گاهی آنچه والدین از سر محبت برای حل مشکلات فرزندشان انجام میدهند، بهجای تقویت او، وابستگی میسازد؛ از حل کردن یک مشکل ساده تا تذکرهای همیشگی، رفتارهایی که قرار است کمککننده باشند میتوانند فرصت استقلال و اعتمادبهنفس را از کودک بگیرند.
پژوهشگر قرآنی با تأکید بر تفاوت «احساس گناهِ مسموم» و «توبه سازنده» میگوید: توبه در روانشناسی معنوی نه ابزاری برای تحقیر انسان، بلکه فرآیندی برای پذیرش مسئولیت، بازسازی اعتمادبهنفس و آغاز دوباره است؛ بهگونهای که اگر گناه به رشد اخلاقی منجر شود، بهجای آسیب روانی میتواند نقش «سمزدایی» داشته باشد. به گفته زهرا عاصمی، فهم رابطه دین و روان نیز زمانی دقیقتر خواهد بود که باورهای معنوی بدون تقلیلدادن آنها به صرفاً پدیدههای روانشناختی، در بستر فرهنگی و دینی هر جامعه بررسی شوند.
ریشهی بسیاری از تنشهای خانوادگی در نادیده گرفتن «منحصربهفرد بودن» انسانهاست. تفاوت در توانمندیهای فکری، نیازهای عاطفی و محیطهای تربیتی، ثابت میکند که قیاس، مبنایی باطل دارد.باید یاد بگیریم که هر فرد را فارغ از هرگونه مقایسه و تنها بر مبنای ظرفیتهای خودش بشناسیم.
مشاور تخصصی خانواده گفت: خانواده زیربنای اصلی شکلگیری مهارتهای اجتماعی است اما برای مقابله با چالشهایی نظیر اضطراب اجتماعی، ترس از قضاوت و انزواطلبی در جوانان، باید بستر گفتوگوهای هدفمند را از فضای امن خانه به محیطهای آموزشی همچون مدارس و دانشگاهها گسترش داد تا مهارتهایی چون «نه گفتن»، همدلی و ارتباط موثر در آنها نهادینه شود.