حضرت آیت الله مکارم شیرازی تأکید کردند: مستکبران عالم دست از ایذا و آزار مسلمانان برنمی دارند و هر زمان که مسلمانان یک گام عقب نشینی کنند آنها یک قدم جلوتر می آیند. آنها زمانی از ما راضی خواهند شد که با اسلام خداحافظی کنیم.
در اوج تهدید دشمن، قرآن راه پیروزی را در «ذکر کثیر» میداند، آنجا که در آیه ۴۱ سوره احزاب میفرماید که «اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْرًا کَثِیرًا»؛ یاد خدا است که ترس را میشکند و معادله جنگ را تغییر میدهد.
وقتی قرآن در آیات آغازین سوره یس از بسته شدن راههای ادراک و ناتوانی دشمن در دیدن حقیقت سخن میگوید، در واقع از بنبستی پرده برمیدارد که نتیجه لجاجت و دشمنی با حق است، بنبستی که نهتنها قدرت تشخیص را از متجاوز میگیرد، بلکه او را قدمبهقدم به سوی شکست نزدیکتر میکند.
در میانه فشارهای دشمن، قرآن با یادآوری سرنوشت تکذیبکنندگان پیشین در آیات ۱۹ تا ۳۰ سوره فاطر، افقی روشن پیش روی مؤمنان میگشاید، صبر در این مسیر. ایستادگی آگاهانه بر سنتی استوار است که هرگز تغییر نمیکند و سرانجام، دشمن را در همان مسیر ظلمش به مجازات خواهد رساند.
در دل آیات ۱۲ تا ۱۸ سوره فاطر، آنجا که قرآن از تفاوت نور و ظلمت و نابینا و بینا سخن میگوید، یک حقیقت روشن میشود، جبهه حق هرگز تنها نیست. سنتهای الهی در عالم جاری است و همانگونه که باطل را از حق جدا میکند، مقاومت را به ثمر میرساند و دشمن را در مسیر حتمی حساب و مجازات قرار میدهد.
قرآن در آیات ۵ و ۶ سوره فاطر با هشداری صریح، میدان اصلی نبرد را نه فقط در صحنه درگیری، که در ذهنها و باورها ترسیم میکند، آنجا که وعده حق الهی در برابر وسوسهها و فریبها قرار میگیرد و مقاومت، معنایی عمیقتر از ایستادگی نظامی پیدا میکند.
قرآن با صراحت اعلام میکند «جاء الحق و ما یبدئ الباطل و ما یعید»، این آیات تصویری روشن از سرنوشت دشمن ترسیم میکنند؛ جایی که توهم قدرت فرو میریزد، راههای گریز بسته میشود و جبهه باطل در بنبستی قطعی، نتیجه ایستادگی در برابر حق را با تمام وجود لمس میکند.
در میانه هجوم دشمن، قرآن خطر نفوذ و جنگ روانی در درون را هم جدی میگیرد. در آیه ۶۰ سوره احزاب هشدار میدهد که «لَئِن لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ... لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ» راهبرد روشن است، با دشمن بیرون بجنگ، نفوذی را هم در درون مهار کن.
در روزگاری که دشمن با انکار، تمسخر و فشار میکوشد جبهه حق را به عقب براند، خدا در سوره سبأ یک حقیقت را یادآور میشود، اینکه ایستادگی، مقدمه نصرت الهی است. خدا با فراهم کردن ابزار، قدرت و امدادهای پنهان، مسیر پیروزی را هموار میسازد.
سران آمریکا با توهم خود که برخاسته از تفکرات افراطی صهیونیسم مسیحی است، خود را بالاتر از مسیح میدانند.
آیات آغازین سوره سبأ یادآور یک حقیقت اطمینانبخشاند، اینکه هیچ تلاشی در مسیر ایمان و ایستادگی بیپاسخ نمیماند. خداوند که بر همه هستی احاطه دارد و در دل سختترین میدانها، نصرت الهی به سوی جبهه حق در حرکت است.
در اوج فشارها و هجوم دشمن، آنچه امید را زنده نگه میدارد، تکیه بر قانونی تغییرناپذیر است، همانگونه که خدا در آیه ۳۸ سوره احزاب از «سنت الهی» سخن میگوید. این سنت نشان میدهد که اگر جبهه حق بر وظیفه خود بایستد، فرجام کار به شکست دشمن و تحقق وعده الهی خواهد انجامید.
دشمنشناسی در قرآن یک موضوع حاشیهای یا صرفاً تاریخی نیست؛ بسامد بالای مفاهیمی چون «کفر»، «نفاق»، «عداوت» و «ضلالت» و حتی فزونی آیات این حوزه بر آیات الاحکام، نشان میدهد که قرآن، شناخت دشمن را پیششرط بقا و پیشرفت جامعه ایمانی میداند. در روزگار ما که میدان نبرد به «جنگ روایتها و ادراکها» تبدیل شده، این ضرورت دوچندان است؛ چراکه بدون تشخیص دقیق دشمن، جامعه در برابر فتنهها، توطئهها و نفوذها آسیبپذیر خواهد بود.
در میانه هجوم دشمن و تنگنای میدان، قرآن وعدهای متفاوت میدهد که هرجا فشار بیشتر شود، امداد الهی نیز افزونتر خواهد بود. چنانکه در سوره احزاب، با تأکید بر پاداش مضاعف صبر و اطاعت، نشان میدهد خدا در دل بحران، جبهه مؤمنان را تقویت میکند.
خدا در سوره احزاب نشان میدهد که هجوم دشمن نه نشانه پیروزی، بلکه آغاز شکستش و رسوایی اهل نفاق و خیانت و همچنین نزدیک شدن به وعده الهی است، همان وعدهای که سرانجام، شکست دشمن و سربلندی مؤمنان را رقم میزند.
قرآن در سوره سجده، از روزی میگوید که دشمنان با حسرت میگویند «رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَ سَمِعْنَا»، اما دیگر راه بازگشتی نیست زیرا آتشی که افروختند، دامان خودشان را گرفته است این وعده قطعی خداست.
خدا در سوره لقمان عاقبت جنگ حق و باطل را ترسیم میکند و میفرماید آنان که با «لهو الحدیث» راه خدا را میبندند، به «عذاب خوارکننده» گرفتار میشوند و مؤمنان استوار به «جنات نعیم» وعده داده شدهاند. این وعده الهی یعنی نتیجه جنگ از همین حالا روشن است، عزت برای جبهه ایمان و ذلت برای دشمن.
قرآن در آیات ۳۱ و ۳۲ سوره روم هشدار میدهد که خطر اصلی نه در سلاح دشمن، بلکه در ابزاری قویتر به نام تفرقه است، از این آیه برای ما روشن میشود که تفرقه و چنددستگی، همان سلاح پنهانی است که دشمن برای ضربه زدن به کار میگیرد.
دشمن شاید در هیاهوی جنگ و برتریهای مقطعی، خود را پیروز ببیند، اما قرآن در سوره روم، این تصویر را وارونه میداند آنجا که از سطحینگری جبهه باطل سخن میگوید و تأکید میکند که «یعلمون ظاهراً من الحیاة الدنیا…». همین نگاه دشمن را در مسیری قرار میدهد که پایانش سقوطی قطعی و سنتی تکرارشونده در تاریخ است.
آیاتى از قرآن در جزء بیست و پنجم نشان میدهد مؤمنان در برابر تجاوز دشمن نباید دچار ترس و انفعال شوند؛ قرآن در سوره شوری تأکید میکند وقتی به آنان ستم میشود، باید از خود دفاع کنند و تسلیم نشوند.
مؤمن باید در برابر دشمن، نه تنها جسور و مقاوم باشد، بلکه آگاهانه و منظم اقدام کند.
قرآن به مؤمنان وعده میدهد که در سختترین شرایط نیز تنها نیستند. در آیه ۳۰ سوره فصلت آمده است که کسانی که گفتند «پروردگار ما خداست» و بر این ایمان استقامت کردند، فرشتگان بر آنان نازل میشوند و به آنان میگویند نترسید و اندوهگین نباشید امدادهای الهی در راه است.
در آیات ۴۶ تا ۴۸ سوره شعرا، درست همانجایی که عصای موسی(ع) همه سحرها را میبلعد و ساحران بیدرنگ به سجده میافتند، قرآن لحظهای را روایت میکند که هیمنه پرهیاهوی فرعون ناگهان فرو میریزد، صحنهای که نشان میدهد دشمن هرچقدر هم بزرگ به نظر برسد، شکستش میتواند در چند ثانیه رقم بخورد.
خداوند در آیه نخست سوره شعرا، پیامبر را خطاب قرار میدهد و او را از اندوه جانفرسای بیایمانی مردم بازمیدارد؛ اندوهی که نشان میدهد مشکل امت، نبود آیه و نشانه نیست، بلکه رویگردانی آگاهانه از حقیقت است.
در سوره فرقان خدا از شکایت پیامبر از همه امتش در طول تاریخ خبر داد که فرمود خدایا این قوم من قرآن را مهجور کردهاند.
قرآن، مستکبرانِ فاقدِ اَیمان را دشمنانی میداند که یمین، عهد و قرارداد را محترم نمیشمارند و پیوسته خیانت میورزند. چون «لا أیمان لهم»، نه دوست و نه دشمن از مکرشان در امان نیست؛ بنابراین اعتماد به چنین پیمانشکنان، امری جاهلانه و سفیهانه است.
در آیات پایانی سوره مؤمنون، خداوند پرده از پایان کار کسانی برمیدارد که عمرشان را با تکبر، استهزا و ستم گذراندند، آنها اعتراف میکنند اشتباه کردهاند، اما پشیمانی در آن روز نه دردی را درمان میکند و نه دری را میگشاید، زیرا فرصت بازگشت تمام شده است.
آیات ۸۴ تا ۸۹ سوره مؤمنون قدرتطلبانی را به چالش میکشد که چنان دچار غرور شدهاند که گویی نقش خدا را برای خود قائلاند. قرآن با پرسشهای پیدرپی، ضعف این قدرتهای پوشالی را برملا میکند و نوید میدهد که عقوبت چنین طاغوتهایی دیر نخواهد بود.
در سوره مؤمنون، قرآن پرده از الگویی برمیدارد که صاحبان قدرت برای توجیه رفتارهای خود به آن پناه میبرند، الگویی که با انکار حسابرسی و نفی پیامدهای ظلم، راه را برای جنایت هموار میکند. همین منطق توجیهگر که بنیاسرائیل را به سقوط کشاند، امروز نیز در رفتار جریانهای اشغالگر دیده میشود.
آیه ۱۸ سوره مؤمنون با یادآوری نزول حسابشده آب نشان میدهد که جهان زیر تدبیر الهی است، نه محصول اراده قدرتهای زمینی. همان انکاری که مشرکان داشتند، امروز نیز در رفتار قدرتهایی دیده میشود که خود را مالک طبیعت و تاریخ میپندارند، نقطه آغاز دشمنی با حقیقت، همین نادیدن نشانههای روشن است.