیسم بیفتد. شهید بهشتی بارها تلاش کرد تا میان مطهری و شریعتی و همچنین میان شریعتی و علمای قم وساطت کند،
اما شکاف موجود عمیقتر از آن بود که پر شود.
ج) حامیان (جریان نواندیش رادیکال) آیتالله طالقانی از مهمترین حامیان حسینیه ارشاد بود. او با وجود فشارهای زیاد، ارتباط خود را با این مرکز
حفظ کرد و رویکرد انقلابی شریعتی را برای بیداری جامعه ضروری میدانست.

پس از انقلاب: از احیا تا بازتعریف هویت
با پیروزی انقلاب، حسینیه ارشاد دوباره گشوده شد. بسیاری از انقلابیون، خود را مدیون اندیشههای پرورش یافته در این مکان میدانستند.
در روزهای اولیه، این مکان شاهد سخنرانیهای برخی چهرههای انقلابی، بود. با این حال، این دوران طلایی دیری نپایید.

رویدادهای مهم و سرنوشت حسینیه
در بررسی تاریخچه تحلیلی حسینیه ارشاد، چند رویداد کلیدی مسیر آن را تغییر دادند: سخنرانی «فاطمه، فاطمه است»: این سخنرانی شریعتی
نقطه عطفی در تغییر الگوی زنان مذهبی بود و بازتابی گسترده فراتر از دیوارهای حسینیه یافت.
نمایشنامه ابوذر: اجرای تئاترهای مذهبی-سیاسی در حسینیه ارشاد (که کاری نوآورانه در فضای مذهبی آن زمان بود)
حساسیت ساواک را بهشدت برانگیخت.



حسینیه ارشاد امروز: موزهای زنده یا نهادی محافظهکار؟
امروزه حسینیه ارشاد ترکیبی از عملکردهای مختلف است. این مکان همچنان به عنوان یک حسینیه فعال، میزبان مراسم مذهبی در ایام محرم و رمضان است.
سالن اصلی آن برای همایشها، نمایشگاههای کتاب و جشنوارههای فرهنگی مورد استفاده قرار میگیرد. کتابخانه بزرگ حسینیه ارشاد،
یکی از غنیترین کتابخانههای تخصصی در حوزه علوم انسانی و دینی در ایران است.
با این حال، منتقدان معتقدند که روح اصلی و نقش تاریخی حسینیه ارشاد به عنوان کانون نقد و روشنفکری دینی، تا حد زیادی کمرنگ شده است.
برنامههای آن بیشتر حالت رسمی و تأییدشده دارند و از پرداختن به مسائل حساس و چالشی پرهیز میشود. از این منظر،
برخی حسینیه ارشاد امروز را به یک «موزه» تشبیه میکنند؛ بنایی زیبا و تاریخی که یادآور روزهای پرشور گذشته است، اما دیگر آن نقش پیشگامانه را ایفا نمیکند.

حسینیه ارشاد در حافظه جمعی ایرانیان نماد مقاومت در برابر استبداد پیش از انقلاب و زادگاه اندیشههایی است
که به شکلگیری انقلاب اسلامی در سال ۵۷ کمک کرد.
این بنا، داستان پیچیدگی رابطه دین و سیاست در ایران را روایت میکند.

حسینیه ارشاد، تنها یک ساختمان از بتن و فولاد نیست. این بنا، صفحاتی از تاریخ معاصر ایران را در خود حکاکی کرده است.
از روزهای پرامید دهه ۴۰ و ۵۰، تا سالهای تاریک زندان و تعطیلی، و تا دوران پس از انقلاب که با بازتعریف هویت همراه بود.
امروز، بازدید از این مکان، سفری است به قلب یکی از تاثیرگذارترین جنبشهای فکری ایران در قرن بیستم. حسینیه ارشاد،
چه به عنوان یک موزه و چه به عنوان یک نهاد نیمهفعال، همچنان به ایستاده و پرسشبرانگیز است؛
پرسشی درباره رابطه همیشه پرتنش میان ایمان و آزادی، سنت و نوآوری، و قدرت و اندیشه.
ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰