نوجوانی فراتر از یک بحران ساده است؛ تشخیـص بهموقع مرز میان رفتارهای معمول بلوغ و اختلالاتی چون افسردگی، نیازمند تغییر رویکرد تربیتی از مدیریت دستوری به مشاوره و حمایت است. با تقویت پیوند عاطفی و پرورش تابآوری، میتوان چالشهای این دوره حساس را به فرصتی برای رشد و بالندگی نسل نو تبدیل کرد.
آموزش امنیت به کودک، فراتر از ترساندن اوست؛ تغییر رویکرد از «دوری از غریبهها» به «شناخت رفتارهای امن»، کلید توانمندسازی اوست. بهجای بیاعتمادی مطلق، والدین باید با آموزش مهارت «نه» گفتن و تعریف «بزرگسال امن»، فرزندشان را برای مواجهه با تهدیدها آماده کنند. در این مسیر، حفظ آرامش خانواده و پرهیز از پنهانکاری، ضامن سلامت روان کودک است.
افسردگی در زنان همیشه با غم ظاهر نمیشود؛ گاهی در قالب کمالگرایی یا «افسردگی خندان» پنهان است. ریشه این وضعیت اغلب در «بار ذهنی» و فشارهای چندگانه شغلی و خانگی و در نبود حمایت اجتماعی نهفته است که به افسردگی بالینی بدل میشود. گاهی این خستگی، صدای ذهن برای دریافت توجه و حمایت است. پیش از مزمن شدن این وضعیت، گوش دادن به نشانهها و مراجعه به متخصص، بهترین راه برای بازگشت به آرامش است.
نماز میخوانیم، دعا میکنیم، قرآن میخوانیم و از خدا سخن میگوییم؛ اما گاهی هنوز گرفتار اضطراب، ترس از آینده و حسرت گذشتهایم. چرا دینداری همیشه به آرامش نمیرسد؟ شاید مسئله کمبود عبادت نباشد؛ شاید خدا را عبادت میکنیم، اما هنوز نتیجه زندگی را به او نمیسپاریم. آرامش در منطق قرآن و سیره پیامبر(ص)، به معنای زندگی بدون مشکل نیست؛ یعنی در میان طوفانهای زندگی، تکیهگاهی داشته باشیم که دل را از فروپاشی نجات دهد.
برخورد صحیح با نوجوان وسواسی نیازمند دانش و صبر فراوان است. این اختلال معمولاً تلاشی ناخودآگاه از سوی نوجوان برای یافتن آرامش در میان طوفان استرسهاست. با ریشهیابی درست و کاهش فشارهای محیطی، میتوان مسیر درمان این اختلال اضطرابی را هموار کرد.
شاید شما هم متوجه شده باشید که اکثر افراد تمایل دارند بیش از اتفاقات و برداشتهای مثبت، روی موضوعات و اخبار مربوط به اتفاقات و برداشتهای منفی تمرکز کنند؟
اضطراب در دوران نوجوانی تجربهای نسبتاً رایج است و به دلیل تغییرات جسمی، ذهنی و اجتماعی این دوره بروز میکند. هرچند اضطراب خفیف واکنشی طبیعی به فشارهای زندگی است، اما اگر شدید یا مداوم شود میتواند بر تحصیل، روابط اجتماعی و سلامت روان نوجوان اثر منفی بگذارد.
در دنیای پرشتاب امروز، کودکان بیش از همیشه تحت تأثیر محیط و خانواده قرار دارند. هرچند مدرسه و درس جزو مهمترین بخشهای زندگی آنهاست، اما چیزی که اغلب کمتر به آن توجه میشود، اثر مستقیم رفتار و نگرش والدین بر سلامت روان فرزندان است. نگرانیها و اضطرابهای والدین میتواند بهطور ناخواسته به کودک منتقل شود و بر اعتمادبهنفس، آرامش و تعامل اجتماعی او تأثیر بگذارد.
استرس و اضطراب نسبت به جریانات روزمره زندگی تا حدی قابل قبول است ولی خروج آن از حالت طبیعی، لطمه های جبران ناپذیری به روح و جسم انسان وارد می کند.
شاید لازم نباشد یک والد کامل باشید. فقط کافی است یک والد نسبتاً پایدار و در دسترس بمانید، در نگاه دینی گفته میشود که صبر فقط تحمل کردن نیست، بلکه نوعی نگه داشتن تعادل در شرایط سخت است. یعنی ممکن است درون ما ناآرام باشد، اما بتوانیم در رفتار همچنان همراه و متعادل بمانیم.
یک روانشناس بالینی گفت: مغز نوجوان به دلیل تکامل نیافتن بخش منطقی و فعال بودن بیشازحد سیستمهای هیجانی و ترس، در شرایط جنگ و مواجهه با اخبار تهدیدآمیز، آسیبپذیرتر از بزرگسالان است و اضطراب شدیدی را تجربه میکند و تمرینهایی مانند ضربان جنبش و تحرک بدنی،نفس کشیدن، برش خبر و جرعه ژورنال امید میتواند اضطراب آنان را کاهش دهد.
مغز ما تفاوتی بین «خطرِ در گوشی موبایل» و «حمله به یک شکارچی در بیشه» قائل نمیشود. نتیجه؟ اضطرابی مداوم که خواب، تمرکز و سلامت ما را نشانه میگیرد.
نوروز امسال، نه یک جشن تجملاتی، بلکه یک «سنگر فرهنگی» است که مادر خانواده، فرمانده آن است.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید حواسمان به نوجوانان باشد چرا که آنها در حساسترین فصل زندگی خود، ناگهان با چهره عریان خشونت و فقدان روبرو شدهاند و برای عبور از این تندباد، به تکیهگاهی آگاه نیاز دارند.
رسانهها میتوانند با ایفای مسئولانه نقش خود، به طور قابل توجهی به تقویت تابآوری اجتماعی، حفظ انسجام ملی و اتحاد، و عبور موفقیتآمیز جامعه از دوران بحران و جنگ کمک کنند.
اضطراب، واژهای آشنا برای انسان معاصر است؛ از شلوغیهای روزانه و فشار اقتصادی تا نگرانیهای خانوادگی و آیندهٔ نامعلوم. اما سنت اسلامی، قرنها پیش از شکلگیری روانشناسی مدرن، دربارهٔ آشوب درون سخن گفته و برای آن نسخههایی عملی ارائه کرده است.
در عصر شبکههای اجتماعی، زیبایی دیگر یک معیار ثابت نیست؛ بلکه پدیدهای لحظهای و ترندشده است. هر ژل لب، هر زاویه صورت یا فرم بینی، میتواند به سرعت از مد بیفتد و موجی از اضطراب و مقایسه در میان نوجوانان و جوانان ایجاد کند. اینجاست که ظاهر، بیش از آنکه نشانه فردیت باشد، به میدان نبرد روانی تبدیل میشود.
بالا و پایین کردن اخبار، گفتگوهای سیاسی و اقتصادی، حرف از اجاره و قسط و سبدکالا، جای آرامش خانواده این وسط کجاست؟!
مصیبتهای زندگی تنها حوادث تلخ نیستند؛ روایات نشان میدهند آنها درمانگر پنهان گناهانند. امام علی(ع) هشدار میدهند برخی مشکلات، زمینهساز پاکشدن از گناهان قبل از ملاقات با خداست.
افکار تکرارشونده مثل "نمازم قبول شد؟" یا "نجس نشدم؟" ممکن است نشانه وسواس مذهبی باشد. این اختلال با اضطراب و رفتارهای اجباری همراه است و نیاز به درمان دارد که در این مصاحبه به آن پرداخته شده است.
شرح حدیثی از امیرالمومنین على عليه السلام در غرر الحکم 346 نقل شده است.
یکی از مهمترین چالشهای درمان وسواس، اشتباه گرفتن «نیتِ واقعی» با «فکرِ وسواسی» است؛ جایی که فرد هر خطور ذهنی را بهمنزله قصد قطعی قلمداد میکند و گرفتار اضطراب و احساس گناه میشود. در این روند درمانی، به بیمار آموزش داده میشود چگونه مرز میان اراده واقعی و فکر تحمیلی را تشخیص دهد و از فشار و تحریفهای وسواس رها شود.
فرهاد قنبری از کاربران فضای مجازی در مطلبی به علل طولانی بودن عمر روحانیون نسبت به سایر اقشار پرداخت. به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، علت طول عمر طولانی عموم روحانیون بر اساس تجربه شخصی و شناخت نزدیکی که از چند طلبه دارم: – عدم استفاده از الکل و مواد مخدر و دخانیات(ملا و طلبه […]