حجتالاسلام والمسلمین ناصر رفیعی با اشاره به جایگاهِ اقتصاد و معیشت در آموزههایِ اسلامی، بر ضرورتِ حفظ و ذخیرهیِ داراییها تأکید کرد.
در منابع اسلامی، دعاها، نمازها و اعمالی برای طلب روزی، افزایش برکت و رفع فقر و تنگدستی توصیه شده است. از تلاوت سوره واقعه و آیات پایانی سوره حشر گرفته تا نماز حاجت و سفارش به صدقه، استغفار و صله رحم، این اعمال به عنوان راهکارهای معنوی برای طلب رزق حلال و گشایش در زندگی معرفی شدهاند.
بر اساس آموزههای دینی، خوششانسی و گشایش در امور زندگی تنها به عوامل مادی محدود نمیشود. در روایات اسلامی، دعا، صدقه، خوشاخلاقی و صلهرحم از عوامل مؤثر در افزایش رزق و برکت معرفی شدهاند و برای برخی دعاها و نمازهای مستحبی نیز آثار ویژهای در وسعت روزی و رفع تنگنای معیشتی بیان شده است.
در فرهنگ ارزشمند زندگانی پیامبراعظم (ص) به دو بُعد زندگانی انسان یعنی بعد معنوی و بعد مادی توجه خاص شده است.
فقر و ثروت در نگاه دینی نه نشانه بیایمانیاند و نه ایمان را از بین میبرند، بلکه هر دو وسیلهای برای آزمون الهی و سنجش ایمان انساناند.
قرآن از معاملهای سخن میگوید که در آن بخشیدن، کمکردن نیست؛ تکثیر است. در منطق وحی، یک دانه میتواند هفتصد برابر شود و انفاق، سرمایه را در چرخهای الهی چندبرابر کند.
در میان اعمال توصیهشده قرآنی، ختم سهروزه سوره قدر به عنوان یکی از مشهورترین شیوههای طلب حاجت شناخته میشود؛ ذکری ساده اما پررمز و راز که بنا بر نقلهای دینی برای وسعت روزی، شفای بیماران، گشایش بخت و افزایش مهر و محبت میان زوجین توصیه شده است.
آیا فقر ایمان را تضعیف میکند و ثروت به بیایمانی میانجامد؟ آموزههای قرآن و روایات اهلبیت(ع) نشان میدهد که نه فقر نشانه بیدینی است و نه ثروت علامت سقوط معنوی؛ بلکه هر دو صحنهای برای امتحان الهی و سنجش صبر، شکر و تقوای انساناند.
ثروت میتواند انسان را فریب دهد و او را دچار توهم بینیازی از خدا کند، چرا که احساس قدرت و کنترل بر زندگی، رابطه با خالق را کمرنگ میکند. قرآن در آیات ۷۸ تا ۸۴ سوره قصص، داستان قارون را نقل میکند؛ مردی که ثروتش را محصول علم خود میدانست و غرور او سرانجام به فرو رفتن در زمین و نابودی انجامید.
حجتالاسلام ابراهیم لشنی زند با تفسیر حکمت ۵۸ نهجالبلاغه گفت: مال، عامل اصلی تحریک شهوت و زمینهساز افراط و تفریط نفس است. وی قناعت را حیات طیبه و تنها راه مهار تمایلات نفسانی دانست.
در مکتب اسلام، هدف از انفاق تنها فقرزدایی نیست، بلکه رشد انفاق کننده نیز مطرح است. دل کندن از محبوبهای خیالی و شکوفاشدن روح سخاوت، از مهمترین آثار انفاق برای انفاق کننده است.