تا همین چند سال پیش، بخش مهمی از فرهنگ در خانواده، مدرسه، مسجد، مهمانی و جمعهای دوستانه منتقل میشد؛ در گفتوگوهایی که چهره به چهره شکل میگرفتند و در آنها لحن، سکوت، نگاه و واکنش دیگری بخشی از معنای ارتباط بود. امروز اما بخش بزرگی از این ارتباط به صفحهای چند اینچی منتقل شده است.
در سالهایی که کردستان زیر تیغ ترور، شایعه و جنگ روانی میسوخت، ناهید فاتحی کرجو به جای انتخاب عافیت، راه آگاهی و مقاومت را برگزید و با خون خود مرز میان حقیقت و فریب را روشن کرد. او تنها یک دختر جوان نبود، بلکه معلمی است برای نسلهایی که میخواهند معنای غیرت، بصیرت و مسئولیت را دوباره بفهمند.
«در مملکت خود بنده بودن» تعبیری است که سیدفخرالدین شادمان برای توصیف سرنوشت ملتی به کار میبرد که زبان و فرهنگ خود را فراموش کرده و شیفته ظواهر تمدن بیگانه شده است. از نگاه او، جامعهای که نتواند بر پایه زبان و هویت فرهنگی خود با جهان جدید روبهرو شود، به تدریج استقلال فکری و شخصیت تاریخیاش را از دست میدهد. از همین رو شادمان زبان فارسی را نه صرفاً یک ابزار ارتباطی، بلکه یکی از بنیادیترین عناصر بقا و تداوم هویت ایرانی میدانست.
در دورانی که ایران پس از قرنها تشتت، تحت پرچم صفویه به یک وحدت ملی و مذهبی دست مییافت، شیخ بهایی به عنوان نقطه اتکای معنوی این حکومت مقتدر، نقشی ایفا کرد که فراتر از یک عالم دینی ساده بود.
در قلب منطقه ده ونک تهران، بنایی با معماری خاص و الهامگرفته از گنبد سلطانیه قرار دارد که به امامزاده قاضی صابر منسوب است. این مکان مذهبی، علاوه بر اهمیت زیارتی، بخشی از تاریخ و فرهنگ پایتخت محسوب میشود.
آیا فردوسی تنها پاسدار فرهنگ ایرانی بود یا اشعارش در بستر مفاهیم نژادی و جنسیتی نیز قابل نقد است؟ بررسی ابیات جنجالی شاهنامه به این سوال پاسخ میدهد.
مبلغ/ اینکه چرا ایران با وجود گسستهایی که در طی تاریخ پیش آمده است همچنان یک فرهنگ و روح واحد محسوب میشود در نوع خود معمای مهمی است که به گفته سهراب پورناظری سید جواد طباطبایی موفق به تبیین آن شده است.
مبلغ/ معمول است که هویت کنونی ایران را سهپاره میانگارند؛ هویت ایرانی، هویت اسلامی و هویت تجددی و غربی. چنانچه آقای سروش در مقاله سه فرهنگ خود از این سهپاره هویتی سخن راند و گفت اینها باید درکنار یکدیگر بنشینند و هرکسی در حاکمیتهای سیاسی تلاش کرده یکی را به نفع دیگری مصادره کند و کنار بزند و یکی را برجسته کند، در عمل ناکام مانده است و ما باید عملگرایانه به مساله نگاه کنیم و هر سه را بربتابیم و سعی نکنیم آنچه را که هست، دستکاری کنیم.