ریشه همه انحرافات انسان و مشکل اصلی اطاعت و بندگی انسان از خدا در هواپرستی ست و اگر نه اطاعت انبیاء در آنجا که مطابق میل و خواسته انسان باشد هنری نیست و انسان هم با آن مخالفتی ندارد، آنجا که کششی به سوی مخالف دارد باید راه درست را انتخاب و گرایش صحیح را تقویت و با اراده خویش آن را ترجیح دهد و نفس را مهار کند تا از این رهگذر بتواند ارزش خویش ظاهر سازد.
قرآن برای مؤمنان با ایمان متوسط، وعده معامله پرسود میدهد: جان بدهند و بهشت بینهایت ببرند. اما شهدا انگیزهای فراتر از بهشت داشتند؛ عاشق خود معشوق بودند. امام حسین(ع) برای بهشت به کربلا نرفت، بلکه فقط برای خدا رفت. شهدای دفاع مقدس نیز برای «لتکون کلمة الله هی العلیا» به جبهه رفتند.
جامعه نباید نگران باشد؛ چرا که انتهایِ این مسیر، پیروزیِ اتفاقی نیست، بلکه یک پیروزیِ حتمی و «نوشته شده» است. ما در جبههای هستیم که شکست در آن توهم است؛ جنگ هر چقدر هم سخت باشد، قطعهای از یک نقشهٔ بزرگ است که مقصدش پیروزیِ قطعیِ حق و حاکمیتِ عدلِ الهی در پایانِ تاریخ است.
یک مسلمان واقعی در مقابل ناموسش غیرتی دارد؛ نسبت به دشمنش شعوری دارد. اگر انسان یک یا دو مرتبه دشمنش را نشناسد و از آن زخم بخورد، بالاخره می فهمد که دشمن چه ماهیتی دارد.یک انسان و مسلمان واقعی نسبت به مردمش، خاندانش، ملتش و به احساس ملی و مذهبی اش علاقه و عاطفه ای دارد که حاضر نمی شود کاری کند تا منافع آنها تحت الشعاع قرار بگیرد.