آیتالله حائری شیرازی با اشاره به ماجرای اصحاب کهف، یک توصیه مهم برای زندگی روزمره دارد: گاهی درست در لحظهای که احساس میکنیم برنده بحث هستیم، باید گفتوگو را متوقف کنیم؛ چرا که ادامه جدال میتواند یک اختلاف ساده را به کینه و فروپاشی رابطه تبدیل کند.
تربیت فرزند فقط با نصیحت و تذکر پیش نمیرود؛ گاهی یک بازی ساده میتواند راهی به دنیای او باز کند که دهها ساعت صحبتکردن نمیتواند. آیتالله حائری شیرازی(ره) معتقد بود پدر و مادر با ایجاد صمیمیت و رفاقت، اعتماد فرزند را به دست میآورند و وقتی اعتماد شکل گرفت، فرزند خودش برای سؤالکردن، یادگرفتن و پذیرفتن راهنماییها به سراغ والدین میآید.
آیتالله حائری شیرازی، حساسیت کودک در برابر بیمهری و رفتار نادرست را نشانهای ارزشمند دانست. خطر اصلی آن است که کودک بر اثر تکرار تحقیر و بدزبانی، نسبت به آسیبها بیحس شود. هدف تربیت، پرورش قدرت تشخیص و احساس مسئولیت درونی در فرزند است.
آیتالله حائری شیرازی (ره) در تحلیلی عمیق و تربیتی، قضاوت ناعادلانه والدین میان فرزندان را نه تنها یک خطای تربیتی، بلکه عاملی برای تخریب اعتقادات فرزندان میدانند.
مرحوم آیتالله حائری شیرازی، راز برجستگی شهید دستغیب را عطش عمیق او برای تهذیب نفس و همنشینی با انسانهای وارسته میدانست. ایشان تأکید میکند که ارتباط کوتاه با اولیای الهی میتواند مسیر زندگی انسان، بهویژه جوانان، را دگرگون سازد؛ ازاینرو به والدین توصیه میکند زمینه چنین دیدارهای تربیتی را برای فرزندان خود فراهم کنند.
محبتِ امیرالمؤمنین، رشتهی اتصالی است که حتی در اوجِ غفلت و لغزش، بندهی گنهکار را از غرق شدن در «ولایتِ طاغوت» نجات میدهد و با ایجاد انقلابی درونی، او را به توبه و طلبِ طهارت وامیدارد.
مرحوم آیتالله حائری شیرازی با هشدار نسبت به وابسته کردن دیگران در تصمیمگیریها، تأکید میکند مشورت باید قدرت تفکر و استقلال افراد را تقویت کند، نه اینکه آنان را محتاج کسب تکلیف دائمی سازد. به گفته ایشان، این وابستگیسازی ریشه در میل نفس به سلطه و سیادت دارد.
در تربیت فرزند، انسان باید آنچه در توانش است انجام دهد و نسبت به آنچه خارج از قدرت اوست، نگران نباشد. خداوند هرگز بیش از وسع انسان تکلیف نمیکند؛ پس وظیفه ما تلاش در حد توان و سپردن باقی امور به تدبیر الهی است.
فرزند آیتالله حائری شیرازی از نگاه عرفانی ایشان به نعمتهای الهی روایتی نقل کرده است که در آن، خریدن انارهای بهظاهر بیارزش، دریچهای تازه به معنای رزق و شکرگزاری میگشاید.
سال و انسان مثل هماند. دورۀ کودکی بهار زندگی است. جوانی تابستان زندگی است. از جوانی که آنطرف پا میگذاری، پاییز زندگی است. دورۀ پیری نیز زمستان زندگی است تا بهپایان رسد. عمر انسان نیز بهار و تابستان و پاییز و زمستان دارد. انسان باید به فکر فردای خودش باشد.
در نظام ولایت فقیه هم هر کسی باید به یک نحوی، امرش به امر ولایت فقیه بخورد. و هر شخصیتی را که به فرمانش توجه می کنی، باید به یک نحوی مربوط بشود به امام. اگر شد، ارزش پیدا میکند. چون ارتباط با امام برمیگرد به امام زمان و سپس رسول خدا و سپس خداوند. این می شود توحید. یعنی انسان تمام مأموریت هایش از یک جا نشأت بگیرد، اگر همه کارهایی که انسان می خواهد بکند، برگردد به امر خدا، این می شود توحید.
مرحوم آیت الله حائری شیرازی: هرگاه کارتان گره خورد، به امام رضا(ع) توسل کنید که گرهگشاست، زیرا شما در جوار ایشان زندگی میکنید و سایر ائمه نیز کارهایتان را به حضرت حواله میدهند.
معاویة بن یزید به حقداری امام سجاد(ع) اقرار کرد. علت را که جستجو کردند، دیدند معلم او «عمر القصوص» شیعه بوده و او را زنده به گور کردند. اما او پیش از آنکه زنده به گور شود، بنیامیه را زنده به گور کرده بود. قدرت معلم این است که خلاف جریان محیط شنا کند. شما هم مأیوس نباشید؛ میتوانید شاگردان انقلابی تربیت کنید.
این مملکت صاحب دارد. در اموری که از حد ما خارج است، نگران نباشید. اگر خدا را در مسائل در توانتان یاری کنید، خدا شما را در مسائل خارج از توان یاری میکند. حمله طبس خارج از حد ما بود و خدا طوفان فرستاد. اما در عملیاتها، این حد خود ماست و شهید میدهیم. روش تربیتی خدا تنبلی نیست. بهترین کمک خدا این است که گاهی کمک نکند تا قاسم سلیمانیها ساخته شوند.
چرا بعضی کودکان در هر جمعی بهسرعت به مرکز تنش تبدیل میشوند؟ آیا محبت زیاد عامل لوس شدن است یا کمبود آن؟ چگونه میتوان میان عشق به فرزند و پرورش شخصیتی متعادل، مرز درستی ترسیم کرد؟
وقتی بچه احساس عزت و اقتدارکند، اعتماد میکند و زمانی که اعتماد کند، فطرت حاکم میشود و طبیعت به سایه میرود. اگر در هفت سال ابتدایی فطرت بستر مناسبی برای مدیریت پیدا کند، در هفت سال دوم، به دلیل اعتمادی که به محیطش دارد، هیچ کاری پیش خود انجام نمیدهد و برای همه کارها حس پرسش گری دارد.
لحظات عمر ما را مسائل روزمره اشغال میکند و فرصت فکر کردن را از ما میگیرد؛ یک حادثه میآید ذهن انسان را مشغول میکند، هنوز آن حادثه پاک نشده، حادثه دیگری به آن وصل میشود. نتیجه این میشود که انسان بهوسیله مسائل روزمره و اتفاقاتی که هر لحظه و هر آن برایش پیش میآید، بمباران میشود. این حوادث، روز انسان را به قسمی اشغال میکنند و شب را به قسمی دیگر.
رسیدیم به ماه خدا؛ عیناً مثل وقتی است که میرسیم به حرم خدا. شب اول رمضان باید احساس لذت و عظمت کنی و این را به بچهها منتقل کنی تا احساس کنند در حرمند و پدرشان برخی امور را بر خود حرام میداند.
هر شوخی یا حرفی با همسر باید ابتدا با عقل سنجیده شود: آیا اگر آن را به خودتان میگفتند، خوشتان میآمد؟ اگر نه، آن را بیان نکنید. بسیاری شوخیها در واقع انتقام یا توهین است که طرف را مجروح میکند. مشکل ما در تطبیق عملی آموزههاست، نه تئوری.
پدر باید رفیق اول فرزندش باشد. وای به حال پدری که رفیق دوم فرزندش است. میدانی چکار میکند این بچه؟ هر چه از بابایش بشنود میرود با رفیق اولش مطرح میکند. اگر او تایید کرد، قبول میکند؛ وگرنه قبول نمی کند.
مسئولیتپذیری در کودک، امری دستوری و ناگهانی نیست؛ بلکه نتیجهی تقویت تدریجی شخصیت اوست. تا زمانی که کودک احساس ارزشمندی، احترام و توانمندی نکند، نمیتوان از او انتظار پذیرش مسئولیتهای بزرگتر را داشت. هرچه شخصیت کودک رشد کند، ظرفیت او برای قبول مسئولیت نیز افزایش مییابد.
از نگاه آیتالله حائری، شعر حافظ بازتاب حالات درونی انسان سالک است. او باور دارد هر کس روح و حالتی شبیه حافظ پیدا کند، زبانش ناخودآگاه با اشعار او هماهنگ میشود.
روایت «رَحِمَ اللهُ مَنْ أَهْدَی إِلَیَّ عُیُوبِی» ما را به پذیرش نقد و اصلاح خود دعوت میکند. گفتن عیب با نیت خیر، خدمتی بزرگ است؛ چه در خانه، چه در جامعه، و نشانهای از تواضع واقعی.
آیت الله محیالدین حائری شیرازی به عنوان یک روحانی برجسته شیعه در تربیت فرزندان خود خصوصاً دخترشان نگاهی خاص مبتنی بر نگاه اسلام به تربیت دختر به عنوان مادران آینده داشتهاند.
آیتالله حائری شیرازی تأکید میکند که تربیت فرزند تنها با آموزش علمی کامل نمیشود. برای ساختن انسانی صالح و عالم، باید برای باسواد شدن و برای دینداری و مسئولیتپذیری هزینه کنیم.
از جمله مزیتهای کتاب «راه رشد»، طرح مباحث تربیتی به زبانی ساده از سوی مرحوم آیتالله حائری شیرازی است که توانست مخاطب از گروههای مختلف را به خود جذب کند.
آیتالله محقق داماد در گفت و گویی عوض شدن سرنوشت دکتر قریب را نقل می کند.
مرحوم آیت الله حائری شیرازی می فرماید: اگر کسی را مغرور و محجوب کرد، خداوند از سرِ لطف و رحمتی که به او دارد، آن حالات را قطع میکند تا او چابک شود و از حرکت باز نماند.
مرحوم آیت الله حائری شیرازی با اشاره به آیات خداوند درباره جهنم و بهشت تاکید میکنند: هدف از این آیات ایجاد انگیزه برای دوری از جهنم و نزدیکی به بهشت است نه اینکه به افراد تازه کار بگوییم تو برای بهشت و جهنم کار نکن.
مبلغ / حجت الاسلام علیرضا پیروزمند می گوید: با وجود تلقی ساده لوحانهای که نگاه ابزاری به فناوری دارد؛ فناوری مبنا دارد و اگر این مبنا تغییر کند سرنوشت فناوری نسبت به اینکه چه فناوری و بر چه اساس و منظوری ساخته شود، متفاوت خواهد بود.