در آیات ۴۶ تا ۴۸ سوره شعرا، درست همانجایی که عصای موسی(ع) همه سحرها را میبلعد و ساحران بیدرنگ به سجده میافتند، قرآن لحظهای را روایت میکند که هیمنه پرهیاهوی فرعون ناگهان فرو میریزد، صحنهای که نشان میدهد دشمن هرچقدر هم بزرگ به نظر برسد، شکستش میتواند در چند ثانیه رقم بخورد.
خداوند در آیه نخست سوره شعرا، پیامبر را خطاب قرار میدهد و او را از اندوه جانفرسای بیایمانی مردم بازمیدارد؛ اندوهی که نشان میدهد مشکل امت، نبود آیه و نشانه نیست، بلکه رویگردانی آگاهانه از حقیقت است.
در سوره فرقان خدا از شکایت پیامبر از همه امتش در طول تاریخ خبر داد که فرمود خدایا این قوم من قرآن را مهجور کردهاند.
قرآن، مستکبرانِ فاقدِ اَیمان را دشمنانی میداند که یمین، عهد و قرارداد را محترم نمیشمارند و پیوسته خیانت میورزند. چون «لا أیمان لهم»، نه دوست و نه دشمن از مکرشان در امان نیست؛ بنابراین اعتماد به چنین پیمانشکنان، امری جاهلانه و سفیهانه است.
در آیات پایانی سوره مؤمنون، خداوند پرده از پایان کار کسانی برمیدارد که عمرشان را با تکبر، استهزا و ستم گذراندند، آنها اعتراف میکنند اشتباه کردهاند، اما پشیمانی در آن روز نه دردی را درمان میکند و نه دری را میگشاید، زیرا فرصت بازگشت تمام شده است.
آیات ۸۴ تا ۸۹ سوره مؤمنون قدرتطلبانی را به چالش میکشد که چنان دچار غرور شدهاند که گویی نقش خدا را برای خود قائلاند. قرآن با پرسشهای پیدرپی، ضعف این قدرتهای پوشالی را برملا میکند و نوید میدهد که عقوبت چنین طاغوتهایی دیر نخواهد بود.
در سوره مؤمنون، قرآن پرده از الگویی برمیدارد که صاحبان قدرت برای توجیه رفتارهای خود به آن پناه میبرند، الگویی که با انکار حسابرسی و نفی پیامدهای ظلم، راه را برای جنایت هموار میکند. همین منطق توجیهگر که بنیاسرائیل را به سقوط کشاند، امروز نیز در رفتار جریانهای اشغالگر دیده میشود.
آیه ۱۸ سوره مؤمنون با یادآوری نزول حسابشده آب نشان میدهد که جهان زیر تدبیر الهی است، نه محصول اراده قدرتهای زمینی. همان انکاری که مشرکان داشتند، امروز نیز در رفتار قدرتهایی دیده میشود که خود را مالک طبیعت و تاریخ میپندارند، نقطه آغاز دشمنی با حقیقت، همین نادیدن نشانههای روشن است.
در آیات ۶۵ تا ۷۲ سوره حج، خداوند پرده از ماهیت دشمنانی برمیدارد که با جنجال، تهدید و جدال بیدانش میدانداری میکنند، اما در برابر قدرت مطلق الهی هیچ جایگاهی ندارند. این آیات یادآوری میکند که پشت تمام هیاهوی دشمن، ضعف و سردرگمی نهفته است.
قدرتهای اشغالگر امروز همان مسیری را میپیمایند که جباران هلاکشده گذشته رفتند، مسیری آمیخته با تحریف حقیقت و ادامه ظلم. آیات ۴۷ تا ۵۵ سوره حج هشدار میدهد که تأخیر عدالت بهمعنای امانگرفتن مستکبران نیست و سقوط آنان در اوج غرور رقم میخورد.
دشمنان حق هرچقدر با قدرتنمایی، تحریف یا فشار روانی به میدان بیایند، سرانجامی جز رسوایی و شکست ندارند؛ زیرا طبق بیان آیه ۳۸ سوره حج، خدا خود مدافع مؤمنان است و خیانتپیشگان را بیپشتیبان رها میکند.
در آیات ۳۸ تا ۵۱ سوره طه، خداوند از ماجرای پرورش موسی(ع) در کاخ فرعون میگوید؛ جایی که ایمان در دل استکبار جوانه زد تا نشانی باشد از پیروزی اراده الهی بر نقشههای دشمن.
خدا در سوره کهف ذوالقرنین را به عنوان رهبری و فرمانروایی معرفی میکند که در اوج قدرت، معیارش اقامه عدالت و مقابله با فساد بود و نشان داد که قدرت زمانی ارزشمند است که در مسیر حق بهکار گرفته شود و اگر از این مسیر منحرف شود به منبع تباهی تبدیل خواهد شد.
خدا در سوره مبارکه رعد به برخی شگردهای دشمن مانند پیمانشکنی، اشاعه فساد، ایجاد ترس، ترویج دنیاطلبی و … که با آن به دنبال نابود کردن جامعه ما است، اشاره میکند.
در آیات ۱۲ تا ۲۵ سوره مریم، چهرهای از دشمنی آشکار میشود که پشت نقاب دینداری پنهان شده است؛ همانهایی که در زمان یحیی و مریم علیهماالسلام، با زبان تهمت و قضاوت، پیامبران خدا را آزار دادند، امروز نیز در قالب دینفروشی و ظاهرسازی، ایمان مردم را هدف گرفتهاند.
خدا در سوره کهف نشان میدهد همانگونه که موسی با شتاب در قضاوت، گرفتار خطا شد، ملتها نیز اگر در برابر حوادث پیچیده صبر استراتژیک نداشته باشند، تحلیلهای سطحی و هیجانی جای حقیقت را میگیرد و این دقیقاً همان نقطهای است که دشمن امروز برای نفوذ و برهمزدن انسجام جوامع روی آن سرمایهگذاری میکند.
در ماجرای دیدار حضرت موسی(ع) و خضر(ع) در آیات ۶۲ تا ۷۴ سوره کهف، خدا از خطری سخن میگوید که ریشه در تاریخ بنیاسرائیل دارد، بیماری فکری و درونی که با ظاهری از علم و عدالت، انسان را از فهم حقیقت دور میسازد و اگر شناخته نشود، امتهای امروز را نیز به همان سرنوشت دچار میکند.
بر اساس آیه ۵۶ سوره کهف، دشمنان پیامبران همواره باطل را در برابر حق مینهادند تا آن را خاموش کنند؛ روشی خطرناک که امروز نیز در قالب رسانه، تحریف واقعیت و وارونهنمایی حقیقت، همچنان ادامه دارد.
در آیه ۴۶ سوره کهف، خداوند هشدار میدهد که «المال والبنون زینة الحیاة الدنیا»؛ مال و فرزند زینت زندگی دنیویاند، اما همین زینت اگر هدف شود، به سلاحی مرگبار در دست دشمن تبدیل میشود، تا ایمان ما و نسل ما را نشانه بگیرد.
خدا در سوره کهف داستان مردی را بیان میکند که فریب رفاه و دارایی خود را خورد و از یاد خدا غافل شد و با غرور و غفلت از درون شکست خورد. این آیات نشان میدهد گاهی دشمن ایمان، بیآنکه گلولهای شلیک کند، با نفوذ در دل انسان، سختترین ضربه را وارد میکند.
در جهانی که دشمنان ایمان با ابزار رسانه، سیاست و تردید به دلها نفوذ میکنند، تنها یاد خدا و پیوند دائمی با اوست که سدی محکم برابر سلطه آنان میسازد. آیه ۲۴ سوره کهف یادآور میشود که فراموشی خدا، دروازه نفوذ دشمن و بیداری دل، مهمترین راه مقاومت در برابر دشمن است.
خدا در سوره اسراء تصویری تاریخی و همزمان امروزی از دشمنی یهود و بنیاسرائیل را ارائه میدهد. آنان در ظاهر اهل کتاباند، اما در باطن، دشمن هستند، ابتدا به دنبال سازشند و بعد از پشت شمشیر میزنند.
خداوند در سوره مبارکه ابراهیم میفرماید که اگر پیامبران و مؤمنان صبر کنند، دشمنان نابود خواهند شد. دشمن هرچقدر قدرتنمایی کند، سرنوشت نهایی او برابر جبهه حق شکست و نابودی است و در واقع این قدرتنمایی سرابی بیش نیست.
خدا در سوره نحل میفرماید که دشمنان با همه ابزارهای جنگ روانی، اقتصادی و حتی ترور شخصیتی به سراغ پیامبر آمده بودند. این نکته نشان میدهد که یکی از ابزارهای دشمن در هر زمان، فرسودهسازی از طریق فشارهای روحی و روانی است. درمان این تاکتیک، تکیه بر صبر، اتکا به خدا و خویشتنداری است.
خداوند در سوره مبارکه ابراهیم با ذکر مثالهایی از طبیعت، حقیقت ایمان و بیایمانی را نشان میدهد و از سوی دیگر، پرده از چهره دشمنان برمیدارد. دشمنشناسی در این آیات از آن جهت اهمیت دارد که دشمن همواره میکوشد ایمان ریشهدار را متزلزل و کفر بیریشه را پایدار جلوه دهد.
خدا در سوره حجر با بیان اینکه دشمنان دین گاهی با جلوهگری دنیا، مؤمنان را تحت تأثیر قرار میدهند، میفرماید که فریب رفاه موقتی دشمنان را نخورید زیرا این نعمتها به زودی از آنان گرفته خواهد شد.
خدا در سوره نحل میفرماید که دشمن تلاش میکند با وسوسه، تحریف یا تردید نسبت به دستورات خدا ما را دچار انحراف کند و در واقع این راهبردی نرم است که دشمن با آن مردم را منحرف میکند.
خدا در سوره مبارکه نحل، قرآن را راهنمای کامل برای غلبه بر دشمنان معرفی میکند و در واقع قرآن سلاحی است که با آن میتوان هر دشمنی را شکست داد.
دشمن، ابزارهایی میسازد تا انسان را از خدا جدا کند؛ خواه بت سنگی باشد یا بتهای مدرن همچون قدرت، ثروت، رسانه و شهوت. اما این بتها در روز بحران هیچ سودی ندارند.
خدا در سوره نحل به مجموعهای از نعمتها اشاره میکند و به انسان هشدار میدهد که دشمنان اصلی او (اعم از شیطان، مستکبران و مشرکان) میکوشند این نعمتها را به ابزار غفلت، اسارت و سلطه تبدیل کنند.