اسلام یعنی تسلیم در برابر حقیقت. وقتی لجاجت و غرضورزی بر انسان حاکم شود، حقیقت را نمیبیند و صد حجاب میان دل و دیده میافتد. مغرض بودن و عتوّ، روح انسانیت را میپوشاند و هیچ سخن حقی در او اثر نمیگذارد.
امام علی(علیه السلام) هشدار داد: خودپسندی، اعتماد کورکورانه به نقاط قوت و علاقه به ستایش افراطی، سه آفت خطرناک برای رهبران و انسانهاست.
یاد خدا، در واقع، رمز خودسازى است؛ چرا که به تدریج، انسان را از خودِ حیوانى تهى مى کند و دل را از رذایل اخلاقى پاک مى گرداند و آن را براى پذیرش نور یقین، آماده مى سازد.
قرآن اثر شیطان را نفیناپذیر میداند، «خبط» و «مسّ» را به دیوانگی فرو نمیکاهد، و علم تجربی نیز هرگز علل غیرمادیِ روانی را نفی قطعی نکرده است.
زندگی پرزرقوبرق و نمایش مداوم ثروت، شاید در نگاه اول نشانه موفقیت به نظر برسد، اما پشت این ظاهر فریبنده، بحرانی خاموش در حال شکلگیری است؛ بحرانی که از فرسایش آرام ارزشهای اخلاقی آغاز میشود و تا تضعیف خانواده، اقتصاد و هویت اجتماعی امتداد مییابد. تجملگرایی و اشرافیگری امروز، دیگر یک انتخاب شخصی نیست، بلکه به چالشی فراگیر برای جامعه تبدیل شده است.
در دنیای پرسرعت و پرچالش امروز، همه به دنبال آرامش و رضایت واقعی هستند. اما آیا میدانستید اسلام مسیر عملی و امتحانشدهای برای رسیدن به خوشبختی ارائه کرده است؟ از توکل به خدا و صبر تا قناعت و شکرگزاری، بزرگان دین نشان دادهاند که رضایت قلبی، تنها با عمل به چند اصل ساده اما قدرتمند قابل دستیابی است.
بر پایهٔ روایات و آموزههای اخلاقی، پیشگیری از افکار باطل با تقویت یاد خدا و عبادات و نیز کنترل حواس و پرهیز از آلودگیهای ظاهری و باطنی تحقق مییابد.
یک کلمه میتواند دلها را بشکند، یک سخن میتواند ایمان را فرسوده کند. قرآن و اهلبیت(ع) ما را از خطرات خاموش زبان آگاه کردهاند؛ از غیبت و تهمت گرفته تا دروغ و ناسزاگویی. این گزارش، راهکارهایی برای محافظت از زبان و حفظ ایمان در برابر این آفات ارائه میدهد.
اگر انسان را به تفصیل بیان کنند، نتیجهاش عوالم گوناگون میشود و با فشرده شدن همهی عوالم، انسان حاصل میشود. درست شدن انسان یعنی درست شدن همهی عوالم و فساد او فساد همهی عوالم است؛ و اصلاح بیرونی جهان زمانبر، دشوار و بیتضمین است.
قرآن از «بیماری دل» سخن میگوید و اهلبیت(ع) کینهتوزی را «سرآمد همه عیبها» میدانند. صفتی که هم ایمان را تهدید میکند و هم آرامش روح و پیوندهای انسانی را از میان میبرد. در این نوشتار، با استناد به آیات، روایات و یافتههای روانشناسی، آثار سوء کینهورزی و راههای عملی پاکسازی دل از این رذیله اخلاقی بررسی میشود.
اسلام با اجتماعیشدن گناهان به شدت مخالفت دارد؛ زیرا معصیت پنهانی تنها به فرد گنهکار آسیب میزند، اما گناه آشکار، دین خدا را خوار کرده و آثار زیانبار آن به عموم جامعه سرایت میکند. حجتالاسلام رضایی این رویکرد را عقلایی و مستند به روایات دانست.
آیتالله شاهآبادی با وجود شهرت خیابان لالهزار به فساد، مقید بود از آن مسیر عبور کند. او میفرمود: «میخواهم حضور من حجتی برای مردم باشد.
صداقت و امانتداری دو مفهوم بنیادین در اخلاق اسلامی هستند که در آموزههای دینی ما جایگاه ویژهای دارند. این دو فضیلت، نه تنها در زندگی فردی بلکه در روابط اجتماعی نیز نقشی کلیدی ایفا میکنند.
دعای نورانی «اللهم ارزقنا توفیق الطاعة» که منسوب به حضرت ولیعصر(عج) است، تنها یک متن عبادی نیست؛ بلکه منشوری دقیق برای ترسیم انسان آرمانی و جامعهٔ عدالتمحور مهدوی بهدست میدهد؛ جامعهای که در آن، هر قشر اجتماعی با فضیلتی ویژه، در ساخت تمدن نهایی بشر نقشآفرین میشود.
حدیث امیرالمومنین علی (ع) "عذر برادر خود را بپذیر، و اگر او عذری نداشت برای خطای او عذری بتراش"، تأکیدی بر بخشش، گذشت و حسن ظن در روابط انسانی است. این آموزه با الهام از آیات قرآنی که به عفو، مدارا و دوری از سوءظن دعوت میکنند، به تقویت پیوندهای اجتماعی و جلوگیری از کدورتها کمک میکند. عمل به این توصیه، جامعهای مهربان، بخشنده و باثبات را رقم میزند که در آن صلح و مودت بر خصومت غلبه دارد.
طاهره بهرامی، پژوهشگر فلسفه و عرفان معتقد است؛ نظام فکری و فلسفی ایرانی از فردوسی آغاز میشود و در عطار، مولوی و حافظ به اوج میرسد؛ به دیدگاه او شناخت عرفان ایرانی نیازمند پیوند دوباره ادیب و فیلسوف است و تا زمانی که این ارتباط برقرار نشود، تحقیقات ما فقط در سطح شعر میچرخند و به گوهر اندیشه که در پسِ زبان نمادین و ساختار روایی این متون نهفته است، راه پیدا نمیکنند.
نشستن پشت فرمان، تنها یک عمل مکانیکی نیست؛ بلکه تجربهای است که هر روز با استرسها، خطرها و مسئولیتهایش تکرار میشود. اما اصول اخلاقی قرآن میتواند نگاه ما را به رانندگی، از یک عمل مکانیکی به یک فرصت برای تمرین صبر، ادب و مسئولیتپذیری تبدیل کند.
مرحوم آیت الله العظمی صافی گلپایگانی در نوشتاری اینگونه آورده اند: «پیرامون شخصیت جامع الأطراف و وسیع الأبعاد حضرت زهرا سلام الله علیها آنچه گفته اند و نوشته اند و باز هم گویندگان و نویسندگان بگویند و بنویسند، به پایان بیان مقامات و درجات و فضائل حضرت نمی رسند.»
فلسفه اخلاق شاخهای از علم فلسفه است و به پرسشهای عقلانی و بنیادین اخلاقی میپردازد. و طبعا تاریخچهای به درازای تاریخچه تفکر بشری دارد.
خاطره شنیدنی رهبر انقلاب از مجلسی که علامه طباطبایی، امام خمینی (ره) را استاد خود خطاب کرد.
آیتالله حائری شیرازی معیاری ساده برای تشخیص قرار داشتن در مسیر صحیح ارائه میدهد.
استفاده از شبکههای پیامرسان موبایلی و اجتماعی به اندازهای رواج پیدا کرده که در واقع میتوان گفت به امر بیبدیل ارتباطات در جهان حاضر تبدیل شده است.
همه ما در صندوق شهوات نفس زندانی هستیم و خودمان نمیدانیم، احتیاج به آزادکنندهای داریم که ما را از این صندوق نجات بخشد.
عشق به وطن و باور به یک مسلک، برخاسته از عواطف والای انسانی است؛ عشقی که برخلاف شهوتهای زودگذر، ریشه در ازخودگذشتگی و ایمان دارد. چنین محبتی روح را تعالی میبخشد و انسان را به مرز فداکاری و فضیلت میرساند.
حضرت آیت الله جوادی آملی گفتند: اگر کسی درس بخواند و نتواند مدرّس خوب باشد یقین بداند عمرش را تلف کرده، برای اینکه این دروس امانتهای الهی است.
صاحب تفسیر مشکاة گفت: شناخت خداوند سبحان و معرفت ذات بیکران او، همواره یکی از محورهای اساسی معارف الهی بوده است.
بیخدایی مستلزم طرد اخلاق به شکل کلی نیست، اما ما را از درک بسیاری از اخلاقیات و تفسیر صحیح از آنها محروم میسازد.