در نهجالبلاغه، فقر تنها یک پدیده اقتصادی نیست، بلکه ابزاری است که شیطان با استفاده از آن، ایمان را نشانه میگیرد.
نفوذ کلام الهی و آیات قرآن در دل مخاطبان، موجب ایجاد تسکین و آرامش شده بود، بسیاری از مخاطبان اذعان داشتند که این آیات، آنها را از سردرگمیها و فشارهای روانی ناشی از جنگ خارج کرده است.
نهجالبلاغه به ما میگوید که فردا متعلق به کسانی است که امروز در بطنِ عسر و سختی، بذرهای یسر و آسانی را میکارند و با توکل و تدبیر، از تنگناهای زمانه عبور میکنند.
جهانیان در حیرتاند که چگونه ملتی زیر بیسابقهترین بمبارانها و وحشیانهترین محاصرهها در غزه، اینگونه استوار ایستاده است.
هنگامی که یک ملت در مسیر حق ایستادگی میکند، خداوند از منابعی که در محاسبات سیاسی و نظامی نمیگنجد، آنها را یاری میدهد؛ همانگونه که در تاریخ معاصر، بارها شاهد گشایشهای غیرمنتظره بودیم.
زهد قرآنی در آینه نهجالبلاغه، تلاشی است برای ساختن انسانی که در عین حضور فعال در قلب تمدن و تولید ثروت، قلبش را در گروِ زنجیرهای مادی قرار نداده است.
در نظام اندیشگی اسلام، پیوند میان آموزههای وحیانی و زیست اجتماعی، مسیری است که از قلب فرد آغاز شده و به ساختارهای کلان فرهنگی و اجتماعی منتهی میشود.
چرا پیامبر(صلیالله علیه و آله) برای ۲۳ سال زحمت طاقتفرسای خود، فقط «مودّت نزدیکانش» را بهعنوان پاداش طلب کرد؟
هدایتی که قرآن وعده داده، شامل حال کسانی است که در مسیرِ خداگرایی از تمنیات شخصی عبور کنند. این نگاه، راهبرد اصلی نهجالبلاغه برای خروج از جاهلیت مدرن و رسیدن به تمدنی انسانی است.
آیه ۱۷۳ صافات، هم یک بشارت است و هم یک هشدار. به همۀ رزمندگان جبهۀ حق در ایران و فلسطین و یمن و لبنان بشارت میدهد که در این نبرد نابرابر تنها نیستند و قدرتی بینهایت پشتیبان آنهاست.
در پیوند با آیه ۴۵ سوره بقره که به نماز و صبر به عنوان یاریگران انسان اشاره دارد، نهجالبلاغه «صبر» را راس ایمان میشمارد.
ابنسینا، فیلسوف و پزشک بزرگ جهان اسلام، هرگاه در مسئلهای علمی یا فلسفی به بنبست میرسید و ذهنش قفل میشد، وضو میگرفت، به مسجد میرفت و دو رکعت نماز میخواند.
مادر پیرت برای دهمین بار سؤالی تکراری میپرسد،خستهای و میخواهی فریاد بزنی،آن لحظهای که بهجای بیحوصلگی، نفس عمیق میکشی، لبخند میزنی، تو در سختترین امتحان وفاداری، نمره قبولی گرفته ای.
نمیتوان دم از جهاد کبیر و عدم اطاعت از کافران زد، اما نسبت به شکافهای اجتماعی بی تفاوت بود، نهجالبلاغه پیوند عمیقی میان عدل و استقامت ملی برقرار میکند.
دوست صمیمیات پشتسرت حرف زده و دلخور هستی، بهجای انتقام و افشاگری، سکوت کن. هر لحظه که جلوی زبانت را میگیری، خدا درحال پاککردن یک گناه از نامۀ عمل توست.
پیوند معارف نهجالبلاغه با آیه ۲۲ سوره نور، ترسیمگر سیمای جامعهای است که بر مدار «مغفرت الهی» میچرخد.
در یک بحث خانوادگی، وقتی یک جواب دندانشکن و کنایهآمیز به ذهنت میرسد که میدانی طرف مقابل را میسوزاند، همان لحظه به یاد بیاور که این بهترین پاس گل به شیطان برای ایجاد کینه است.
در نگاه نهجالبلاغه، ریشه بسیاری از انحرافات اجتماعی و شکستهای سیاسی، ترس از غیر خداست.
وقتی حس میکنی در برابر سیل کارتونها و بازیهای مخرب، تنها هستی، تلویزیون را خاموش کن، فرزندت را با محبت در آغوش بگیر و یک قصه از قهرمانان واقعی برایش تعریف کن.
دانشمند هستی، ولی تو را بهخاطر خدمت به کشورت تحریم کردهاند، قرآن را باز کن و ببین که خدا با تو است: «قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلَی».
بچهات با لجبازی دیوانهات کرده و میخواهی فریاد بزنی؟ بهجای اینکه سرش داد بزنی، همان لحظه از اتاق بیرون بیا، آب سردی به صورتت بزن و زیر لب بگو: «خدایا! این امانت توست، صبرش را هم تو بده»
در نگاه علوی، جامعه یک واحد یکپارچه است که اعمال هر بخش از آن، همچون موجی بر تمام سطح دریا اثر میگذارد.
خستگی باعث شد به همسرت کممحلی کنی؟ با یک چای داغ و چند دقیقه گفتوگوی صمیمی، آن کمتوجهی را جبران کن و دلش را به دست بیار.
بخشی از آیه ۱۲۷ بر عدم اندوه و دلتنگی در برابر مکر دشمنان تأکید دارد: «وَلا تَحزَن عَلَیهِم وَلا تَکُ فی ضَیقٍ مِمّا یَمکُرونَ». این فرمان الهی، زیربنای مدیریت بحران در نهجالبلاغه است.
آرامش قلبی زمانی در سطح کلان رخ میدهد که مردم احساس کنند حقوقشان محترم شمرده میشود، در حقیقت، ذکر الله در ساحت اجتماع، یعنی جاری کردن قوانین الهی و عدالت که نتیجه آن امنیت روانی عمومی است.
وقتی نگرانی نان و معیشت و چک و اجاره، خواب را از چشمانت ربوده،به خودت یادآوری کن آن خدایی که روزی میلیاردها موجود، از کوچکترین حشره تا بزرگترین کهکشان را میدهد، هرگز تو را فراموش نمی کند.
بهجای چرخیدن بیهدف در اینستاگرام، قرآن را باز کن. انگار خدا دارد مستقیماً با خودت حرف میزند. این گفتوگو، هر حس تنهایی را از بین میبرد.
در نگاه اجتماعی نهجالبلاغه،فقر، جهل و ظلم به عنوان بزرگترین سیئات اجتماعی تنها زمانی ریشهکن میشوند که حسناتی چون عدالت اقتصادی، آگاهیبخشی عمومی و مساوات در حقوق شهروندی جایگزین آن شوند.
خداوند ابابیل و خداوند طبس، خدای امروز هم هست و دست خدا ما را یاری میکند، همانگونه فرمود: هنگامی که به سوی دشمنان تیر پرتاب کردی، تو پرتاب نکردی، بلکه خدا پرتاب کرد تا آنان را هلاک کند.
جامعهای که در علم و فناوری عقب بماند، نمیتواند فرمان قرآن مبنی بر آمادگی حداکثری را اجرا کند و از منظر فرهنگی، تخصصگرایی و بهروز بودن در ابزارها و رویکردها، بخشی از هویت مؤمن است.