در خشکسالی، بارورسازی ابرها راهحلی قطعی نیست؛ زیرا باران به فرمان خداست، چنانکه امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند آسمان و زمین مطیع اویند. خدای متعال خشکسالی را وسیله توجه انسان به درگاهش قرار میدهد تا نیاز مادی ما را به رشد معنوی پیوند دهد.
باید هرگاه لطف خدا را در پوشاندن عیبهای خود دیدیم، بهجای خوشدل شدنِ بیجا، به خود آییم و با شرمندگی زمزمه کنیم: «خدایا؛ شکر که رسوایم نکردی، کمکم کن تا اصلاح شوم.»
هر انسانی در قیامت با آن چیزی محشور میشود که در دنیا آن را دوست میداشت و برایش زندگی میکرد.
زندگی موفق و سعادتمند، آن زندگیای است که در آن، آرزوها و خواستههای نفسانی، صرفاً در خدمت هدف نهایی و غایت خلقت انسان (یعنی قرب الهی و رستگاری ابدی) قرار گیرند، نه اینکه خود این آرزوها به جای هدف نهایی، هدفگذاری شوند.
خطبه هشتاد نهج البلاغه پیرامون موضوع زن و ویژگی های فطری و شخصیتی آن است. آنچه این خطبه را متمایز می کند، تفاسیر و تعابیر متنوع و گاه دور از متن کلام امیرالمومنین است. پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ این خطبه را این چنین تفسیر کرده است:
مسئول اسلامی باید بداند که مقام، فرصت خدمت است نه امتیاز شخصی. در نگاه علوی، موفقترین مدیر کسی است که پس از کنارهگیری از مسئولیت، جز رضایت الهی و دعای خیر مردم برایش نماند.
هر اطاعتی از شیطان، مصداق عبادت شیطان است؛ یعنی هر چه مطابق امر الهی نباشد، اطاعت و عبادت شیطان است.
طبق فرمایش امیر مؤمنان علیهالسلام جوانی، سلامتی و فراغت، زمانهایی هستند که سختی کار کمتر است. اگر آمادهسازی برای آینده را به دوران پیری و بیماری موکول کنیم، انرژی لازم برای حرکت و عمل صالح را نخواهیم داشت؛ چرا که آن زمان، زمان «شغل» و سختی است.
معاد مبتنی بر روح بوده و بر اساس آن روح پس ازمرگ به بدن انسان دوباره باز میگردد، وقتی میگوئیم انسان در آخرت پاداش داده میشود، چیزی باید وجود داشته باشد تا آن پاداش یا کیفر را درک کند.
اندیشهی مرگ، اگرچه در ظاهر یادآور پایان است، اما در حقیقت آغاز نوعی بیداری است؛ بیداری از غفلت دنیا و بازگشت به معنای زندگی. یاد مرگ نه تنها زوال و فنا را به یاد نمیآورد، بلکه انسان را به سوی رشد، تقوا و انسانیت فرا میخواند.
جامعهای که در مسیر نافرمانی، بیعدالتی و بیتوجهی به ارزشها گام برمیدارد، آرامآرام برکت را از دست میدهد.
از آنجایی که هر چیزی آفتی دارد، یکی از آفات عبادت، تنبلی است. سستی و کاهلی در امر عبادت، یکی از نشانههای کمتوفیقی از جانب خداوند متعال است؛ چرا که نشاط در عبادت، منّتی بزرگ است از جانب معبود بر بندهاش، که سعادت دنیا و آخرتِ او را در پی دارد.
ما نباید هرگز فکر کنیم که دیگر کارمان از دست رفته و خدا ما را رها کرده است. این اطمینان قلبی، مانند یک لنگر محکم در میان تلاطمهای زندگی عمل میکند و به جای تسلیم در برابر سختیها، انسان را به جستجوی راهحلهای خلاقانه و توأم با امید ترغیب میکند.
گشوده شدن برخی اسرار در این نگاه است که باید پیش از آنکه خودمان به عنوان یک یادگار از دست رفته در کتاب تاریخ ثبت شویم، به سرنوشت پیشینیانی که شیفتهتر از ما بودند نگاه بیندازیم.
خطبه بدون الف امام علی (ع) یا خطبه مُونِقَه سخنرانی ای از امام علی (ع) که در آن، حرف الف به کار نرفته است. این خطبه در جمع گروهی از اصحاب پیامبر(ص) که درباره نقش حروف در کلام سخن می گفتند، به صورت فی البداهه (بی درنگ) توسط امام (ع) ایراد شد.
پراکندگی در حق به مراتب خطرناکتر از اتحاد در باطل است، زیرا در میدان عمل به رنجی بیثمر بدل میشود.
این روزهای پر آشوب تکرار تاریخ است؛ جامعهای که در آن نیکوکار بدکار محسوب میشود و جامعهای که در برابر پذیرش حق لجاجت میورزد و تنها مسیرهای انحرافی را میپذیرد و نیز مسئولانی که مشروعیت خود را از عدالت نمیگیرند، بلکه از عنصر قدرت و فریب میگیرند.
امیر مؤمنان علیهالسلام در روز بیعت مردم مدینه با علم به سرنوشت امت، هشدارهایی اساسی به مسئولان و پیشوایان جامعه اسلامی ارائه کردند.
نشست باشکوه نهجالبلاغه به ابتکار مرکز افکار اسلامی و با همکاری بنیاد ابوطالب، با حضور جمعی از علما و اندیشمندان در شهر کراچی پاکستان برگزار شد.
برخورد با ویژه خواران، آزمون بزرگ هر حاکم عادل است. اگر حاکم نتواند در برابر خواستههای اقتصادی اشراف و نزدیکان بایستد و بیتالمال را به آنان واگذار کند، اساساً مشروعیت خود را از دست داده است.
استاد حوزه علمیه قم گفت: بیش از پانصد و پنجاه روایت به امامزاده ناصرالحق انتساب دارد که در بین آنها دو خطبه امیرالمؤمنین علی (ع) و سه حکمت حضرت (ع) در نهج البلاغه می باشد.
خطبه ۹۵ کتاب شریف نهج البلاغه از خطبه های بسیاری عمیق و زیبای نهج البلاغه است.
یکی از اساتید حوزه علمیه با بیان اینکه نهجالبلاغه کتابی برای زیستن است نه صرفاً مطالعه، بر ضرورت ارتباط عمیقتر طلاب با این میراث گرانسنگ تأکید کرد.
در حکمت ۳۱ کتاب شریف نهج البلاغه شناخت پایه های ایمان مورد توجه واقع شده است.
اینکه انبیا معمولاً در فقر و در ظاهری ساده ظهور میکردند، به خاطر این بود که افراد با رغبت و میل عقلانیت ایمان بیاورند و الّا اگر مثل پادشاهان بودند مردم هیچ وقت به اینها ایمان نمیآوردند.
آیتالله العظمی جوادی آملی تأکید کرد: بسیاری از افراد از نظر علمی باسوادند، اما در عمل گرفتار جهالتاند و در تصمیمسازیهای خود عاقلانه رفتار نمیکنند. از اینرو انسان باید چنان زندگی کند که کارگاه تصمیمسازی درونیاش بر اساس عقل و تقوا عمل کند و تصمیمگیرنده فقط از آن تبعیت نماید؛ علم به تنهایی کافی نیست؛ بسیاری از دانایان در اثر نداشتن عقل عملی و تصمیمگیری صحیح، گرفتار جهالت در رفتار میشوند.
کلام امام علی (ع) گویای آن است کسانى که فرصتهاى زودگذر را با خوش باوری یا ضعف در برابر دشمن از دست مىدهند، همچون کفتار به خواب مىروند و در خانه خود به دام مىافتند.
حضرت آیت الله جوادی آملی با اشاره به روایتی از امیرالمومنین (ع) درباره ضرورت دوراندیشی گفتند: تصمیمگیریهای علنی و شتابزده نه تنها به نتیجه نمیرسد، بلکه مایهی زیان و پشیمانی خواهد شد.
حجت الاسلام و المسلمین تقوی گفت: امامزاده ناصرالحق راوی برخی از کلمات امیرالمؤمنین علی(ع) در نهجالبلاغه به شمار میآید.
بخشی از فرمان امیرالمؤمنین علی (ع) به مالک اشتر، به یکی از کلیدیترین اصول حکمرانی، یعنی اخلاق مسئولین در مواجهه با خواص و خویشاوندان، اختصاص دارد.